خطر تحلیل منابع زیرزمینی آب بزرگتر از خطر تحریم هاست.

مدت سه سال است که وبلاگ کاریزهای جنوب شهرضا را راه اندازی نموده ام و فریاد زده ام که نگاه کنید چه بر باد می دهید؟ در این راه یک بار از جانب معاون سابق فرمانداری شهرضا عبدالوهاب سالمی(عضو علل البدل شورای چهارم شهرضا) تهدید شدم که مأموران امنیتی در نظر دارند تا با حقیر به خاطر انتشار مدارک و ایجاد این تار نما برخورد کنند. مگر من چه گفته و چه کرده ام؟ که خواب آقایان اینقدر آشفته گشته است؟ نوشتهای من تندتر از حرفهای عیسی کلانتری نیست. او اکنون خطر نابودی منابع زیر زمینی آب را بزرگتر از خطر تهدیدهای اسرائیل و آمریکا و تحریم ها می داند. حضراتی که منافع آنی چشمان شما را بر حقیقت دردناک بسته است به خود می آیید؟ پیش از آنکه آتش همه جا را فرا گیرد.

 

 

روزنامه قانون

کد خبر: 18542

تاریخ خبر: ۱۳۹۲ یکشنبه ۱۶ تیر

 گروه اقتصادی،  زهرا علی اکبری- مردی که 12 سال در مهم ترین اتاق وزارت کشاورزی ایران سکونت داشت، امروز معتقد است خطری به مراتب جدی تر از اسرائیل، آمریکا و تحریم ها، ایران را تهدید می کند و این خطر بزرگ تحلیل آب های زیرزمینی است. عیسی کلانتری گفت: من نگرانی زیادی برای نسل های بعد از خودمان دارم. اگر این روند ادامه یابد یقینا در سه دهه آینده ایران کشور ارواح می شود چون دیگر کسی نمی تواند در اینجا سکونت کند. صراحتا می گویم این جدی ترین خطری است که ایران را تهدید می کند اما زیر سایه سیاست این خطر از نظرها دور مانده و گم شده است.

 وی که عضو کارگروه مشورتی رئیس جمهور منتخب برای انتخاب کابینه است، بارها و بارها در میان صحبت هایش به بحران آبی کشور نقب می زند و از خالی شدن ذخایر آبی ایران می گوید. به از میان رفتن سفره های آب های زیرزمینی اشاره می کند که ایران را تا 30 سال دیگر کویر می کند.  وی می گوید فکر نکنید من می گویم این اتفاق بعدها می افتد. این اتفاق رخ داده و همین حالا ما در دوره بحرانی به سر می بریم. مشروح مصاحبه <<قانون>> با عیسی کلانتری، دبیر کل <<خانه کشاورز>> و مدیر گروه پژوهشی امور کشاورزی در مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام در پی می آید.

            ***

 شما عضو کارگروه مشورتی آقای روحانی برای انتخاب وزرا هستید، از روند انتخاب وزرا چه خبر؟

 هنوز هیچ خبر خاصی در این مورد نیست. تصمیم نهایی در این حوزه گرفته نشده است.

  کارها چطور پیش می رود؟

  فکر می کنم انتخاب کمی سخت باشد. به هر حال برای هر وزارتخانه تعداد زیادی گزینه هست و باید انتخاب در مرحله نهایی توسط خود آقای روحانی صورت گیرد.

از میان صحبت های برآمده، این طور استنباط می شود که کابینه آقای روحانی به کابینه وحدت ملی نزدیک باشد؟

 اگر می خواهید تصویری از کابینه آقای روحانی داشته باشید، ترکیب کابینه آقای هاشمی را بررسی کنید. در کابینه آقای هاشمی از همه طیف ها و گروه ها حضور داشتند و کابینه دربست در اختیار یک تفکر خاص نبود. آقای روحانی هم همین روحیه را دارد. فکر می کنم همه گروه ها، جناح ها و تفکرها، امکان حضور در کابینه را داشته باشند. کار سخت است. اگر کسی بخواهد تنها از یک طیف وزیر انتخاب کند، تکلیفش روشن است اما وقتی می خواهید از همه ظرفیت ها استفاده کنید، انتخاب مشکل می شود. برای هر وزارتخانه 50 کاندیدا هست. خوب معلوم است که کارها کمی مشکل می شود.

 فکر می کنید با این روند تکلیف اعضای کابینه چه زمانی مشخص شود؟

 من امیدوارم که آقای روحانی در مراسم تحلیف کابینه اش را معرفی کند حالا باید دید کار چطور پیش می رود. به هر حال کشور در موقعیت پیچیده ای است. حل مشکلات تنها از دست کابینه برنمی آید. باید همزمان با کار در داخل، مناسبات بین المللی هم احیا شود که در این حوزه البته آقای روحانی تجربه فراوانی دارند. فکر کنم راحت ترین کار برای ایشان انتخاب وزیر امور خارجه باشد.

 برگردیم به یک بحث تخصصی که البته حوزه کارشناسی شما نیز هست. بفرمایید دولت یازدهم، بخش کشاورزی را در چه شرایطی تحویل می گیرد؟

  فکر می کنم خدا باید به آقای روحانی کمک کند.

 از چه بابت این حرف را می زنید؟ آمارهای دولت دهم که حکایت از بهبود وضعیت نسبت به قبل دارد و شرایط خوبی را ترسیم می  کند.

 یک مثال بزنم. در مورد گندم، دولت می گوید 14.3 میلیون تن گندم تولید کرده است. واردات گندم نیز 6.7 میلیون تن بوده که می شود 21 میلیون تن. خود رئیس جمهور اعلام کرد به دلیل هدفمندی یارانه ها مصرف گندم در کشور بیش از هشت میلیون تن نیست. خوب یک میلیون تن هم برای بذر مصرف می شود و یک میلیون تن را هم حساب کنیم که خوراک طیور می شود، ( البته حدود 9.3 میلیون تن خوراک طیور وارد کشور شده است)،به گفته خودشان بین 700 هزار تا یک میلیون تن هم گندم از کشور قاچاق می شود. حالا با جمع کردن این اعداد و ارقام یک نفر جواب دهد که باقی این گندم چه شده است؟ 10 میلیون تن گندم باقیمانده کجاست؟

 فکر می کنید این گندم کجاست؟

  فکر می کنم اصلا تولید نشده است.

 واقعا؟

 بله. مگر می شود 10 میلیون تن گندم گم شود.

دلیل ارائه آماری تا این حد اشتباه چیست؟

 کسانی که آمار دروغ می دهند دستشان در دست دلالان خارجی است. همین آمار سبب گمراهی می شود. بر اساس همین آمار دولت، به موقع نسبت به واردات گندم اقدام نکرد و به جای فروردین،تیرماه به دنبال خرید گندم رفتند و 150 دلار بالاتر از قیمت های اسفند و فروردین،گندم وارد کردند و یک میلیارد دلار به کشور ضرر زدند. ما همان وقت به وزارت صنعت، معدن و تجارت اطلاع دادیم که تولید گندم حداکثر هشت میلیون تن است. از شرکت بازرگانی دولتی با من تماس گرفتند و گفتند به ما اعلام کرده اند که به فکر صادرات 3.5 میلیون تن گندم باشید. همان موقع به آنها گفتم بروید به فکر واردات 4 میلیون تن گندم باشید. همین هم شد. حالا چه کسی جوابگوی خسارت یک میلیارد دلاری در این حوزه بابت آمار دروغ است؟ چه کسی نفع برده است؟ طبیعتا دلالان خارجی. اگر این آمار دروغ را با منفعت دلالان خارجی مرتبط کنید، آن وقت پرتقال فروش پیدا می شود.

تحلیل شما از این وضع چیست؟

  من واقعا خجالت می کشم که بالاترین مقام کشاورزی این مملکت درباره سرنوشت این حجم گندم حضور ذهن نداشته باشد.

  در سایر حوزه ها وضعیت چگونه است؟

  ببینید من یادم هست سال 1383 به آقای خاتمی گفتم معلوم نیست چه کسی رئیس جمهور بعدی شود اما باید حتما برنامه ای تدارک ببینیم که دولت بعدی دچار مشکلی نشود. به هر حال هر کاری که این دولت انجام دهد، در دولت بعدی نمود می یابد چون تدارک سال آینده باید امسال صورت گیرد. در زمان انتقال دولت آقای موسوی به آقای هاشمی مشکلی وجود نداشت و دولت این تدابیر را اندیشیده بود. در زمان انتقال دولت آقای هاشمی به خاتمی هم مشکلی نبود و تدارکات دولت خاتمی برای انتقال به دولت بعدی هم مناسب بود اما باید ببینید که تدارکات دولت فعلی چگونه است.

 امسال هر ماه برای تامین نیاز کشور باید 830 تا 850 هزار تن علوفه وارد کشور شود. کل علوفه موجود در انبارها برای 150 روز آینده است. خوب رئیس جمهور بعدی در صد روز اول فعالیت خود چه کار باید بکند؟

 مورد دیگری را مثال می زنم. کشور به 5 میلیون تن ذرت و 3 میلیون تن کنجاله نیاز دارد. طبیعتا روند واردات باید به صورتی باشد که تا آبان ماه حدود 5 تا 5.5 میلیون تن از ذرت و کنجاله مورد نیاز وارد کشور شود. در حال حاضر حجم واردات گندم 860 هزار تن و حجم واردات کنجاله 540 هزار تن است یعنی 25 درصد از نیاز کشور. حالا تاثیر این کمبود چیست؟ این کمبود استمرار عرضه گوشت مرغ و تخم مرغ را به خطر می اندازد. رئیس جمهور 12 مرداد دولت را تحویل می گیرد. در صد روز اول که نمی تواند به دنبال واردات این کالاها باشد. بالاخره باید ذخایری در کشور وجود داشته باشد. در بذر هم وضعیت همین طور است. ما به 270 هزار تن بذر غله نیاز داریم یعنی 230 هزار تن گندم و 40 هزار تن جو. کل پیش بینی بذر غله کمتر از 50 هزار تن است. آیا این تدارکات برای انتقال دولت فعلی به دولت آینده مناسب است؟ حالا مثال ملموس تر می زنم. برای کشت بهاره سطح زیر کشت سیب زمینی 50 هزار هکتار یعنی 32 درصد کاهش یافته است. قبلا سطح زیر کشت سیب زمینی بهاره 160 هزار هکتار بود. حالا سیب زمینی کالایی است که مثبت و منفی 5 درصد در تولیدش روی قیمت تاثیر می گذارد. با این کاهش کشت، شهریور ماه می بینیم که حجم برداشت سیب زمینی کاهش می یابد. وقتی مردم سیب زمینی کیلویی 5 هزار تومان خریدند مشکلات را از چشم روحانی خواهند دید. باید بگویم سیب زمینی کالای وارداتی هم نیست. در پاییز کسری یک میلیون تنی عرضه سیب زمینی داریم و فوقش بتوانیم 30 تا 40 هزار تن سیب زمینی از پاکستان و دیگر کشورها وارد کنیم. تکلیف چه می شود؟

 در مورد سایر کالاها هم وضعیت همین است؟

  بله. در مورد همین مرغ و تخم مرغ. دولت تخصیص ارز 1226 تومان را قطع کرده است. حالا باید دان مرغ را به قیمت 2500 تومان وارد کرد.

 مابه التفاوت را اگر دولت پرداخت کند که هیچ. البته دولت پولی در بساط ندارد و اگر پرداخت نکند، باید قیمت 80 درصد اضافه شود. چکار می خواهید بکنید. گوشت مرغ وارد کنید؟ جواب بیکاری مرغداران را چه می دهید؟ دولت روحانی کار ساده ای ندارد. دولت انبارها را پر نکرده است.پیش بینی برای انتقال انجام نداده است و روحانی متاسفانه کشور را با انبار خالی، خزانه خالی، بنادر خالی و بانک مرکزی خالی تحویل می گیرد.

  چه باید کرد؟

 من این ها را می گویم تا این نتیجه را بگیرم که مردم باید صبر کنند. وقتی گرانی پاییز از راه رسید از چشم دولت روحانی نبینند.

در چه محدوده زمانی می شود کارها را درست کرد؟

  بازگشتن از سال 1392 به سال 1384 حداقل 2 سال زمان نیاز دارد.

 برگردیم به آمارهای دولت دهم. آقای رئیس جمهور اشاره کرده اند که 118 میلیون تن تولیدات کشاورزی داریم، ارزیابی تان از این آمار چیست.

 والا اگر این آمار حقیقت داشت ما جزو خوشبخت ترین مردمان جهان بودیم. در ضمن می توانستیم سالی بیست میلیارد دلار غذا هم صادر کنیم اما تولید کشاورزی تعریف دارد. تولید کشاورزی به کالایی گفته می شود که یا توسط انسان مصرف می شود یا به کارخانه تحویل داده می شود. اگر این معیار را در نظر بگیریم آن وقت می بینیم که تولید کشاورزی در ایران 68 میلیون تن بیشتر نیست. علوفه جزو تولیدات کشاورزی نیست اما در این آمار می آید. مگر می شود 40 میلیون تن علوفه تولیدی را جزو تولیدات کشاورزی محسوب کرد؟ طبق این آمار باید برای هر نفر 1.5 میلیون تن تولید داشته باشیم اما گویا مردم را حیوان فرض کرده اند که آمار تولید علوفه را هم می آورند. بقیه آمارهای دولت هم همین است.

  الان وضعیت تأمین مواد غذایی در ایران را چطور ارزیابی می کنید؟

  من به آمار و ارقام خود گمرک اشاره می کنم. سال گذشته 6.7 میلیون تن گندم، 9.3 میلیون تن علوفه، 1.6 میلیون تن روغن، 1.3 میلیون تن برنج، 1.2 میلیون تن شکر و 150 هزار تن گوشت قرمز وارد کشور شده است. این ها می شود 1350 کیلوکالری. وزارت بهداشت گفته است برای اینکه سوء تغذیه نباشد، باید در شبانه روز بین 2300 تا 2400 کالری مصرف شود. البته این در حالتی است که سوء تغذیه نباشد که البته 5 دهک ایران سوء تغذیه دارند. حالا 1350 را بر 2400 تقسیم کنید می شود 56 درصد. یعنی 44 درصد مواد غذایی در داخل تولید می شود.

 حالا ما را با دیگر کشورها مقایسه کنید؟

  هیچ کشوری جز شیخ نشین های جنوب خلیج فارس و معدود کشورهایی در جنوب مدیترانه و چند جزیره در دریای کاراییب و برخی دیگر از کشورهای میکروسکوپی این موضوعیت را ندارند. ما از بقیه دنیا عقب تر هستیم. در بدترین شرایط خشکسالی در کشور سال های 77 تا 80 میزان خودکفایی در تامین مواد غذایی کمتر از 55 درصد نبود حالا چه شده است که الان به این رقم رسیده است؟

 آقای دکتر فکر می کنید با این وضعیت چه باید کرد؟

کشاورزی همواره جزو مهجورترین بخش هاست. طبق آمارها همواره سرمایه گذاری اندکی در آن صورت گرفته و توقع از آن بالا بوده است.

 خوب دیگر وقتی مملکت با این وضع روبه روست چه باید کرد یک ماه بنادر ایران بسته شود، مردم گرسنه می مانند. حالا ما بیاییم آمار غیر واقعی بدهیم. مسئله اما جای دیگری است. من می خواهم از مشکل به مراتب بزرگ تری حرف بزنم. مشکلات ما این ها نیست. مشکل اصلی که مار ا تهدید می کند و از اسرائیل و آمریکا و دعواهای سیاسی و... خطرناک تر است مسئله زندگی ملت است. این است که فلات ایران دارد غیرقابل سکونت می شود و کسی به این فکر نیست. مسئله اینجاست که آب های زیرزمینی تحلیل رفته اند وبیلان منفی آب بیداد می کند و کسی به فکر نیست.

 کم آبی کشور را به شدت تهدید می کند و بیلان منفی برداشت آب در ابتدای انقلاب زیر صد میلیون متر مکعب در سال بود این بیلان در حال حاضر به 11 میلیارد متر مکعب رسیده است یعنی 110 برابر شده است.

من نگران شدید نسل های بعد هستم. هفت هزار سال است که در ایران زندگی جریان دارد. ما حق نداریم با این بی تدبیری کشور را با این چالش بزرگ مواجه کنیم.

 آیا مسئولان متوجه این خطری که شما می گویید کشور را تهدید می کند، شده اند؟

 من همه جا گفته ام. اگر وضعیت اصلاح نشود ایران 30 سال دیگر کشور ارواح می شود چون همه کشور تبدیل به کویر می شود. در کویر اگر بارش هم صورت گیرد، ثمری ندارد چون سفره آب زیرزمینی خشک شده است، آب در سطح می ماند و تبخیر می شود.در حال حاضر تمامی پیکره های آبی طبیعی ایران خشکیده اند. دریاچه ارومیه، بختگان، تشک، پریشان، کافتر، گاوخونی، هورالعظیم، هامون، جازموریان و.... دیگر چیزی باقی نمانده. من از وقوع بحران حرف می زنم. زندگی ملت در حال تهدید است. یک کشوری مانند مالدیو که در جنوب اقیانوس هند است در معرض زیر آب رفتن است. این کشور بین 300 تا 400 هزار نفر جمعیت دارد و سال هاست سازمان ملل در حال بررسی است که این ملت را کجا ببرد. حالا ما با 75 میلیون نفر، به فرض افزایش نیافتن جمعیت کجا باید برویم.

 چرا این وضعیت پیش آمد؟

  اوایل انقلاب بدون مجوز چاه زدند. بدون   مجوز کف شکنی کردند. برای تولید بیشتر آب های زیرزمینی را از بین بردند و منابع تجدیدشونده را به غیر تجدیدپذیر تبدیل کردند.کویر در ایران در حال گسترش است و هشدار می دهم به زودی 25 سال دیگر جنوب البرز و شرق زاگرس غیرقابل سکونت می شود و افراد باید مهاجرت کنند. اما به کجا؟راحت بگویم که از 75 میلیون نفر جمعیت ایران 45 میلیون نفر بلاتکلیف می مانند.آن وقت رئیس کمیسیون کشاورزی بیاید و بگوید غذای 1.5 میلیارد نفر را در ایران تولید می کنیم. شاید البته بعضی که این حرف ها را می زنند در آسمان ها سیر می کنند.

 تراز منفی آب های زیرزمینی در سال 84 چقدر بود؟

  آقای خاتمی با تراز منفی 5.3 میلیارد مترمکعب دولت را تحویل داد اما چون می خواهند تولیدات کشاورزی داشته باشند ولی سرمایه گذاری نکنند، می آیند آب های زیرزمینی را از بین می برند. من فکر می کنم زندگی ملت ایران در معرض تهدید است و باید فکری به حالش کرد.

رسیدگی به این مسائل در دولت جدید جایی دارد؟

   بله. چشم بر هم گذاشتیم سی سال از انقلاب گذشت. یک نیم چشم دیگر بر هم بگذاریم ایران غیرقابل سکونت می شود.مگر می شود به راحتی از کنار این مسئله گذشت؟اولویت آقای روحانی اصلا رفع همین مشکل است. اگر همین امروز کارمان را شروع کنیم بین 12تا 15 سال طول می کشد که بیلان منفی تراز شود.

 اعتبار مورد نیاز برای رفع این مشکل برآورد شده است؟

  200 هزار میلیارد تومان می خواهیم تا بدون کاهش تولید، بیلان منفی آب را تراز کنیم. برای جبران هر مترمکعب بیلان منفی آب بین 17 تا 20 هزار تومان نیاز است اما استحصال یک متر مکعب آب از زیر زمین 500 تومان خرج دارد. خب چکار باید کرد؟ من می گویم حرف های سیاسی را رها کنید. مسئله اول کشور اینجاست که نه چپ  می شناسد و نه راست و نه دشمن خارجی. اگر می خواهیم زندگی کنیم باید با دشمنان داخلی برهم زننده بیلان مبارزه کنیم. این هم فقط کار وزیر جهادکشاورزی نیست. کار همه است. همه حاکمیت. از مقام معظم رهبری تا مردم و کشاورزان. باید به همه هشدار داد که پیکره آبی ایران در حال نابودی است.          

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۳:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٤/۱۸
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک