لایسئل عما یفعل

 در زندگی هر فردی موقعیتهایی پدید می آید که قدر و اندازه هرکس مشخص می گردد. چه بسا افرادی با پیدا کردن مقامی یا پولی یا کسب مدرکی یکباره همه چیز را فراموش می کنند و مست گردیده و ترک تازی ها می نمایند. زنده یاد پریش شهرضایی چه زیبا گفت:« عمرا این صندلیا حسنی مناتی نداره اگه ریس یه جا شدی بر دادا میز میز نکن» ولی کم هستند انسانهایی که این سخنان حکیمانه را به گوش جان و هوش بشنوند و عمل نمایند. در دوره فرمانداری جناب رضا شهرضا بسیار کوشیدیم با ایشان سخن بگوییم و خطرات قطب دام و طیور را برای ایشان شرح دهیم اما به درب بسته بر می خوردیم تا جایی که با قلدری تمام و از موضع لایسئل عما یفعل با ارباب رجوعان برخورد می کرد و ثمره آنچه را که انجام داد دید و چشید. ولی چه سود که:

باران دو صد ساله فرو ننشاند             این گرد بلا را که تو انگیخته ای

 در این قسمت تصویر شکایت یک شهروند و دستور استاندار اصفهان را مشاهده می کنید و در ذیل شکوائیه گزارش برخورد مردم زیارتگاه با ایشان در مورخه 89/5/10 را می خوانید.

 

 

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٧

تکاپوی مسئولین جهت تامین آب قطب غیر قانونی دام و طیور

در این قسمت با انتشار و شرح مستندات و مدارک ذیل گوشه‌ای دیگر از تخلفات و قانون گریزهای مسئولین وقت فرمانداری شهرضا و مدیریت جهاد کشاورزی استان و شهرستان را در معرض دید و قضاوت خوانندگان و اهل درد می‌نهیم.
الف- نقشه زیر نقشه فاز اول قطب دام و طیور است چنانکه ملاحظه می‌نمایید قرار بر این بوده و هست که ۱۵۳ واحد دام و طیور شامل ۳۲ واحد مرغداری با ظرفیت ۶۴٠ هزارقطعه مرغ، ۴۶ واحد گاوداری ۵۰ راسی، ۶۵ واحد گاوداری ۱۰۰ راسی، ۹واحد گاوداری ۲۰۰ راسی، یک واحد گاوداری دو هزار راسی جمعاً ١٢/۶٠٠ راس گاو مولد در منطقه جنوب شهرضا احداث گردد. با دقت در این نقشه و دیگر اسناد و مدارک طرح و بررسی و تطبیق آن‌ها با قوانین در می‌یابیم که چه تخلفات گسترده‌ای اتفاق افتاده است. به عنوان مثال: گاوداری دو هزار راسی شرکت آریا لبن در فاصله ۵۰ متری مادر چاه قنات عمروآباد(به سری دوم تصاویر همین وبلاگ نگاه کنید) اقدام به حفر سیلو و دیگر تاسیسات نموده است صرفه نظر از اینکه چه کسی پاسخ گویی تخریب مادر چاه قنات عمروآباد است؟ خوب است مدیران حامی طرح به پرسشهای زیر پاسخ دهند:
۱. مطابق مواد ۱۳۶ تا ۱۳۹ قانون مدنی حداقل حریم قنات ۵۰۰ متر است حال چگونه گاوداری دو هزار راسی (که در نقشه با علامت E1 و فلش قرمز مشخص گردیده) اجازه تاسیس آنهم در جوار قنات را می‌گیرد؟ حتماً همانگونه که دراسناد مربوط به تامین آب دیدیم ( ودر همین قسمت هم دوباره می بینیم) متولیان امر  برای رفع این نوع معضلات هم چاره اندیشی ویژه ای کرده اند
۲. مسولین جهاد و کشاورزی استان و شهرستان بر اساس کدام قانون و استعلام محیط زیستی و یا در اختیار داشتن کوچک‌ترین مجوز تامین آب اقدام به طراحی چنین قطبی نموده‌اند؟ مگر مطابق نظام دامپروری کشور هر راس گاو شیرده حداقل به ۱۲۵ لیتر آب نیاز ندارد؟ یا بر اساس ضوابط فنی مندرج در صفحه ۲۲ همین کتاب نظام دام پروری محل تاسیسات نباید در جهت وزش باد غالب باشد آیا از وزش باد غالب شهرضا از جنوب غربی به سمت شمال شرقی بی‌اطلاع بودند؟

 

فرماندار وقت شهرضا و حامی طرح در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی مورخ٨٩/۵/۴ شماره٨٩۵۴ صفحه ١۴ به شرح مشکلات کم آبی، خشکسالی و کمبود آب شرب شهرضا می پردازد خوب است در اینجا بدین پرسش پاسخ دهند؛ چگونه با این معضلات، مدیران شهرستان (که در این امور باید با عالی ترین نماینده دولت در منطقه هماهنگ باشند) ٢٠ لیتر آب شرب شهروندان را جهت قطب دام و طیور تخصیص می دهند؟

پس از انتشار نامه های شرکت آب منطقه ای اصفهان مبنی بر عدم تامین آب قطب فرماندار وقت که حامی اصلی این طرح نسنجیده است می کوشد خطای فاحش خود را با خطایی دیگر جبران نماید و از اداره آب درخواست موافقت با حفر چاه در منطقه خروس گلو را می نماید.


 

 

دم خروس و قسم حضرت عباس آب شرب شهروندان را به چه مجوزی به قطب اختصاص می دهید؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٧

«قنات» راهکار نجات

 

روزنامه شرق / حسین آخانی:  من چون در روستا متولد و بزرگ شده‌ام، از بچگی با کشاورزی و آب رابطه داشتم. حتی تا زمان رفتن به مدرسه، آب آشامیدنی ما از آب‌جوی قناتی تامین می‌شد که از وسط حیاط‌مان می‌گذشت. 34سال پیش من 15ساله بودم و دوسال بود انقلاب شده بود. در همان سن علاقه شدیدی به نوشتن داشتم.

 دوران انقلاب بسیاری از جوانان و نوجوانان را با کتاب‌خواندن، شعرسرودن و حتی روزنامه‌نگاری آشنا کرد. من تازه به دبیرستان رفته بودم. تنها نشریه‌ای که در اراک منتشر می‌شد، هفته‌نامه سروش استان مرکزی بود. من به آنجا راه پیدا کردم و اولین مقاله خود را در 15سالگی نوشتم: «قنات‌ها در معرض خطرند.» متاسفانه متن آن را پیدا نمی‌کنم.

 خیلی دلم می‌خواست امروز که کشور گریبان‌گیر بحران آب شده  است، آن را مجددا منتشر می‌کردم. شاید خواندن دغدغه‌های یک بچه روستایی که 34سال پیش خطر تخریب مهم‌ترین سازه پایدار آبرسانی در ایران را احساس کرده بود، حتی برای خودم هم خواندنی باشد. امروز بزرگ شده‌ام، ولی بازهم همان دغدغه‌ها را دارم، به‌خصوص که به واسطه شغلم آب و گیاه بخش جدانشدنی زندگی من است.

این‌روزها بزرگ‌ترین مقام‌مسوول آب کشور، زبان به بیان گوشه‌ای از حقایق صنعت آب گشوده است. اینکه سدهایی که ساخته شده باعجله بوده است، اینکه کشور در شرایط سختی است، اینکه توسعه کشاورزی به این شکل، ناپایدار و غلط بوده است، اینکه ما دریاچه‌ها و تالاب‌هایمان را یکی‌یکی خشک کرده‌ایم.

در یک کلام: اعتراف به بی‌تدبیری در صنعت آب! موضوعی که سال‌هاست فعالان محیط‌زیست و دانشگاهی‌ها، تحت‌عنوان «مافیای سدسازی» به آن اشاره کرده بودند.

یادم می‌آید وقتی ما در مقابل مسوولان و مهندسان وزارت نیرو همین حرف‌ها را می‌زدیم (از جمله یکی از معاونان آقای وزیر) ما را متهم به احساسی‌بودن می‌کردند.

همیشه می‌گفتند که ما برای رساندن آب به مردم چاره‌ای جز سد‌سازی نداریم و چون دانش و اطلاعات ما محیط‌زیستی‌ها ناچیز است آنها را بی‌خود مورد نقد قرار می‌دهیم. حال شاهدیم که سدها یکی‌یکی خالی می‌شوند، دریاچه‌ها یکی‌یکی خشک می‌شوند، خانه‌هایی که یکی‌یکی در شهرها ساخته می‌شوند معلوم نیست با کدام آب پذیرای ساکنان جدید خواهند بود.

 وقتی به جناب شهردار اعتراض کردیم در این شرایط بی‌آبی ساخت دریاچه بزرگ در تهران اشتباه است، نه‌تنها به ما پاسخی ندادند، بلکه دستور داد در کوتاه‌ترین زمان ممکن ساخته شود و هزاران مثال بی‌شمار که در جای‌جای ایران رخ‌داده است. تاریخ ما نشان داده است که به‌ندرت کسانی که مسبب این‌همه بی‌تدبیری شده‌اند مورد مواخذه قرار گیرند.

خیلی از آنها کم‌کم رنگ عوض می‌کنند و تقصیرها را به گردن مثلا فلان نماینده مجلس، فلان مسوول بانفوذ و سران قبلی دولت یا جناح سیاسی می‌اندازند تا باز هم با پیشنهادات غیرمعقولانه از عواید پروژه‌های سخت‌افزاری آب بهره‌مند شوند. اما چاره چیست؟ به عقیده من در این کشور خشک تنها یک راه وجود دارد. همان راهی که چندین‌هزارسال مردمان ایران‌زمین آن‌ را یافته‌اند و تا نیم‌قرن اخیر باعث پایداری قدیمی‌ترین تمدن جهان در پیچ‌های پرفرازونشیب سیاسی و اقلیمی شده‌اند. قنات یکی از هوشمندترین اختراعات بشر برای زندگی پایدار در کشوری است که از نظر اقلیمی به‌شدت ناپایدار است.

 قنات بدون کوچک‌ترین صرف انرژی، مازاد آب زیرزمینی را به سطح زمین منتقل می‌کند. قنات آب را در معرض تبخیر قرار نمی‌دهد. درباره  قنات، صدها جلد کتاب و مقاله نوشته شده است. فکر نمی‌کنم درک قنات برای مهندسان ما کار دشواری باشد.

شاید دشوارترین بخش قنات آن است که برای مرمت، توسعه و احداث آن نمی‌توان سالی شش‌میلیارددلار از بودجه مردم را در مجلس و دولت تصویب کرد و به همین دلیل جاذبه‌ای برای غول‌های صنعت آب ندارد. شاید بتوان تدبیری اندیشید تا این جاذبه ایجاد شود، مثلا به هر مهندس قنات ماهی صدمیلیون‌تومان ریسک سقوط در چاه داد، یا دیواره چاه‌ها را با سنگ مرمر ایتالیایی تزیین کرد و صدها روش دیگر که بالاخره دست از این پروژه‌های ویرانگر سد‌سازی و انتقال آب بردارند.

هرچند نگارنده متهم می‌شود که نوشته‌اش بوی علم نمی‌دهد، اما این فقط آیند‌گانند که قضاوت می‌کنند، آیا علم چندهزارساله مردمانی که در خشک‌ترین نقاط ایران امتحانش را پس داده؛ درست است یا علم وارداتی 50ساله‌ای که اتفاقا پدیدآورندگان آن دیگر به آن اعتقادی ندارند؟

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳

وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ

آنان که با خداوند مکر می نمایند نمی دانند که خداوند خود بهترین چاره جوست. فرماندار وقت شهرضا- شرکت پیشگامان دام و طیور-تعدادی از مسئولین سازمان جهاد کشاورزی استان و مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سر مستانه در پی اهداف شوم خود در منطقه بودند.مکرها نمودند و نقشه ها کشیدند. ولی غافل از مکر پروردگار بودند. امروزه در گوشه و کنار سرزمین ستم دیده ایران به کرات  این گونه منفعت طلبی ها دیده می شود اشتهای سیری ناپذیر دنیادوستان تا حدی ظهور و بروز پیدا کرده که زندگی هزاران نفر دیگر تباه شود اما جیب آقایان بیشتر پر شود. آری در ملک ما صاعقه فقرا ستم اغنیاست. آنهم نوکیسه گان تازه بدوران رسیده که تنها اصل و ارزش حیاتشان اصالت فایده و سود از هر طریق است. آیا جناب رضا شهرضا و مدیران جهاد کشاورزی استان و شهرستان نمی دانستند که منطقه شهرضا منطقه خشک و بی آبی است؟ آیا از آیین نامه های ایجاد مجتمع دامپروری آگاه نبودند!؟ چرا خوب هم آگاه بودند اما کسی از روستائیان را داخل آدم نمی شمردند و به حساب نمی آوردند و زمانی که فریادها را شنیدند و مدارک تخلفاتشان بر سر هر کوی و برزنی به نمایش درآمد و جلوه ای از مکر خدا را دیدند به تکاپو افتادند که بر تخلفات خود صحه گذاشته و گریزگاهی قانونی بجویند. از این رو جلسه شورای هماهنگی مدیریت بحران مورخ89/2/7 را برگزار نمودند تا روغن ریخته شده را جمع کنند و طرح مندرس و پاره شده را رفو کنند. در این جلسه که با تجمع کشاورزان معترض در بیرون فرمانداری شهرضا همراه بود و ایادی فرماندار وقت شهرضا به لطایف الحیل مانع حضور یکی از نمایندگان مجرب کشاورزان در جلسه گردیدند صورتمجلس های ذیل تهیه گردید و باز جناب رضا شهرضا فرماندار وقت بند سوم صورت جلسه را که مبتنی بر جابجایی طرح بود را حذف نمود اما در صورت جلسه جهاد کشاورزی استان شماره 13969/510 مورخه89/2/13 مدیرامور دام سازمان جهاد کشاورزی جابجایی طرح قید گردیده است.

 صورت جلسه اختصاصی قطب دام و طیور شهرضا بند سوم که جابجایی طرح است از مصوبات حذف گردیده است

 

  پیشنهادات  کمیته کارشناسی تامین آب قطب غیر قانونی دام و طیور شهرضا

 

صورت جلسه دوم و مصوبات شورای هماهنگی مدیریت بحران 89/2/7

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک