به قوهای فریدونکنار کمک کنید

به قوهای فریدونکنار کمک کنید .

5000 قوی مهاجر مطابق معمول هر ساله در اراضی فریدونکنار  فرود آمده اند . تلاش بی وقفه محیط بانان و علاقمندان حیات وحش برای حفاظت از آن ها ادامه دارد .

قوها احتمالا" به دلیل نا امنی تالاب به منطقه سرخرود آمده اند . این جمعیت زیاد را قبل از هر چیز خطر گرسنگی تهدید می کند . گروه های داوطلب به تغذیه آن ها مشغولند .

اقلام مورد نیاز ذرت و گندم است .

قیمت هر تن ذرت 750 هزار تومان و هر تن گندم 600 هزار تومان می باشد .

شماره حساب ها و کارت ها

شماره کارت ها  6104337209058716

6273531070045311

شماره حساب ها   بانک ملت 4483252895 شعبه 65235

بانک تجارت 0003802508114 شعبه 362

تلفن : محمد علی الله قلی 09121771573

با تشکر و قدردانی از همه کسانی که شب و روزشان را برای نجات قوها گذاشته اند 

متاسفانه برخی آدم ها برای قوها جهنمی ساخته اند و تنها انسان های دیگر می توانند به کمک آنها بروند .

 

 

 


   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٠:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٧

مرگ زنده رود از مرداب تا سرچشمه

مقاله ای ارزشمند از جناب محمود حسینی استاندار سابق اصفهان در روزنامه شرق 92/10/24

مرگ زنده رود از مرداب تا سرچشمه
ظریفی می گفت حالت احتضار ومرگ رود به انسان مانند است که مرگ از پا شروع می شود به بدن می رسد ودرآخر، جان از سربه در می رود.زاینده رود که تا جند سال پیش تنها رودخانه دائمی دشت مرکزی ایران بود واینک فصلی، با مرگ دست به گریبان شده و به حال احتضار! افتاده است.
مرگ از پای رودخانه آغاز شد. تالاب گاوخونی پایانه حوضه آبریز زاینده رود بیش از یک دهه می شود که دیگرحبات ندارد ومرغزارهای گرداگرد آن به بیابان شوره زاری بدل شده و زیست بوم چند استان را به هم زده است.از این واقعه اما شهر راخبری نشد تا اینکه مرگ به تن رود خانه رسید وجلگه حاصلخیز زاینده رود در شرق اصفهان قالب تهی کرد وبستررود وکمی بعد سفره های زیرزمینی جلگه خشکید.خبر آن وقتی به گوش مسئولین رسید که سفره های کشاورزان قانعی که خود تولید کننده نان بودند خالی شد وبرخوردهای غلط مدیریتی، آرامش را از این مردم آرام گرفت و بی تاب شدند.اما باز هم تدابیرلازم برای جلوگیری ازفاجعه در راه بکار گرفته نشد وضعف نظام اندیشه وبرنامه ریزی در وزارت نیرو وبرخی مراجع تصمیم گیری ادامه یافت وآثار سوء آن بیشتر نمودارشد. به اندک مدتی مرگ به قلب شهر وسپس به بالاتر یعنی به غرب رسید.کشتزارها وباغات کهن بلوک ماربین و شهرستان های فلاورجان ونجف آباد پژمرد واره برقی ها به جان درختان گشن وپر ثمر این خطه افتادند.دیگر:
صحبت ازخشکیدن یک برگ نیست آه جنگل را بیابان می کنند
در این سال ها شاهدیم که مرگ به سراغ سر(سرچشمه) رفته است.دراثر سوء تدابیر و گل آلود کردن آب از بالادست اوضاع چنان آشفته شده که به تدریج آثاربحران بی آبی به صنایع ومراکز تولیدی و ختی آب آشامیدنی زسیده است.طرح آبرسانی به اصفهان بزرگ واستان های همسایه که آب شرب بیش از 5 ملیون جمعیت فلات مرکزی ایران با مصرف سالانه 450 ملیون متر مکعب را تامین می کند دیگر کفاف نمی دهد واز تابستان گذشته با تنش جدی روبرو شده و می رود که کمبود آب شرب وبخران های ناشی از آن به یک چالش اساسی در طول مسیر 400 کیلومتری زاینده رود وشهرستان هایی که آب به انها انتقال می یابد وباشندگان ومجتمغ های سکونتی ومراکز اقتصادی ،صنعتی و تولیدی آن خطه تمدن سازدرآید.
سهرها و شهرستان های شهرکرد،سامان،بن،فرخ شهر و چلگرد در استان چهار محال وبختیاری، زرین شهر،فولادشهر،مبارکه،فلاورجان،نجف آباد،خمینی شهر،اصفهان،شاهین شهرومیمه،برخوار،کاشان،اردستان ،نطنز،نایین، ورزنه،کوهپایه وجرقویه در استان اصفهان،یزد،اردکان در استان یزد و دلیجان در استان مرکزی ، اززاینده رود مشروب می شوند. آنچه این شهرها وآبادی ها را به هم پیوند می دهد امرجیاتی آب است.این رشته اتصال ایجاب می کند تا همه بافت های جمعیتی این مسیز وبزرگان ومدیران این استان ها باهم تعامل وتعاون وهمدلی داشته باشند همانگونه که پیشینیان این دیار در امتداد تاریخ مدنی خود با تلاش وتدبیر ضمن استفاده حداکثری از آب موجود با همبستگی وهمزیستی مثال زدنی حیات اجتماعی این سامان را تداوم بخشیده اند و با نظام تقسیم آب دقیق وسامانه های آبیاری مجهزوفنی علاوه بر آن که حفاظت از رودخانه وانهار منشعب ازآن وتاسیسات وابسته را با مشارکت فعال همه ذینفعان طراخی کرده اند،یک الگوی فیصله بخش مدیریتی بین همه نسق بران رودخانه اغم از بالا دست وپایین دست به وجود آورده اند که ویژگی های این مدیریت که امروز هم کاربرد دارد وبه این هنجار ها واصول نیازمندیم عبارتند از:
1- نفع شخصی را در اتکا به نفع جمعی می دیدند.
2- مشارکت تمامی ذینعان را ملاک موفقیت می دانستند.
3- حقوق همه بخش ها (بلوک ها) وروستاها اعم از حقابه داران وسهم بران لحاظ می شده است.
4- تجاوز به حقوق هیچکدام از نسق بران بالا دست وپایین دست رودخانه متعارف ومجاز نبوده است.
5- ساز وکارهای بهبود مدیریت ورفع اختلافات پیش بینی شده بود.
6- مدیریت حفظ ونگهداری رودخانه وپیشگیری از تخریب آن و مدیریت توزیع منصفانه آب با مشارکت 
وحمایت ذی نفعان به نحو دقیق اعمال می گردیده.
7- این ترتیبات به شکل یک منشور حقوقی مورد اتفاق معتمدین همه بلوکات بود وبه تایید حاکمان محلی 
نیز می رسیده که آخرین آن منشوری است که به طومار شیخ بهایی موسوم است.
در پی تحولات صنعتی ایران در دهه 40 ساختارهای سنتی بهم ریخت. مهاجرت به شهرها گسترش وجمغیت کشور به شدت افزایش یافت.بویژه پس از اصلاحات ارضی با نام الغای نظام ارباب ورعیتی مدیریت منسجم قبلی(ولو ظالمانه) بر آب وزمین متلاشی شد و اجرای همه اموررا دولت به عهده گرفت.دولت هم نتوانست الگوی جدید مدیریتی ونظام بهره برداری با مشارکت مردم جایگزین الگوی قبلی کند. ورشته امور از کف او بیرون شدونظم ونسق حاکم بر شهرها وروستاها ومدیریت آب دستخوش تشتت و تغییر گردید.
با استقرار ذوب آهن دربالا دست زاینده رود واحداث پالایشگاه ودیگرکارخانجات دراصفهان،تغییرات وسیع وسریع در این حوضه آبریز اتفاق افتاد ودر پی آن سیل جمعیت مهاجر از سراسرکشوربه شهرها وحواشی آن سرازیر گردید..بعد از انقلاب وجنگ به دلیل امنیت مرکز ایران، صنایع بزرگ ملی مثل فولادمبارکه،صنایع نظامی ،فلزی ،شیمیایی،سیمان ونیزوگاه به اصفهان گسیل وبار سنگین سطح ملی بدون در نظر گرفتن آثار اجتماعی وزیست محیظی آن بر دوش اصفهان گذاشته شد.
ضعف اعمال حاکمیت در مدیریت آب موجب به هم ریختن نظم ونسق قبلی و دگرگونی زیاد درحوضه زاینده رود گشته وبار گذاری بیش از ظرفیت، رمق رودخانه را گرفته وحیات آن را در معرض تهدید قرار داده است. تجزیه مدیریت حوضه آبریز(استانی کردن مدیریت آب) در آخر دولت آقای خاتمی و تصویب آن در مجلس هفتم واعلام رئیس جمهور وقت(آقای احمدی نژاد) به بالادست رودخانه که هرچه آب خواستید بردارید اگر زیاد آمد آنگاه اجازه دهید به پایین دست برود آشفتگی ها وبی ترتیبی ها را افزود واعمال حاکمیت را ضعیف تراز پیش کرد وکار مدیریت بر آب را با پیچیدگی زیاد روبرو ساخت.
این تصمیمات غیر دوراندیشانه، اثرات سوء ومخرب اقتصادی،اجتماعی،امنیتی وزیست محیطی پدید آورده است که بسادگی قابل رفع نمی باشد.برخی از آثار نگران کننده آن عبارتند از:
- آب درپشت سد اینده رود به زیر ترازبحرانی رسیده است.
- کاهش فاحش آب درآبخوان های حوضه، منجر به نابودی کمی وکیفی آبخوان ها ومنابع آب زیرزمینی و خطر پدیده فاجعه بارنشست سراسری دشت ها شده است.
- خطرنابودی کامل تالاب گاوخونی ومحیط زیست طبیعی رودخانه 
- نابودی کشاورزی در بخش شرقی ومیانی حوضه که اکنون به غزب گسترش یافته
- خشک شدن دشت ها وباغ های چند صد ساله وداری حقابه مصرح در طومار شیخ بهایی
- پیشروی کویرازسمت شرق وشمال شرق ودرنتیجه انتشار ریزگردها و خطرنابودی سرمایه های عظیم ملی وتمدنی
- ایجاداختلاف وعداوت بین ساکنین حوضه،استان های همجواردر غیاب یک مدیریت فیصله بخش و کارشناسانه ودامن زدن به اعتراضات و بروز نارضایتی و ناآرامی های اجتماعی
- امکان قریب الوقوع مهاجرت مردم از دشت مرکزی واثرات زیانبار آن بر امنیت ملی
- مخدوش شدن نظام حقوقی توزیع آب با قدمت چندین صد ساله ونابودی یک سرمایه عظیم اجتماعی 
دراینجا چند نکته یاد آوری می شود:
1- بحران آب درحوضه زاینده رود بحران محلی واستانی نیست بلکه ابعاد آن ملی است وتبعات آن همه کشور را تحت تاثیر قرار می دهد. 
2- شش استان خوزستان،چهارمحال و بختیاری،اصفهان،یزد،کرمان ومرکزی درحوضه زاینده رود ذینفع هستند.متاسفانه دراثر بی تدبیری های مدیریتی در سال های گذشته می رود که بین آنها بر سر توزیع آب کدورت و اختلاف ایجاد و دامن زده شود که این امر آثار سیاسی اجتماعی مخربی در پی دارد.این استان های همجوار باید بدانند که نفع همه در آن است که با همدیگر به نحو برنده – برنده تعامل کنند و حقوق ومنافع مشترک همدیگررا رعایت کنند.
3- مبنای حل مسائل فیمابین گفتگوهای کارشناسی ومذاکرات مدیریتی وتعامل سازنده است.البته نقش سازمان های مردم نهاد ورسانه ها دراین تعامل وپیشگیری از تنازع نباید نادیده گرفته شود. 
4- وزارت نیرو که نقش فرابخش و وظیفه اعمال حاکمیت در امر حیاتی آب در کشور وداوری اختلافات رابرعهده دارد باید با وقوف کامل به جایگاه خود واشراف بر مسائل غلمی-کارشناسی،اجتماعی،زیست محیطی،تاریخی موضوع آب ومدیریت برمنابع ومصارف آب در همه ابعاد وجوانب بویژه مصالح ومنافع ملی را در تصمیم گیری ها مد نظرو ملاک قرار دهد واجازه ندهد مسائل حاشیه ای وارد کار شود. 
5- بحران آب درایران وبه ویژه در حوضه زاینده رود به علت خشکسالی های اخیر نیست لذا مردم وبرنامه ریزان با علم به این که کمیابی آب یک واقعیت است باید مصارف ونوع توسعه خود را تنظیم کنند ودر مرحله نخست با مدیریت مصرف والگوهای کشت مناسب وعدم استقرار صنایع آب بر و بارگذاری چمعیت متناسب باظرفیت، این بحران مدیریت کنند.
اخیرا اخبار نگران کننده ای انتشار یافته که تحت تاثیر فشارهای وارده بعضی طرح های آبرسانی یا انتقال اب در این حوضه مورد مناقشه قرارگرفته است که ازجمله آن ها طرح انتقال آب از زاگرس به فلات مرکزی ایران است.این طرح که ویژه آب شرب،صنعت وحفظ محیط زیست سه استان خشک یزد،کرمان واصفهان است،سال ها مطالعه، تصویب وبه اجراء رفته، فرصتی است تا ذر آینده فلات مرکزی ایران ومتعاقبا کویرنیمه مرکزی وشرق کشور را ازنابودی برهاند.باشد که جمعیت ساکن آن باقی بماند ومانع کوچ آنها شود. ذخایرژنتیکی عظیم گیاهی و جانوری موجود تباه نگردد و بالاخره حیات اجتماعی،اقتصادی و فرهنگی-تمدنی آن خطه استمرار یابد.
از دولت تدبیر وامید انتظار می رود اجازه ندهد طرح های مصوب ملی که با منافع و امنیت ملی گره خورده است به سادگی تعلیق شود.اگرچنین باشد بسیاری با روش ها و سنت هایی که این ایام رایج شده با تشکیل اجتماعات مبادرت به تعطیل پروژه ها یا حتی می توانند پروژه هایی را تاسیس کنند.آنگاه با ترویج این زبان کشور دیگراداره شدنی نیست وبه قول معروف خشت روی خشت بند نمی شود. وزارت محترم نیرو باید هرچه سریع تر اعمال حاکمیت کند.
همانگونه که هیات محترم دولت به حق گروهی را برای رسیدگی به بحران دریاچه ارومیه ونجات آن مسئول پیگیری کرد، انتظار است گروهی را هم ازسوی دولت ماموررسیدگی به بحران حوضه زاینده رود کند تا با در نظر گرفتن همه جوانب کارشناسی واجتماعی وبا رعایت انصاف وعدالت ولحاظ مصالح ملی ودر نظر گرفتن حقوق همه ذینفعان تصمیم گیری کند.قبل از آنکه پروژه های مصوب وقانونی این حوضه یکی پس از دیگری به محاق تعطیلی برود . مرگ رودخانه به وقوع پیوندد آنگاه حیات بخش مهمی ازفلات مرکزی وجمعیت کثیرساکن درآن را تحت الشعاع قرار دهد.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٧

هنوز نمی‌دانیم برای احیای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

 

 بزرگنمایی
سبزپرس – گروه محیط طبیعی: رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت:هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که برای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

به گزارش سبزپرس، «عیسی کلانتری» در مراسم روزجهانی تالاب‌های در تبریز گفت: اگر سیاست‌هایی که تا چندماه قبل بود در 20 سال آینده ادامه پیدا کند، در این سرزمین نه ایران خواهد بود و نه ایرانی. این یک پیش بینی نیست، یک واقعیت است.

او ادامه داد: در سال 1370 مرحوم فرساد رئیس کشاورزی استان  به من گفت که چاه‌ها دارند شور می‌شوند. بررسی اولیه نشان می‌داد که این پیشروی آب شور دریاچه است. اسفند 74 دو متخصص آب و خاک کشور پیش من آمدند و گفتند با بررسی‌هایی که انجام دادیم، اگر این سدها به بهره‌برداری برسند، دریاچه ارومیه بین 15 تا 20 سال خشک خواهد شد.

کلانتری تاکید کرد: تقصیر را به گردن خشکسالی نیاندازیم. ما خودمان ویران کرده‌ایم و خودمان باید احیا کنیم. نسل حاضر دریاچه را خشکانده. 10 درصد خشکسالی مقصر است. زیاده خواهی‌های نسل موجود و در نظر نگرفتن ضوابط توسعه پایدار مقصر است.

او گفت: در ضوابط توسعه پایدار آمده که نسل حاضر نباید حقوق نسل‌های بعد را به خطر بیاندازد. ما دریاچه را خشکانده‌ایم. شجاعت داشته باشیم و بپذیریم که سوء استفاده کردیم و حقابه را به بهانه زیاده‌خواهی خودمان از بین برده‌ایم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه با انتقاد از سیاست‌های بخش کشاورزی و برخی فشارها به این بخش گفت:‌ ما نمی‌دانیم پتانسیل طبیعی کشور چقدر است ولی سیاست‌گذاری می‌کنیم و به دستگاه اجرایی تحمیل می‌کنیم که باید در محصولات خودکفا شویم.

او گفت: همین تفکر، تا چند سال قبل توسعه پایدار را کلمه غربی می‌پنداشت. همه اینها نتیجه در نظر نگرفتن توسعه پایدار است. در خوزستان سد ساختیم در حالی که نباید می ساختیم.

کلانتری با انتقاد از روند سدسازی گفت:‌ بعد از سد شهید عباسپور نباید سد دیگری در خوزستان می‌ساختیم. گتوند را با چهار هزار میلیارد ساختیم، حالا باید هزار و 200 میلیارد تومان بدهیم تا آن را تخریب کنیم. الان دو میلیارد مترمکعب آب شورشده. شوری آب کف دریاچه سد گتوند، 5 برابر خلیج فارس است.

او تاکید کرد: اینها نتیجه سیاست‌های غلط است. مجریان غلط فکر می‌کنند مردم هم به فکر منافع کوتاه مدت هستند و حق دارند. فکر کردن به منافع بلند مدت وظیفه حاکمیت است.

کلانتری ادامه داد: من از سازمان محیط زیست گله دارم. این سازمان هیچوقت حقوق مالکیتی خودش را نفهمیده و اعمال نکرده. نباید برخلاف آن چیزی که باور داریم، عمل کنیم. اگر فشار آوردند استعفا بدهیم و می روم. اما پا روی اعتقادمان نگذاریم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت: هیچ کدام از رودخانه های کشور به مقصد خودش نمی رسد. هیچ کدام از رودخانه های داخلی به تالاب‌ها نمی رسد. فردا  سفید رود هم به دریای مازندران نمی رسد.

او گفت: ما در مرکز تحقیقات استراتژیک بررسی می‌کردیم که واقعا پتانسیل تولیدات کشاورزی کشور با عملکرد 2.2 برابر امروز (به نسبت آب) برای چقدر جمعیت کافی است؟ الان بخش کشاورزی 80 میلیارد متر مکعب آب مصرف می کند و در چند سال آینده نمی‌تواند بیش از 40 میلیارد مصرف کند. ما با 80 میلیارد مترمکعب حساب کردیم و این پتانسیل با 120 میلیارد دلار سرمایه گذاری سالیانه به بیش از 70 میلیون نفر نخواهد رسید.

او تاکید کرد: بیهوده دوباره صحبت از خودکفایی در محصولات کشاورزی نداشته باشیم. چراکه سیاست‌های خودکفایی ما را آب و طبیعت باید تعیین کند.


دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اجتماعی و اقتصادی

کلانتری افزود: در سه سال گذشته میزان منابع آب سطحی ما 44 تا 48 درصد کمتر از متوسط 40 سال گذشته بود در حالی که نوسان بارندگی ما سه درصد بیشتر نبوده است. این نشان می‌دهد که خشکسالی به هیچ وجه مقصر نیست و مدیریت اشتباه است. فقط دریاچه ارومیه نیست بلکه صدها دریاچه ارومیه زیرزمین داریم خشک می‌کنیم که کسی نمی‌بیند.

او تاکید کرد: حاکمیت باید بداند اگر سودی که با خشک کردن یک محیط طبیعی به دست می‌آید عدد پنج باشد، هزینه‌های خشک شدن آن دریاچه 100 است. یک کارشناس خارجی از من پرسید چرا رئیس جمهور شما علاقه دارد دریاچه ارومیه احیا شود من گفتم دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اقتصادی، اجتماعی است. بدانید که اگر دریاچه ارومیه از هم بپاشد، ایران از هم می‌پاشد.

کلانتری که با چشمان اشکبار سخن می‌گفت، خاطر نشان کرد: متاسفانه افراد [...] مسئله دریاچه را امنیتی کردند. کسانی را که آخر هفته آب می‌بردند و در بستر خشک دریاچه می‌ریختند را زندانی کردند. در روزهای پیش از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، یک دختر بچه آمد به دکتر روحانی گفت «دریاچه را باید دوباره احیا کنید اگر این کار را نکنید ما با اشک چشممان دریاچه را برمی‌گردانیم». دکتر روحانی گفت که «من قول می‌دهم دریاچه را احیا می‌کنیم» به آقای دکتر روحانی گفتم قولی که به مردم دادید، خیلی هزینه دارد ولی ایشان گفتند ارزش آذربایجان برای من صدها برابر این عددها است.

هنوز نمی‌دانیم چه باید کرد

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه در بخش دیگری از سخنانش گفت: هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که چه باید بکنیم. هرکس عددی می‌گوید که این عددها ممکن است برای یک شرکت رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه پیمانکار نان شود ولی برای دریاچه آب نمی‌شود. متاسفانه علممان بسیار ضعیف است. تقریبا با همه کسانی که صاحب‌نظر هستند جلسه داشته‌ایم. ما بن‌بست‌هایی را برای احیای دریاچه داشته باشیم.

او ادامه داد: الان تاحدودی نمی دانیم چه کنیم. هر کسی برای خودش طرحی داشت و هر وزارت‌خانه‌ای برای خود عملیاتی داشت. اینها هماهنگ نبودند و موازی‌کاری‌هایی وجود داشت. چون یک جایی متمرکز نیست و نتایج باید یک جا جمع‌بندی شود.


احیای دریاچه 15 سال زمان احتیاج دارد

کلانتری تاکید کرد: رئیس جمهوری به من قول دادند که اگر به برنامه‌ای اجرایی رسیدیم، از زیر سنگ هم که شده، پولش را جور خواهیم کرد. این دریاچه قابلیت احیا دارد ولی زمان‌بر است. فکر نکنید که سال آینده دریاچه به سال 78 برمی‌گردد. همه باید کمک کنند.

او افزود: اگر بخواهیم آب منتقل کنیم 8 تا 10 سال طول می‌کشد تا عملیات نهایی شود. متخصصان می‌گویند بدون تغذیه آب‌خوان‌ها نباید آبی وارد دریاچه شود. تغذیه آب‌خوان‌ها هم هست سال زمان احتیاج دارد. اگر بخواهیم مثلا از خزر آّب منتقل کنیم باید به اندازه 15 درصد توان نیروگاهی کشور برای پمپ کردن آب انرژی تولید کنیم. پس اگر احیای دریاچه به سرعت انجام شود، حداقل  15 سال زمان احتیاج داریم.

کلانتری گفت:‌ به خودم این قول را داده‌ام که کاری را که اطمینان ندارم که با علم متناقض نیست، انجام ندهم.

او همچنین خطاب به مردم آذربایجان و فعالان محیط زیست گفت: ما هیچ مسئله امنیتی درباره احیای دریاچه ارومیه نداریم. هدف همه آنهایی که برای دریاچه ارومیه تلاش می‌کنند هدف ملی میهنی است. آذری نباشد، اسلام هم نخواهد بود، حکومت اسلامی هم نخواهد بود.

کلانتری ادامه داد: ما هیچ خبر محرمانه‌ای نداریم و هیچ کاری بدون اطلاع رسانی به مردم هم انجام نخواهیم داد. هر تصمیمی بدون تغییر به اطلاع عموم خواهد رسید. بدون حضور مردم هیچ موفقیتی نخواهیم داشت. مردم بخواهند مسئولین نخواهند هم موفقیتی نخواهیم داشت.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٦

تالاب‌های خشک ایران در روز جهانی تالاب‌ها

مراسم روز جهانی تالاب‌ها روز دوم فوریه برابر با سیزدهم بهمن ماه در ایران و سایر نقاط جهان برگزار شد. این روز مصادف است با تصویب پیمان بین‌المللی رامسر در خصوص حفاظت از تالاب‌های ارزشمند جهان.

مراسم روز جهانی تالاب‌ها با همکاری گسترده سازمان‌های مردم نهاد در ایران برگزار شد.

در چنین روزی در سال ۱۹۷۱ میلادی برابر با ۱۳۴۹ خورشیدی نمایندگان کشورهای مختلف در پایان کنفرانسی که به ابتکار ایران در شهر رامسر برگزار شده بود پیمانی را تصویب کردند که هدف از آن مشارکت کشورهای دنیا در حفظ و استفاده متناسب از این زیستگاه‌های آبی است. ایران وهفت کشور دیگر نخستین کشورهای جهان بودند که گام‌هایی عملی را برای حفاظت از تالاب‌ها در قالب این معاهده به سایر کشورها معرفی کردند.

فهرست‌های پیمان رامسر

پیمان رامسر این امکان را در اختیار کشورهای عضو می‌گذارد تا تالاب‌های ارزشمند خود را در فهرست این پیمان جهانی ثبت کنند و از این طریق امکان حفاظت از آنها را افزایش دهند. فهرست رامسر همچنین راه همکاری‌های بین‌المللی و کمکهای جهانی را برای حفاظت از تالاب‌ها هموار می‌کند. به یمن پیمان رامسر اکنون ۱۶۸ کشور جهان عضو شبکه‌ای هستند که امکان همکاری و تبادل اطلاعات را بین آنها فراهم کرده است.

یونان با هفت تالاب و ایران با شش تالاب ثبت شده در «فهرست مونترو» در صدر کشورهایی قرار دارند که تالاب‌ها و زیستگاه‌های آبی آنها در معرض خطر نابودی است.

اکنون ۲۱۷۱ تالاب با مجموع ۲۰۷ میلیون هکتار در سرتاسر جهان در فهرست اصلی پیمان رامسر ثبت شده است. برتیانیا با ۱۶۹ تالاب ثبت شده در خاک اصلی خود و ۲۳ تالاب دیگر در سرزمین‌های تحت حاکمیت یا قیمومیت بریتانیا از جمله برمودا و سنت هلنا بیشترین تالاب‌های ثبت شده را در پیمان رامسر دارد. کشورهای مکزیک با ۱۳۹، اسپانیا با ۷۴، سوئد با ۶۶، استرالیا با ۶۵، نروژ با ۶۳، هلند با ۵۳، ایتالیا با ۵۲ و الجزایر با ۵۰ تالاب به ترتیب جزو کشورهایی هستند که بیشترین تالاب‌های جهانی را در مرزهای خود در فهرست رامسر ثبت کرده‌اند.

ایران ۳۵ تالاب خود را با مجموع مساحت ۱/۵ میلیون هکتار در فهرست اصلی پیمان رامسر ثبت کرده است. این تالاب‌ها دارای ارزش‌های زیست محیطی جهانی هستند و باید مورد حفاظت قرار بگیرند. برخی از این تالاب‌ها عبارتند از تالاب آلاگل، دریاچه امیرکلایه، دریاچه ارومیه، تلاب گاوخونی، گمیشان، فریدونکنار، انزلی و خوران.

تالاب‌های در معرض خطر

در کنار فهرست تالاب‌هایی که اهمیت جهانی دارند، فهرست دیگری تحت معاهده رامسر با نام «فهرست مونترو» وجود دارد که در آن تالاب‌هایی که در معرض نابودی کامل قرار دارند ثبت می‌شوند. در حال حاضر یونان با هفت تالاب و سپس ایران با شش تالاب ثبت شده در فهرست مونترو در صدر کشورهایی قرار دارند که تالاب‌ها و زیستگاه‌های آبی آنها در معرض خطر نابودی است. تالاب انزلی، تالاب هامون پوزک، دریاچه‌های نیریز، دریاچه شادگان و مناطق مردابی اطراف آن و همچنین دریاچه‌های شورگل، یادگارلو و دورگه سنگی جزو تالاب‌های در معرض خطر ایران هستند. به غیر از این، وضعیت دریاچه ارومیه نیز بسیار بحرانی است و بخش اعظم مساحت آن تاکنون خشک و به نمکزار تبدیل شده است.

پیام ایران در روز جهانی تالاب‌ها

معصومه ابتکار، رییس سازمان حفاظت محیط زیست ایران، در پیامی به مناسبت روز جهانی تالاب‌ها تاکید کرد این مراسم می‌تواند زنگ خطر نابودی تالاب‌ها را به صدا درآورد تا به گوش همگان برسد. او همچنین از سازمان‌های مردم‌نهاد در سرتاسر ایران خواست تا پیامرسان این امر مهم باشند. پیام رییس سازمان محیط زیست ایران در مراسمی که در تبریز به همین مناسبت برگزار شده بود توسط معاون او، احمدعلی کیخا، خوانده شد.

در مراسم روز جهانی تالاب‌ها در تبریز قهرمانان حفاظت از تالاب‌ها در سال ۱۳۹۲ در بخش‌های مختلف مربوط به مدیران، پژوهش و همچنین سازمان‌های مردمی معرفی شدند.

ابتکار در پیام خود به وجود بحران در تالاب‌های ایران نیز اشاره کرد و گفت سازمان محیط زیست برای مقابله با این بحران‌ها و به منظور رفع کم آبی تالاب‌ها و سایر مشکلات این زیست بوم‌های با ارزش، مدیریت تالاب‌ها و حوضه‌های آبخیز آنها را به عنوان راهبرد اصلی خود برای حفظ و حمایت از تالاب‌ها برگزیده است. او برای موفقیت در برنامه حفاظت از تالاب‌ها خواستار مشارکت کلیه گروه‌های ذینفع از جمله دستگاه‌های دولتی، نهادهای مدنی و جوامع محلی شد تا به این وسیله برنامه‌های مشترک و هماهنگ به اجرا گذاشته شود.

«تالاب‌ها و کشاورزی»

هر سال برای بزرگداشت روز جهانی تالاب‌ها شعاری از سوی دبیرخانه پیمان رامسر انتخاب و معرفی می‌شود. شعار امسال «تالاب‌ها و کشاورزی، همراهان رشد و بالندگی» بود.

وضعیت بسیاری از تالاب‌های ایران از جمله تالاب هامون بسیار بحرانی است.

با آن‌که تالاب‌ها یکی از عوامل اصلی رشد و توسعه کشاورزی هستند، اما کشاورزی بی ضابطه و خارج از ظرفیت‌های اکولوژیک آسیب‌های فراوانی به تالاب‌ها وارد کرده است. این امر به خصوص در کشورهای کم آبی مانند ایران تهدید جدیتری برای حیات تالاب‌هاست. بخش کشاورزی در ایران با مصرف بیش از ۸۵ درصد از منابع آبی بزرگترین رقیب تالاب‌ها برای دستیابی به آب به شمار می‌آید و مسول خشک شدن اکثر تالاب‌های غیرساحلی است که در فلات مرکزی ایران قرار دارند.

هفته تالاب‌ها به جای روز تالاب‌ها

با توجه به وضعیت بحرانی تالاب‌های ایران و ضرورت اقدام فوری برای حفاظت از آنها، سازمان محیط زیست ایران امسال پیشنهاد کرد به جای اختصاص یک روز در سال به مساله تالاب‌ها، هفته‌ای به نام هفته تالاب‌ها نامگذاری شود. این سازمان از هفته تالاب‌ها به منظور افزایش آگاهی‌های عمومی، برگزاری جلسات مختلف بحث و تبادل نظر و همچنین جلب مشارکت نهادها وارگان‌های مختلف استفاده می‌کند. به گفته معصومه ابتکار، برای اولین بار تمام امور مربوط به برنامه‌ریزی و اجرای مراسم و برنامه‌های هفته تالاب‌ها در سطح کشور به سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی سپرده شده است. هفته تالاب‌ها در هفته منتهی به ۱۳ بهمن ماه در نقاط مختلف ایران برگزار شد.

قهرمانان حفاظت تالاب‌ها در سال ۹۲

در مراسم روز ۱۳ بهمن مصادف با دوم فوریه که در تالار اندیشه در مجموعه ایل گلی تبریز برگزار شد، سازمان‌های مردم نهاد از استان‌های مختلف به همراه مسئولان سازمان محیط زیست و همچنین عیسی کلانتری دبیر ستاد احیاء دریاچه ارومیه حضور داشتند.

Talab_Tabriz

قهرمانان تالاب‌ها در مراسمی در تبریز معرفی شدند.

در این مراسم قهرمانان حفاظت از تالاب‌ها در سال ۱۳۹۲ نیز معرفی شدند. به این ترتیب حسینعلی ابراهیمی کارنامی، مدیرکل محیط زیست استان فارس و سعید یوسف پور، مدیرکل حفاظت محیط زیست چهار محال و بختیاری در بخش مدیران لوح قهرمانی تالاب‌ها را دریافت کردند. در بخش، پژوهش نیز محمد ابراهیم صحتی ثابت از استان کرمان برنده جایزه شد. در بخش فعالان مردمی نیز محسن معارف پناه از شهرستان نقده در استان آذربایجان غربی لوح قهرمانی تالاب‌ها را به خود اختصاص داد.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٩:٠٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٥

برای نجات هامون فردا دیر است

 


گری لوییس- (هماهنگ کننده مقیم سازمان ملل متحد در جمهوری اسلامی ایران)- مرد سیستانی می گفت: "فرشتگان بر دستان کسانی که به ما کمک کنند، بوسه خواهند زد." چهره رنگ پریده این ماهیگیر حکایت از روزگار و احوال ناخوش او می کند، پوست آفتاب سوخته و چرم مانندش گویای سال ها سختی و ناملایمات است و چشمانش نشانی از اشک های فروخورده اش دارد.

حسرت زمانی را می خورد که روزگار تاحدی به کامش بود و از ایامی می گفت که دریاچه ها پر از آب و ماهی بودند، فرزندانش شاد و زندگی بر وفق مراد بود. 
گفته هایش به قدری تکان دهنده بود که فراموش کردم نامش را بپرسم. می خواست حرف هایش را بشنوم و بعد دنیا را در جریان شرایط ناگوار فقیرترین و نامساعدترین منطقه ایران یعنی تالاب های هامون سیستان قرار دهم. 
امروز "تالاب" دیگر واژه ای درست نیست. زیرا اینجا حالا زمینی خشک و تفتیده است. اشتغال سودآور اندک است و بیش از نیمی از ساکنان با کمک های کمیته امداد امام خمینی زندگی می کنند. 
کار بیشتر آنان ماهیگیری است – یا بود. حالا تقریبا همگی بی کارند و در ویرانه های روستاهای متروکی زندگی می کنند که در حاشیه رودخانه هایی ساخته شده بودند که روزگاری پرآب و شکوفا بودند. باد در اسکله های پرسروصدا، بازارهای خالی از ماهی و قایق های شکسته ای می پیچد، که همه جا پخش شده است. 
هامون ها از سه ناحیه تالابی بزرگ به وسعت 5 هزار و 660 کیلومتر مربع تشکیل شده اند. دوسوم این تالاب ها در ایران قرار دارند و آب رودخانه هلمند افغانستان آن ها را به هم ربط داده و تغذیه می کند. بیشتر این ناحیه تا بیست سال پیش سرسبز و گونه های گیاهی و جانوری در آنجا فراوان و دریاچه پر از ماهی بود. مجموع صید سالانه از 12هزار تن فراتر می رفت و ماهیگیران ماهی هایی بیست کیلوگرمی صید می کردند. تالاب ها آب کشاورزان و رمه های گاومیش و امکانات معاش هزاران خانواده را تامین می کردند.

اما ایجاد سدها و کانال ها در افغانستان آب رودخانه را برای کشاورزی در استان های فقیرنشین قندهار، هلمند و نیمروز منحرف کرد و میزان آب دریاچه ها کاهش یافت. و بعد ایجاد چهار مخزن در داخل خود ایران به انحراف بیشتر آب از مسیر طبیعی آن منجر شد. 
من از سه روستای: تخت دولت، ادیمی و کوه خواجه دیدن و با بسیاری از ساکنان آن ها صحبت کردم. مردم از بی آبی ناراحت بودند و از دولت و سازمان ملل کمک می خواستند. مردم سیستان احساس می کنند برای کمک به آنان هیچ کاری – جز پرداخت کمک های نقدی – انجام نمی شود. آنان می خواهند کار کنند. 
خانم سالمندی که دست دو نوه خردسالش را گرفته بود، می گفت "ما برای بقای خود مبارزه می کنیم." و در حالی که به چهره محزون و موهای خاک آلود یکی از نوه های پنج ساله اش اشاره می کرد، گفت "دخترک دارد می میرد. ما نمی خواهیم آخرین نسلی باشیم که در اینجا زندگی می کنیم."
حدود 400 هزار نفر در ناحیه سیستان زندگی می کنند که تعداد زیادی از آنان در زیر خط فقر قرار دارند. کمک نقدی که از دولت یا کمیته امداد امام خمینی دریافت می کنند به زحمت از 20 دلار در ماه فراتر می رود. مردی می گفت: "ما صیادیم و زمین برای کشاورزی نداریم. یعنی اگر ماهی نباشد زندگی هم نیست." 
این فاجعه زیست محیطی هزاران نفر را وادار به ترک منطقه کرده است. به گفته منابع دولتی تنها در 2012 حدود 5 هزار خانواده منطقه را ترک کرده اند. در مجموع 600 هزار نفر از اینجا بیرون رفته اند. بیشتر آنان با طی مسیری دوهزار کیلومتری به استان گلستان در شمال ایران رفته اند تا زندگی تازه ای آغاز کنند، دیگران درهمه جای ایران پراکنده شده اند. آنان که مانده اند هرسال فقیرتر می شوند.
آنچه حیرت آور است سرعت پیشرفت این فاجعه ساخته دست انسان است. طی تنها 20 سال امکانات معاش مردم نابود شده است. بادهای شرقی که زمانی با وزیدن روی دریاچه عامل تهویه طبیعی هوا بودند حالا فقط توفان های شن به بار می آورند و روزهای متوالی باعث تیرگی هوا می شوند و توفان شن را به افغانستان و حتی دورتر یعنی تا پاکستان می برند. 
به نظر می رسد بیشتر ایرانیان اطلاع چندانی از رنج مردمی ندارند که در هامون های سیستان زندگی می کنند. در مقایسه، فاجعه زیست محیطی نمادین تری در ایران یعنی مرگ آرام دریاچه ارومیه از توجه شدید رسانه ای و سیاسی برخوردار است. اما وقتی اخیرا به دریاچه ارومیه سفر کردم، با نا امیدی شدید و یاس و درماندگی فراوانی مواجه نشدم که در هامون های سیستان شاهد بودم. 
این مشکل احتمالا تنها در صورت تحقق دو رویداد کلیدی حل خواهد شد. 
نخست، افغانستان و ایران باید مشترکا درباره مسیر اقدام برای تقسیم عادلانه آبی که قرن ها بین خود تقسیم می کرده اند به توافق برسند. دویست سال پیش مرزی در کار نبود. آنچه در آن زمان اهمیت داشت جامعه ها و خانواده ها بود که فرهنگ و زبانی مشترک داشتند و یافتن راه حل آسان تر بود. 
دوم، لازم است خود ایرانیان آب اندکی را که به ایران می رسد بهتر تقسیم کنند. درحال حاضر بیشتر آب برای تامین آب آشامیدنی و کشاورزی به شبکه مخزن چاه نیمه عمیق منحرف می شود. در حالی که هنوز می توان اجازه داد بیشتر این آب به طور طبیعی به هامون ها جریان یابد و باعث احیای آن ها و ادامه زندگی جوامع محلی شود. 
ایرانیان و جامعه بین المللی باید نسبت به این فاجعه واکنش نشان دهند. و باید هم اکنون چنین کنند. حامیان لازم است کار با ساکنان هامون ها را شروع کنند و به احیای روش زندگی آنان یاری رسانند. 
اجازه دهید در آن هنگام فرشتگان تصمیم بگیرند مرحمت خود را چگونه و در کجا ارزانی دارند. 
اشاره: این یادداشت توسط مرکز اطلاعات سازمان ملل در تهران و به مناسبت روز جهانی تالاب ها منتشر شده است. سردبیری ایرن اهتمام مسئولانه جناب گری لوییس به مسائل محیط زیست ایران را ارج می گذارد.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٠:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٤

مرگ دریاچه ارومیه، هشدار فاجعه

یکشنبه ۱۳ بهمن ۱۳۹۲
گزارش نیویورک تایمز ازبحران آب در ایران

مرگ دریاچه ارومیه، هشدار فاجعه


 

توماس اردبرینک

بعد از ۱۵ دقیقه رانندگی روی جایی که زمانی بزرگترین دریاچه ایران بود، یک مقام محیط زیستی ایران از ماشین خودش بیرون آمد و دست هایش را در جیب اش کرد و در سکوت روی دریاچه خشک شده قدم زد، انگار در جستجوی آبی بود که می دانست هرگز پیدایش نخواهد کرد.

درست یک ساعت پیش، در یک روز سرد زمستانی، اینجا در غرب ایران، حمید رعناقدر در مورد اینکه چطور یک دهه پیش کشتی های تفریحی پر از گردشگر در جستجوی فلامینگوهای مهاجر در رفت و آمد بودند، صحبت می کرد.

 اکنون اما، کشتی ها در حال پوسیدن در گل و لای هستند و فلامینگوها در مسیر خود به طرف مناطق مهاجر پذیرتر، در بخش های باقیمانده دریاچه در پرواز هستند. تنها پنج درصد آب دریاچه باقی مانده است.

ایران به طور بالقوه با کمبود آب روبرو است، آنقدر جدی که مقامات این کشور در حال تهیه برنامه های احتمالی برای جیره بندی آب در تهران، شهری با ۲۲ میلیون جمعیت و دیگر شهرهای بزرگ این کشور هستند. حسن روحانی رییس جمهوری ایران از آب به عنوان یک مساله امنیت ملی یاد کرده و در سخنرانی های خود در مناطقی که از کمبود آب، سخت ترین صدمات را خورده اند، قول داده است آب را به این مناطق برگرداند.

کارشناسان می گویند؛ تغییر آب و هوا، شیوه های آبیاری نادرست و موثر در اتلاف آب و کاهش منابع آب زیرزمینی از مهمترین عوامل گسترش کم آبی در این کشور هستند. در مورد دریاچه ارومیه، آنها سدهایی که جریان آب ورودی به این دریاچه را نیز به عوامل یادشده اضافه می کنند، رودهایی که از کوههای واقع در دو طرف دریاچه سرچشمه گرفته و به سوی آن روان بودند.

رعناقدر گفت: چند سال پیش عمق آب اینجا ۳۰ فوت بود. با گسترش خشکی در بستر دریاچه، گرد و خاک منطقه بیشتر می شود. وی با حسرت و در حالی که به طرف ماشین برمی گشت، افزود: کمی دورتر، نقاطی که روزی جزایری بودند که گردشگران تعطیلات خود را در آنجا، در خانه های ییلاقی مشرف به آبی دریا می گذراندند، اکنون در محاصره گل و لای و شن و ماسه هستند.
مشکل آب ایران از دریاچه ارومیه، دریاچه نمکی که هرگز برای نوشیدن یا کشاورزی مناسب نبود، فراتر است. دیگر دریاچه ها و رودخانه های اصلی این کشور نیز در حال خشک شدن هستند، مساله ای که می تواند به بحث و جدل ها در مورد حق آب، اعتراضات خیابانی و حتی شورش منجر شود.

رودهای اصلی نزدیک اصفهان واقع در مرکز ایران و اهواز در نزدیکی خلیج فارس روبه خشک شدن هستند همانگونه که دریاچه هامون در مرز ایران و افغانستان خشک شد. گرد و غباری که از بستر رودهای خشک برمی خیزد به مشکل آلودگی هوا در سطح ایران، که بنابه اعلام سازمان ملل، چهار شهر آن در فهرست ۱۰ شهر آلوده جهان قرار دارند، می افزاید.
اما هیچ کجا به اندازه دریاچه ارومیه که با ۹۰ مایل طول و تقریبا ۳۵مایل عرض روزی بزرگ ترین دریاچه نمک جهان بود، بحران، خود را نشان نداده است. هر مایل ۱.۶۱ کیلومتر است. این دریاچه اندکی از دریاچه بزرگ نمک یوتا، ایالت غربی آمریکا، بزرگ تراست.

در کنار دریاچه، ساندویچ فروشی ها و رختکن ها شاهد روزهای گذشته است که مردم سراسر ایران برای اسکی روی آب و پوشاندن بدن خود با گل سیاه دریاچه که خواص درمانی داشت، به ارومیه می آمدند.

مختار چراغی، ساکن یکی از روستاهای اطراف می گوید که بیست سال پیش، متوجه کم شدن آب دریاچه شده بود. وی می گوید: "اول صدمتر و بعد دویست متر از آب دریاچه کم شد. ما منتظر بازگشت آب بودیم که هرگز این اتفاق نیافتاد."

بیشتر مردم منطقه، ۱۲سدی که توسط دولت در این ناحیه ساخته شده را عامل خشک شدن دریاچه می دانند. این سدها شدیدا آبی که از ۱۱ رودخانه به این دریاچه وارد می شد را کاهش دادند. به عنوان یک کشور خشک با شماری رشته کوه رفیع، ایران تمایل زیادی به ساخت سد دارد که قدمت این علاقه به زمان محمدرضا پهلوی، شاه ایران، بازمی گردد.

با نیم ساعت رانندگی در کوه های بالاسر شهر ارومیه به سد چاه یی می رسی که آبی را که باید به دریاچه ریخته می شد را ذخیره می کند. ساخت این سد در دوره اول ریاست جمهوری احمدی نژاد به پایان رسید. اکنون این سد، مقدار زیادی از آب روان به سوی دریاچه را در خود ذخیره می کند تا کشاورزان از این آب برای زراعت استفاده کنند.

رعناقدر با فریادی که با زوزه باد درآمیخت، گفت: "بخشی از آب دریاچه ارومیه اینجاست. آنها می گویند، مردم اینجا نیز به آب نیاز دارند."

آقای رعناقدر می گوید که در دهه اخیر تعداد زمین های کشاورزی، سه برابر شده است و کشاورزان بطور خاص محصولاتی را می کارند که نیاز به آب زیاد دارد مثل انگور و چغندر. سازمان او برآورد کرده است که نود درصد آبی که باید به دریاچه ریخته شود، به مزارع می رود.

روحانی در کتاب سال ۲۰۰۵ در مورد چالش های امنیت ملی ایران برآورد کرده که ۹۲ درصد آب ایران برای کشاورزی استفاده می شود در حالی که در آمریکا ۸۰ درصد استفاده می شود.
علیرضا سیدقریشی از اعضای شورای محلی مدیریت آب، گفت: کشاورزان به نوبه خود شیرها را باز می کنند، زمین ها را آب می بندند بدون اینکه بفهمند که آب و هوا و اقلیم ما بیشتر آبی که به زمین داده می شود را تبخیر می کند. وی افزود: ما باید کشاورزان را آموزش دهیم.

دریاچه ارومیه از جانب زیرزمین نیز مورد حمله قرار گرفته است. به عنوان بخشی از برنامه دولت برای ترویج کشاورزی، زمین داران بزرگ در زمین های کوچکتر، چاه حفر می کردند و زمین داران جدید نیز چاه های دیگری حفر می کنند تا به آبهای زیر زمینی برسند.
سیدقریشی افزود: حدود ۳۰هزار حلقه چاه قانونی و تقریبا همین تعداد چاه غیرقانونی در این منطقه وجود دارد و با کاهش آب آنها، زمین داران اقدام به حفر چاه های عمیق تر و عمیق تری می کنند.
آمارهای رسمی نشان می دهد، تغییر آب و هوا، به ویژه افزایش دما نقش مهمی در این زمینه داشته است. میانگین دما در اطراف دریاچه ارومیه در دهه گذشته کمی بیش از سه درجه سانتی گراد افزایش یافته است.
با بازگشت دوباره سطح بارش به میانگین معمول آن به نظر می رسد دوره طولانی خشکسالی در منطقه دو سال پیش به پایان رسیده است اما افزایش بارش، عوامل دیگری که موجب خروج آب از از دریاچه می شد را بهبود نداد.

آقای رعناقدر افزود: "همه ما باید سرزنش شویم. امروزه جمعیت زیادی وجود دارد و همه به آب و برقی که سدها تولید می کننند نیازمند هستند."
عباس حسن پور رییس محیط زیست ارومیه گفت: "ما اکنون می توانیم شروع کنیم و با اشاره به معاونان خود از جمله رعناپور افزود: بخش نیروی کار و مدل های آماده اجرا تهیه کرده است."
در حالی که ایران برای پیشرفت برنامه های موشکی خود میمون به فضا می فرستد، دولت روحانی به دلیل تحریم های بین المللی با کمبود بودجه روبرو است و پولی در بساط نداد تا دریاچه ارومیه را دوباره احیا کند.
حتی اگر پول هم باشد، مقامات ایرانی می گویند احتمالا برای نجات دریاچه ارومیه خیلی دیر شده است.
یکی از مقامات ایران گفت: "همه پول دنیا می تواند به دریاچه بریزد اما در خوشبینانه ترین پروژه ها نیز چند دهه یا بیشتر طول می کشد تا آب این دریاچه به سطح سابق آن برسد."
مشکلات زیادی سر راه نجات دریاچه ارومیه وجود دارد.
مرتضی میرزایی که در ارومیه زندگی می کند، گفت: "سدهای ساخته شده از جمله دلایل از بین رفتن دریاچه ارومیه بوده است."
رعناپور که در اطراف دریاچه ارومیه بزرگ شده و می گوید، اوقات بیکاری خود را صرف مبارزه با شکارچیان تپه های اطراف می کند، گفت: "می دانید مشکل واقعی چیست؟ همه مردم در سراسر جهان فقط به پول فکر می کنند، کاری که ما هم می کنیم و اکنون دریاچه ما نابود شده است و زندگی کم کم از این منطقه رخت بر می بندد."

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٧:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱۳
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک