چو دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا

 مقدمه: محمود دولت آبادی در کتاب نون نوشتن توصیفی دقیق از احوال روحی دهه های اخیر ایرانیان بدست می دهد او می نویسد:

«... به راستی چه به روزگار من، به روزگار ما مردم آمده است ... نفرت و ناباوری، ناباوری نسبت به تمام آن ارزش هایی که من تمام زندگی ام را برای اشان به کار بسته ام، ارزش هایی که مرکز و محور تمام شان شان آدمی، انسان بوده است. اکنون آن «آدم» کجا شده است؟... این جا، در این سرزمین هنوز مرز میان تشخص و خودبینی مشخص نشده است، و از آن جا که نفوس انسانی از نخستین لحظات شکل پذیری شان تحقیر و سرکوب می شوند، بخت دست یابی به بلوغ را از دست می دهند و هم چنان در حالت جنینی باقی می مانند و آن چه در ایشان رشد می کند، همانا پیچ خوردگی و گره در گره ی غرایز اولیه است که در هر شخص مثل سگی هار در زنجیر قیدهای اجتماعی ، اسیر نگه داشته شده است و در انتظار روزی به سر می برد که بتواند آن زنجیر را بگسلد؛ و آن لحظه هنگامه ی هجوم فرا می رسد، هجوم و تجاوز به حقوق امثال خود.»

آیا این مطلب بیانگر اوضاع نابه سامان ما نیست؟هشت سال پیش دولتی در ایران بر سر کار آمد که از مقدس ترین اعتقادات مردم، بالاترین در آمد ارزی و بیشترین پشتیبانی بهره برد اما شوربختانه زیانبارترین عملکرد را بر جای گذاشت.

سال گذشته( مرداد و شهریورماه91) در برخوردی که با یکی از متجاوزین به حقوق مردم در شهر منظریه داشتم سر و کارم با معاون فرماندار وقت شهرضا عبدالوهاب سالمی افتاد. ماحصل گفتگو این بود:

1- شما و گروهی دیگر در اسلام آباد در صدد سیاه نمایی هستید و مترصد می باشید تا با علم کردن معایب به نظام ضربه بزنید و نیروها در جلسات خاص خود تصمیم گرفته اند تا با شماها و  بخصوص مسعود عسگری برخورد نمایند.

2- شما تمام ارگانهای این شهرستان را به چالش کشیده اید. و از راهی که می روی هیچ گاه بر نخواهی گشت و سال گذشته در جلسه 90/12/10 انتخابات مجلس و در گفتگو با رضا شهرضا قرآن را بر زمین زدی و....

این نخستین باری بود که به صورت علنی تهدید می شدم آنهم از جانب  مسئولین دولتی که بالاترین قانون شکنی ها را داشت. دولتی که یک فرماندار آن می گفت: قطب دام و طیور مصوبه سفر دور دوم دولت است و فرمانداری دیگر سخن از ضروری نبودن این طرح به میان می آورد و اکنون در صدد هست تا جبران خسارت نماید و به راه اندازی قطب کمک نماید. این آشفتگی ها نشانه ی چیست؟ آیا به غیر از تجاوز به حقوق مردم و  نابودی طبیعت و میراث نامی دیگر می توان برآن نهاد؟ اسناد ی که در این وبلاگ انتشار یافته است نشانگر این نکته تلخ است که  تعدادی  از مسولین دولت نهم و دهم در شهرستان از ابتدا قانون و حقوق ضعیف ترین اقشار جامعه را به بازیچه گرفته  بودند  و به ناحق خود را پاک دست ترین دولت نامیدند. وجدانهای پاک و آگاه که خواننده مطالب و اسناد منتشر شده هستند خود قضاوت کنند و نقد نمایند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.

 نخستین سند صورتجلسه مورخه 1392/5/27 شورای کشاورزی شهرستان است که نماینده عالی دولت در شهرستان سخن از ضروری نبودن طرح به میان می آورد و چند ماه قبل از این مصوبه یکی از همین دامداریها را در حوزه ضرری قنوات افتتاح می نماید. 

 

 دومین سند خرید آب از شرکت آب و فاضلاب است که مبلغ فروش بهایی نزدیک به چهار میلیارد تومان برآورد گردیده است.

 

 

  اسناد ذیل نشانگر تضاد نظر و نگرش علمی با خواسته ی نامشروع و مبتنی بر زور است

 

 

 


   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢٠
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک