پوستینی کهنه دارم من(1) ریشه شناسی نام روستاها

 زنده یاد مهدی اخوان ثالث در اشعار خود به شکل بسیار زیبایی وطن پرستی را به جلوه می کشد از جمله در  شعر میراث ( آخر شاهنامه):

پوستینی کهنه دارم من

یادگاری از روزگارانی غبار آلود

مانده میراث از نیکانم مرا این روزگار آلود

های، فرزندم

بشنو و هُش دار

بعد من این سالخورد ِ جاودان مانند

با بر و دوش تو دارد کار

لیک هیچت غم مباد از این

کو کدامین جُبّه ی زربفت رنگین می شناسی تو

کز مُرقّع پوستین کهنه ی من پاک تر باشد؟

با کدامین خلعتش آیا بدل سازم

کِم نه در سودا ضرر باشد!

آی دختر جان!

همچنانش پاک و دور از رقعه ی آلودگان می دار

و این قصه ی مکرر روزگاران است و هر نسلی باید این قصه را از عمق جان درک کند  و اکنون و در این غبار آلود ایام باید گروهی و جمعی بکوشند تا مرده ریگ پاک نیاکان را بر بر و دوش کشند و آنچه که تاریخ و میراث فرهنگی  خوانده می شود را به دقت بخوانند و حفظ کنند زیرا  به گفته ی دانشمند گرامی دکتر اسلامی نُدوشن:« تنها در روبرویی با تاریخ است که ما می توانیم پشت سر خود را ببینیم. آینده ناپیداست، و آن سو که جهان دیگر باشد، از آن ناپیداتر. پس ما می مانیم و گذشته، همان چند هزار سالی که در چینه دان تاریخ ضبط شده؛ دور و مبهم، ولی نه عاری از گویایی. ...... تاریخ بخوانیم. این آسانترین راه است که عمر خود را دراز کنیم؛ آن را تا سپیده دم تمدّنها جلو ببریم، تا به دورانی که نیاکان دیرینه ی ما با معصومیّت ساده دلها، بر این آسمان پر ستاره و لاجورد درخشان نگاه می کردند.......»

از این رو در جهت حفظ و یادآوری میراث کهن قدر خود در این قسمت به  ریشه شناسی نام روستاها و  علل نامگذاری چند روستای حوضه ی کاریزهای جنوب شهرضا پرداخته شد تا اهمیت خشت خشت بناها و برگ برگ دفترها و نوشتها و آنچه که تاریخ و فرهنگ خوانده می شود بر فرد فرد ایرانیان معلوم شود. بهترین منبعی که فعلاَ در اختیار داشتم کتاب فرهنگ جامع نامها و آبادیهای کهن اصفهان نوشته مرحوم دکتر محمد مهریار مسجد شاهی است ایشان محققی فاضل بود که در این رابطه کاری در خور تقدیر ارائه داد. البته این کتاب کاستی ها و نواقصی دارد که سزاوار است اهل تحقیق در رفع آن بکوشند.

 نخست واژه شناسی روستای بابوکان:

دکتر مهریار واژه بابوکان را برگرفته از بابکان و بابک می داند. ذکر این نکته ضروری است که دکتر مصطفی رحیمی نایینی - در کتاب هنرمند و زمان او - با بررسی و ارائه توضیحات تاریخی و اجتماعی،پیدایش واژه بابوکان را حداکثر متعلق به دوره ی بابک خرمدین می داند.

دومین واژه شناسی  مربوط به روستای اسفه سالار  است این روستا اکنون از محله های شهر منظریه محسوب می شود.

 

 سومین واژه مربوط به روستای سولار است. این واژه بدرستی معنا گردیده است. و  نشانه های تاریخی،جغرافیایی دیگری چون: وجود میدانگاهی پهن و مسطح و بزرگ در ابتدای روستای سولار ( که مکان مناسبی برای برگزاری جشن هاست)، نام گذاری صحرای سوران در نزدیکی آبادی و قنات کهن آن که قسمتی از آن مشهور به گبرکن است و در میان سنگهای سخت که اصطلاحاً سُبرد خوانده می شود حفر گردیده است همه دلالت بر قدمت این واژه می نمایند.

 چهارمین واژه مربوط به روستای وِلندان است.

 

 پنجمین واژه وشاره است.

 

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:۱٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/٧
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک