تهدید آب!

فرارو- باوجود اینکه ایران در زمره کشورهای خشک قرار دارد اما وضعیت آب تا پیش از دوران دولت دهم در شرایط نامناسبی قرار نداشت. ولی بعد از آن ۱۲۰ میلیارد مکعب از آب‌های شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود ۷۵٪ آب‌های شیرین زیر زمینی بود مصرف شد که حدود ۷۵ میلیارد متر مکعب آن در فاصله سال‌های 84 تا 92 مصرف شد.

به گزارش فرارو، ضمن اینکه در سال ۱۳۸۶ از کل منابع آب تجدیدشونده کشور حدود ۸۹/۵ میلیارد متر مکعب جهت مصارف بخش‌های کشاورزی، صنعت و معدن و خانگی برداشت می‌شد که حدود ۸۳ میلیارد متر مکعب آن (۹۳ درصد) به بخش کشاورزی، ۵/۵ میلیارد متر مکعب (۶ درصد) به بخش خانگی و مابقی به بخش صنعت و نیازهای متفرقه دیگر اختصاص داده می‌شد.
در همان روزها بود که حتی از سازمان‌های جهانی هم درباره بحران آب هشدار دادند و ایران در میان 24 کشور قرار دادند که   وضعیت آب در آنها خطرناک است. آنها معتقد بودند که  بحران ایران ناشی از برنامه‌ریزی نادرست در کشور است. حتی خبرگزاری جهانی طبیعت با انتشار خبری، بحران شدید آب را برای ایران بزرگترین چالش در دوران معاصر خواند و تاکید کرد ایران از سال‌ها پیش در معرض بحران آب قرار داشته، اما در سه دهه اخیر برای آن گامی برداشته نشده‌است. 
این گزارش کاملا صحت داشت. زیرا مسئولان تقریبا از اوایل دهه 70 نگرانی های خود را ابراز کرده و هشدار داده بودند. به طوری که عیسی کلانتری که در آن زمان وزیر کشاورزی دولت مرحوم آیت الله هاشمی بود، بحران آب در ایران را تهدیدآمیزتر از اسرائیل عنوان کرده بود.
البته این اتفاق دلایل متعددی داشت. که بخش عمده از آن مربوط به رشد جمعیت، کشاورزی ناموثر، مدیریت و برنامه ریزی نامناسب بود. به عنوان مثال در خصوص کشاورزی در حالی‌که تنها ۱۲ درصد از مساحت ایران زیر کشت می‌رفت، حدود ۹۳ درصد از مصرف آب ایران در این بخش صورت گرفته‌است.
همه این مسائل موجب شد که طی دهه‌های اخیر از بختگان تا هورالعظیم و گاوخونی و ارومیه دچار خشکی شوند و حالا رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با انتقاد از بی‌توجهی به کمبود آب در کشور طی سال‌های گذشته، گفت: بحران آب عملا وارد مقوله امنیتی شده است و ما ناگزیر شدیم در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی کمیته امنیت آب را تشکیل دهیم.
در همین خصوص حسین آخانی استاد زیست‌شناسی دانشگاه تهران در گفت‌وگو با فرارو گفت: به طور کلی مسئله آب در خاورمیانه از موضوعاتی است که از سال‌ها پیش وارد محدوده امنیتی شده است. نمونه آن هم می توان در سوریه مشاهده کرد. بسیاری معتقدند که سدسازی های ترکیه موجب کاهش شدید آب در سوریه شد و همین زمینه را برای حاشیه نشنی کشاورزان در شهرهای ایجاد کرد و آنها را در شرایط بد اقتصادی قرار داد و باعث شد بسیاری به گروهای تکفیری بپیوندند.
وی ادامه داد: بنابراین در ایران که حفظ اتحاد و یکپارچگی اهمیت بسیاری دارد اما حالا بحران آب باعث ایجاد تنش در برخی استان‌ها شده است. بنابراین آنچه که رئیس کمیسیون امنیت ملی در خصوص امنیتی شدن آب مطرح کرده، کاملا صحت دارد.
این فعال محیط زیست در خصوص اینکه چرا با وجود هشدارهای در دو دهه اخیر از این بحران جلوگیری نشد، اظهار کرد: متاسفانه همیشه یک تاخیر عجیب و خاصی بین دیدگاه و نظر کارشناسان با پذیرش مسئولان وجود داشته که اصلا هم موضوع جدیدی نیست و در همه مسائل نمونه های مشابه وجود دارد. به عنوان مثال آلودگی هوا.  سال‎ها پیش کارشناسان غیرسیاسی بارها و بارها و دولت هشدار دادند اما هیچ کس توجه نکرد و حالا  امروز ما در چنین وضعیتی قرار گرفتیم.
وی تصریح کرد: نمونه همین مسئله را در مقوله کشاورزی می بینیم. بارها کارشناسان تاکید کرده اند که کشور ظرفیت خودکفایی در بعضی موارد را ندارد ولی هیچ مسئولی زیر بار نمی رود. درباره خشک شدن دریاچه ارومیه هم همیننطور. ما از 15 سال پیش هشدار داده بودیم که این دریاچه خشک می شود و هیچ کس توجه نکرد. گویا توجه نکردن و دیر متوجه شدن و دیر اعتراف کردن تبدیل به یک خصوصیت مشترک  در میان مسئولان شده است.
آخانی ادامه داد: خیلی تلخ است که در مسئله بحران آب در کشور، مجلس هم مقصر است. زیرا اختیار  آب  را به وزارت نیرو داده است و آنها هیچ گاه نگاه مناسب و نرم افزاری به آن نداشتند و باعث شدند توازن در کشور به هم بخورد. جالب است که الان مجلس از همان هایی راه حل می خواهد که این بحران را به وجود آوردند.
این استاد دانشگاه گفت: متاسفانه برخی در بدنه وزارت کار حضور دارند که نمی خواهند قبول کنند که مدیریت و برنامه ریزی‌هاشون طی دهه های اخیر اشتباه بوده و حتی وقتی پیش نویس سند ملی فناوری‌های راهبردی آب مطالعه می کنید می بینید همچنان تاکید به انتقال آب دارند.
آخانی در پایان گفت: نمونه این موضوع در استان خوزستان است که امسال رکورد گرما و آلودگی هوا را زده است و مجموع این ها بسیار خطرناک است. باید درنظر داشته باشیم که بازی با آب در خوزستان بازی با آتش است اما همچنان مسئولان به فکر انتقال آب از سرشاخه های کارون هستند.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۳:۳٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٦/٤/۱٧

مسیر توسعه اقتصادی ایران بایدتغییر یابد

آب در مرکز توسعه پایدار قرار دارد و برای توسعه اجتماعی- اقتصادی،اکوسیستم‌های سالم و بقای انسانی ضروری است. همچنین آب در کاهش امراض، بهبود سلامتی و رفاه نقش حیاتی ایفا می‌کند.
اما به نظر نمی‌رسد بسیاری از سیاست ‌مداران چندان علاقه‌ای به طرح موضوع آب داشته باشند. حتی پیش از بحران فعلی آب، سرمایه‌های عمومی و خصوصی مورد نیاز برای دستیابی و توسعه خدمات آب به نظر ناکافی می‌آمد. آیا سیاستمداران منافع مستقیم و غیرمستقیم آب را کمتر از ارزش آن ارزیابی می‌کنند؟ آیا هزینه‌های غفلت و عدم فعالیت را نمی‌بینند؟ از طرفی عده‌ای از کارشناسان پیرامون «جنگ آب» هشدار می‌دهند. ولیعهد امارات متحده عربی شیخ محمد بن زاید آل نهیان گفته «در حال حاضر برای ما، آب مهم‌تر از نفت است» نقش آب در توسعه سیاسی و اقتصادی کشورها چیست؟ آیا در سال‌های آینده آب مهم‌تر از نفت خواهد بود؟  برای یافتن پاسخ این سوالات به سراغ دکتر کاوه مدنی استاد مدیریت منابع آب و محیط‌زیست مرکز سیاست محیط‌‌زیست دانشگاه سلطنتی لندن رفته‌ایم. دکتر مدنی فارغ‌التحصیل عمران از دانشگاه تبریز است و دکترای خود را در اقتصاد محیط‌زیست در دانشگاه کالیفرنیا گرفته است. تخصص وی در مدیریت آب در مناطق خشک از جمله خاورمیانه و کالیفرنیاست. او بیش از 130 مقاله در موضوعات مختلف مدیریت منابع آب منتشر کرده است. وی به عنوان یکی از جوان‌ترین و سرشناس‌ترین متخصصان امروز منابع آب در دنیا شناخته می شود. گفت‌وگوی دنیای اقتصاد با وی را در ادامه می‌خوانید:

تاثیر آب بر رشد و توسعه اقتصادی کشورها تا چه میزان است؟ آیا این نقش در طول تاریخ تغییر یافته است؟
جواب این سوال آسان نیست. آب یکی از ملزومات توسعه است و کمبود آن می‌تواند به مسیر توسعه آسیب بزند. اما میزان موجود آب لزوما ارتباط مستقیمی با میزان موفقیت در توسعه اقتصادی ندارد. به عنوان مثال بسیاری از کشورهای آفریقایی با اینکه به طور طبیعی دارای منابع آب فراوانی هستند، اما در توسعه اقتصادی موفق نبوده‌اند همان‌طور که فراوانی معادن و منابع انرژی در یک کشور نمی‌تواند موفقیت در توسعه اقتصادی را تضمین کند.مسلما تاثیر آب بر رشد و توسعه اقتصادی در طول زمان تغییر کرده است. نخستین تمدن‌ها در کنار بزرگ‌ترین رودها شکل گرفتند، چون انسان اولیه برای بقا به آب نیاز داشت. اما با پیشرفت علم و فن‌آوری بشر توانست از رود‌ها و آب‌ها فاصله بگیرد و به توسعه ادامه دهد، چرا که دیگر می‌توانست آب مورد نیاز برای بقای خود را از طرق متفاوت تامین کند.

توسعه اقتصادی دارای ملزومات زیادی است و اقتصاد قوی و موفق دارای قدرت واردات آب حقیقی و مجازی، انرژی، غذا و سایر کالاهای اساسی است. در حالی که دسترسی به منابع طبیعی می‌تواند به توسعه اقتصادی کمک کند، برنامه‌ریزی مناسب همچنان مهم‌ترین نقش را در توسعه اقتصادی ایفا می‌کند. با برنامه‌ریزی مناسب می‌توان با کمبود آب تطبیق یافت و همچنان به توسعه ادامه داد. برای همین است که کشوری مثل ژاپن با وجود منابع محدود می‌تواند امروزه نقش مهمی در اقتصاد دنیا بازی کند در حالی که کشورهای خاورمیانه یا آمریکای جنوبی با وجود دسترسی به منابع طبیعی با ارزش هنوز در زمره کشورهای در حال توسعه هستند.لازم است که این نکته را یادآوری کنم که میزان دسترسی به آب نقش مهم‌تری از میزان آب موجود به طور طبیعی را ایفا می‌کند.

به همین خاطر در برنامه‌ریزی به جای موجودی آب بر میزان دسترسی به آن تکیه می‌شود. کمبود اقتصادی آب شاخصی است که نمایانگر میزان دسترسی به آب است. کشوری که زیرساخت‌های مناسب برای برداشت از آب را داشته باشد دچار کمبود اقتصادی آب نمی‌شود به شرط اینکه به اندازه لازم آب داشته باشد و منابع آبی خود را نابود نکند. ایران در مقایسه با کشورهای آفریقایی که از کمبود اقتصادی آب رنج می‌برند در وضعیت خوبی قرار دارد اما رفته رفته دچار کمبود حقیقی آب می‌شود به این معنی که با وجود داشتن زیرساخت‌های لازم به خاطر استفاده بیش از حد از منابع آب طبیعی نمی‌تواند نیاز آبی خود را از محل منابع موجود تامین کند. این امر مسلما به مسیر توسعه ایران ضربه خواهد زد، چون کماکان برمسیر برنامه‌ریزی شده بر اساس تولید محصولات کشاورزی بیش از حد معقول تکیه دارد. اگر مسیر توسعه اقتصادی با توجه به کمبود کنونی منابع آب اصلاح شود و گام‌های مناسب برای صنعتی شدن کشور برداشته شود می‌توان کمبود آب حقیقی را با واردات آب مجازی جبران کرد، بدون اینکه مانعی در مسیر توسعه ایجاد شود. 

با توجه به افزایش جمعیت و تقسیم نابرابر آب در سراسر جهان، آیا ظرف چند سال آینده آب بیش از نفت در موقعیت اقتصادی و سیاسی جهان نقش خواهد داشت؟
به‌رغم اهمیت بالای آب به عنوان مایه حیات و توسعه سریع انرژی‌های نو و تجدیدشونده که موجب کاهش نیاز به نفت و سایر انرژی‌های غیرتجدیدشونده و افت قیمت اینگونه انرژی‌ها می‌شود بعید می‌دانم که در آینده قابل‌تصور آب بتواند نقش مهم‌تری از انرژی در نظر دولتمردان و تدوین سیاست توسعه بازی کند. این حرف من به معنی کم‌اهمیتی آب نیست اما همان‌طور که می‌دانیم انرژی نقشی کلیدی در توسعه بازی می‌کند و امنیت انرژی همچنان برای تمام دولت ها بسیار با اهمیت‌تر از امینت آبی است. فراموش نکنید که تقسیم منابع انرژی هم بسیار نابرابر است. نمی‌توان کشوری را پیدا کرد که آب ندارد اما کشورهای زیادی هستند که نفت و گاز ندارند. بنابراین با وجود اهمیت آب به عقیده من دسترسی به منابع انرژی نقش مهم‌تری را در آینده بازی خواهد کرد، چرا که منابع انرژی می‌توانند چرخه صنعت را بگردانند و به توسعه صنعتی و اقتصادی کمک کنند. این باور وجود دارد که در صورت داشتن اقتصاد بهتر می‌توان به منابع آبی و غذایی مورد نیاز شهروندان یک کشور دسترسی پیدا کرد ولو اینکه این منابع در داخل مرزهای آن کشور موجود نباشند.

به این نکته توجه کنید که درنتیجه افزایش جمعیت و نیازهای آب و انرژی و غذا و همچنین به خاطر رابطه چرخ دنده‌ای این منابع محدودیت منابع آب می‌تواند محدودیت‌هایی برای توسعه منابع انرژی و کشاورزی ایجاد کند. نکته مثبت اینجاست همان‌طور که در زمینه تولید انرژی پیشرفت وجود داشته است می‌توان به افزایش بهره‌وری آب در بخش‌های کشاورزی و شرب و صنعت امید داشت و حتی به منابع جدید آبی از طریق تکنولوژی‌های مختلف نظیر شیرین‌سازی آب شور دسترسی پیدا کرد، اما نکته منفی این است که صرف قدرت تامین آب و غذا و انرژی نمی‌تواند امنیت انسانی را در یک کشور تامین کند. فراوانی آب رابطه مستقیمی با سلامتی محیط زیست دارد.

کشوری مانند ایران وقتی منابع طبیعی خود را از بین می‌برد و محیط‌زیست خود را نابود می‌کند در نهایت با مشکلات جدیدی روبه‌رو می‌شود که برای حل آنها باید هزینه بسیار زیادی بکند. گرد و غبار در خوزستان مثال خوبی از این شرایط است. وقتی در اثر برداشت بی‌رویه آب و خشک کردن تالاب‌ها گرد و غبار در مناطق شهری ایجاد می‌شود فعالیت‌های اقتصادی در آن مناطق به شدت ضربه می‌خورد و در نهایت دولت مجبور به پرداخت هزینه زیاد برای مقابله با بحران ایجاد شده و پیدا کردن راه‌حل‌های مختلف برای کم کردن خسارات ناشی از این پدیده خواهد بود بدون آنکه بتواند مشکل ایجاد شده را به طرز ریشه‌ای درمان کند. با این اوصاف اگر چه نگاه اقتصادی و توسعه هنوز برای آب به اندازه انرژی ارزش قائل نیست، منابع آبی به جهت ارتباط مستقیم با سلامت زیست‌محیطی از اهمیت بسزایی برخوردارند، هر چند که با روش‌های متداول اقتصادی نمی‌توان ارزش ریالی یا دلاری آنها را به راحتی تخمین زد. از بین بردن آب برابر است با از بین بردن محیط‌زیست و اکوسیستم و چیزی است شبیه یک خودکشی تدریجی اقتصادی-اجتماعی.

بسیاری از کارشناسان معتقدند که بیشتر روابط بین‌المللی مرتبط با آب مشارکتی است و آب می‌تواند یک ابزار برای یک هدف مشترک برای مشارکت بین دولت‌ها باشد، نظر شما در این باره چیست؟ 
در پاسخ سوال شما راجع به افزایش مشارکت در نتیجه کمبود منابع آب این نکته را عرض کنم که کمبود منابع در بیشتر اوقات موجب افزایش میزان بهره‌وری و استفاده بهینه می‌شود. مثلا افزایش قیمت انرژی و محدود شدن آن رانندگان را به استفاده از خودروهای کم‌مصرف تشویق می کند یا اینکه ایرانیان مواجه با کم‌آبی را برای بقا به اختراع قنات و ابداع قدیمی‌ترین سامانه‌های مدیریت مشارکتی منابع آب در دنیا ترغیب کرده است، اما سرعت تغییرات فنی، اجتماعی و سیاسی در مقابله و در جهت تطبیق با کمبود منابع بسیار لاک‌پشتی و کند است، بنابراین در ابتدای امر تعارضات و مناقشات محتمل‌تر و پررنگ‌تر از مشارکت‌ها و همکاری‌ها برای مقابله با کمبود منابع خواهند بود. در حوضه‌های آبریز بین‌المللی هم همانطور که اختلافات و تنش‌های زیادی وجود داشته، معاهدات همکاری و مشارکت متعددی هم مابین کشورها برای تخصیص و مدیریت آب منعقد شده است، بنابراین همانطور که گفتید آب می‌تواند بهانه خوبی برای مشارکت باشد، اما سخت است باور کنیم که در انعقاد اینگونه قراردادها آب به عنوان تنها انگیزه مشارکت مورد استفاده قرار گرفته باشد و مطالعات هم این نکته را تائید می‌کند که همانطور که آب هیچ وقت تنها عامل جنگ نبوده است، تنها عامل صلح و دوستی و رفاقت بین کشورها هم نبوده است. آب به انرژی، غذا، اقتصاد، هویت، باورهای اعتقادی، غرور ملی و بسیاری از متغیرهای دیگر وابسته است. بنابراین چه در صلح و چه در مناقشه بر سر آب ارتباط تنگاتنگ آب با این متغیرها غیرقابل اغماض است.

اخیرا تعابیری چون «جنگ آب» بسیار به‌کار برده می‌شود؛ اما از نظر بسیاری کارشناسان این مفهوم یک اغراق است. به نظر شما این مفهوم اغراق است یا واقعیت؟ آیا این موضوع توسط طرفداران محیط زیست مطرح شده تا توجهات جهانی را به این مساله معطوف کنند؟
اینکه بگوییم موضوع «جنگ آب» توسط طرفداران محیط زیست مطرح شده درست نیست. این موضوع در جوامع علمی و سیاسی همیشه مطرح بوده و حتی روسای سازمان ملل نظیر پطرس غالی و کوفی عنان هم راجع به آن هشدار داده‌اند، اما خوشبختانه مستندات علمی نشان می‌دهند که در طول تاریخ مدرن آب هیچ‌گاه تنها عامل ایجاد جنگ نبوده است. این به این معنی نیست که کمبود آب مشکلی ایجاد نخواهد کرد بلکه به این معنی است که هیچوقت کشوری تنها بر سر آب با کشور دیگری وارد جنگ مسلحانه نشده است. آب همواره به عنوان یک دستاویز برای ارعاب و تهدید و تشدیدکننده اختلاف و حتی جنگ قابل استفاده است و در بسیاری از جنگ‌های بین‌المللی جزو بهانه‌ها و انگیزه‌های ورود به جنگ بوده است، اما جنگیدن صرف بر سر آب عایدات خاصی ندارد چون فقط در صورت پیروزی و فتح کامل بر نقاط پرآب کشور مورد حمله می‌توان به منابع آب آن دسترسی پیدا کرد و این امر در دنیای امروزی کاملا غیرقابل‌تصور است، بنابراین در جوامع علمی فرضیه «جنگ سوم جهانی بر سر آب» در اثر افزایش تقاضا برای آب رد شده است. 

با این وجود که جنگ بر سر آب بعید به نظر می‌رسد افزایش تعارضات بر سر آب به خاطر کاهش منابع آب و افزایش تقاضا کاملا طبیعی و منطقی است. در حالی که این تعارضات درسطوح بالاتر، مثلا بین دو کشور، دو ایالت یا دو استان به صورت سرد یعنی در حد مجادلات و تهدیدهای لفظی، قانونی و سیاسی باقی می‌ماند، در سطوح پایین‌تر به عنوان مثال ما بین کشاورزان، گروه‌های قومی یا دو روستا می‌تواند به نزاع گرم تبدیل شود و کشته و زخمی هم بر جا بگذارد. با توجه به ارتباط نزدیک آب با وضعیت معیشتی مصرف‌کنندگانی نظیر کشاورزان اینگونه رفتارها که در گذشته حتی در ایران نیز شاهد آن بوده‌ایم از لحاظ علمی توجیه‌پذیر اما بسیار تلخ و ناخوشایند است. در ماه‌های اخیر موضوع جنگ آب در ایران دائما تکرار می‌شود ولی به عقیده بنده استفاده از عبارت «جنگ» تا حدی غیرمسوولانه است چون معمولا این عبارت لشگرکشی و حمله با استفاده از سلاح‌های گرم را تداعی می‌کند که با واقعیت امروز دنیا و مملکت ما تطابق ندارد. همانطور که تاکنون استان‌های همجوار دریاچه ارومیه، زاینده رود، کرخه و قزل اوزن با هم وارد جنگ مسلحانه نشده‌اند در آینده هم لشگرکشی داخلی و حتی خارجی برای آب منتفی خواهد بود، اما تعارضات و مناقشات سرد میان ذی‌نفعان ادامه پیدا خواهد و حتی در نتیجه کم آبی تشدید خواهد شد.

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/922766/#ixzz3lEl427ka

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:٤٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٩

کام تشنه ایران

آناهیتا جمشید نژاد
«حداقل نصف 31 استان کشور طی 20 سال آینده باید خالی از سکنه شوند مگر اینکه مشکل بحران آب در کشور حل شود.» «‌بحران آب ایران را خواهد بلعید و امنیت ملی ما را تهدید خواهد کرد. امروز میدان واقعی جنگ ما، در حوزه آب است.


بحران آب در آستانه ورود به زیست اجتماعی در کشور است.»«اگر تخریب سریع منابع آب‌های زیرزمینی در ایران پایان نیابد، این کشور با 7000 سال تاریخ در 20 سال آینده قابل زیستن نخواهد بود. کمبود آب تهدید بزرگتری برای ایران نسبت به بحران هسته‌ای اسرائیل یا آمریکا است.» «آب به یک منبع از سرگیری درگیری با همسایگان ایران تبدیل شده است. در غیاب مدیریت موثر، می‌توانیم انتظار داشته باشیم که مشکل آب به یک مشکل بزرگ با همسایگان ایران تبدیل شود.» اینها اخبار و نقل‌قول‌های هولناکی از مسوولان و کارشناسان است که هر روز از رسانه‌ها می‌شنویم.برنامه‌ریزی ضعیف، سیاست‌های پوپولیستی و خشکسالی همگی منجر به بحران آب در ایران شده است؛ کشوری که از لحاظ اقلیمی کشوری خشک و نیمه خشک محسوب می‌شود و از نظر بارندگی با بارش 250 میلیمتر در سال، از متوسط جهانی بسیار پایین‌تر است و این در حالی است که 75 درصد از این بارش در تنها 25 درصد مناطق آن می‌بارد. 

اما سوء‌مدیریت بسیار بیشتر از خشکسالی به منابع آبی کشور آسیب زده است. شاید بزرگ‌ترین‌ مشکل سیستمی در استفاده بی‌رویه از آب، سوبسیدهای بالاست که استفاده بی‌رویه از منابع را تشدید کرده و باعث شده است که مردم قدر منابع آبی را ندانند. ایران بعد از کانادا، ارزان‌ترین آب را در اختیار دارد. به نظر می‌رسد مسوولان در ایران بحران آب را به اندازه کافی جدی نگرفته‌اند و رویکرد آنها در مدیریت بحران آب، بیشتر پرداختن به معلول است تا علت.خشک شدن دریاچه ارومیه، هامون، زاینده‌رود، تالاب گاوخونی، دریاچه‌ها و تالاب‌های پریشان، بختگان، انزلی و شادگان همگی به دلیل پروژه‌های توسعه‌ای نسنجیده نابود شده‌اند.ایران با وجود داشتن زیرساخت‌های لازم در بهره برداری از منابع آبی، به دلیل استفاده بیش از حد از آن دچار کمبود منابع آب حقیقی شده است. میزان سرانه آب تجدیدپذیر ساﻻنه کشور در سال 1300 به ازای هر نفر حدود 13000 مترمکعب بود، در حالی که این رقم در سال 1393 به حدود 1400 مترمکعب کاهش یافته است. این امر به مسیر توسعه ایران که متکی بر تولید محصولات کشاورزی بیش از حد معقول است، ضربه خواهد زد.

بخش کشاورزی حدود 90 درصد آب کشور را استفاده می‌کند. شیوه‌های نادرست کشاورزی در کشور باید اصلاح شود، آبیاری بارانی خسارت‌های جبران‌ناپذیری به ذخایر آب کشور زده است. میل شدید به خودکفایی موجب شده تا مردم خود اولین قربانیان این سیاست‌های غلط مدیران باشند. در این میان اصلاح مسیر توسعه اقتصادی ایران ضروری به نظر می‌رسد. پیشبرد سیاست‌های کشور به سمت صنعتی شدن باید در اولویت برنامه‌های دولت قرار گیرد.از سویی مفاهیمی چون «جنگ آب» هم در سطح ملی و هم در سطح جهانی مطرح شده است. برخی از کارشناسان جنگ جهانی سوم را ناشی از کمبود آب می‌دانند. حدود یک میلیارد نفر در جهان به آب آشامیدنی سالم دسترسی ندارند و هر روز 50 هزار نفر در اثر مصرف آب غیربهداشتی جان خود را از دست می‌دهند؛ مردم به خصوص در کشورهای کمتر توسعه‌یافته به آب تمیز، خدمات بهداشتی و دیگر خدمات ضروری دسترسی ندارند. 

تا سال 2050 میلادی بیش از نیمی از کشورها در سراسر دنیا با بحران تامین آب آشامیدنی روبه‌رو‌ خواهند بود. برخی کارشناسان فرضیه «جنگ سوم جهانی بر سر آب» در اثر افزایش تقاضا را رد می‌کنند. اما هر چه هست افزایش تعارضات بر سر آب به دلیل کاهش منابع آبی و افزایش تقاضا کاملا طبیعی و منطقی است. آب به انرژی، غذا، اقتصاد و باورهای ملی یک کشور وابسته است و بنابراین چه در صلح و چه در جنگ بر سر آب ارتباط تنگاتنگ با این متغیرها غیر‌قابل چشم‌پوشی است. اگر این بحران حل نشود، هزینه‌های غفلت و سستی فاجعه‌بار خواهد بود. این هزینه‌ها بر هر شکل اقتصاد تاثیر خواهند گذاشت: وقتی کشاورزان و صنعت با کمبودها و کاهش در مصرف روبه‌رو‌ ‌شوند، مشاغل از دست خواهند رفت؛ افراد و خانواده‌ها تاثیرات مخرب بسیاری را بر استانداردهای زندگی‌شان احساس می‌کنند و آب به‌عنوان منبع تداوم حیات در معرض خطر قرار خواهد گرفت.

اگر دریاچه ارومیه، زاینده‌رود و هامون از نقشه حذف شوند چه چیزی از ایران باقی خواهد ماند؟ خشک شدن هامون معادل خشک شدن ریشه‌های یک تمدن بزرگ در شرق جهان است. ما سربازان خوبی برای حفاظت از این زمین‌های باستانی نبوده‌ایم. ایرانیان اولین مردمانی بودند که به دانش و فناوری قنات و کاریز به‌عنوان یکی از شگفت‌انگیزترین کارهای دسته‌جمعی تاریخ بشری دست یافتند. آیا می‌توان آنها را متهم کرد که فرهنگ استفاده از آب را بلد نیستند؟ نقش مدیریت منابع آبی در این میان چه بوده؟ چه راهکارهایی برای جلوگیری از تنش‌های آبی در کشور وجود دارد؟اگر بحران آب مانند بیماری است که در حال خونریزی است آیا راهکار اصلی اصلاح الگوی مصرف است که دست کم چند نسل زمان می‌برد یا اینکه درمان این معضل نیازمند بازنگری در سیاست‌های آبی کشور است؟

Read more: http://www.donya-e-eqtesad.com/news/922764/#ixzz3lEiwGn00

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:۳٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱٩

آسمان بر ما جفا نکرده است

 

پنجمین نشست از سلسله نشست‌های «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» در ۱۵ اردیبهشت سال جاری با عنوان  «نقش باورها، ارزش‌ها و سرمایه‌های اجتماعی در حکمرانی آب» در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شد. 

در این نشست دکتر محسن رنانی، استاد گروه اقتصاد دانشگاه اصفهان دیدگاه های خود را مطرح کرد. رنانی در این سخنان، نکاتی را بیان کرد که پس از مدتی بخش‌هایی از آن به طور گسترده در شبکه‌های اجتماعی به گردش درآمد. با توجه به استقبالی که از سخنان ایشان شده است، تصمیم گرفتیم، بخش‌های برگزیده سخنان یاد شده را منتشر کنیم. بر این اساس چکیده‌ نسبتا تفصیلی از سخنان دکتر رنانی استخراج شد که پس از تایید ایشان جهت اطلاع علاقه‌مندان در این جا منتشر می‌کنیم.

من در بین دانش‌آموختگان اقتصاد جزو نهادگراها محسوب می‌شوم یعنی کسانی که معتقدند اقتصاد را تنها نمی‌شود با پول مدیریت کرد. تحلیل اقتصاد را باید با برخی دیدگاه‌های فرهنگی و اجتماعی همراه کرد و ویژگی‌های فرهنگی و اجتماعی رفتار اقتصادی مردم را دید و سیاست‌گذاری کرد. بنابراین همواره مشوق کاربست نگاه‌ها و واژگان فرهنگی و اجتماعی در اقتصاد بوده‌ام. اما در این مورد خاص با عنوان کلی‌ای که برای این نشست‌ها گذاشته شده یعنی «آب، فرهنگ و جامعه» مشکل دارم. یعنی معتقدم این عنوان نوعی نعل وارونه زدن و متهم کردن مردم، جامعه و فرهنگ ایران در قضیه بحران آب است. در حالی که چنین نیست. یعنی ما اکنون داریم مردمی که خودشان قربانی سیاست‌های غلط حکومت در حوزه آب بوده‌‌اند را در معرض اتهام قرار می‌دهیم؛ گویی در قضیه بحران آب، این مردم‌اند که متهم‌اند و حالا از مردم می‌خواهیم که فرهنگ و الگوی مصرف‌شان را اصلاح کنند. 
اگر هم الگوی مصرف مردم در حوزه آب، خراب است، این حکمرانی غلط و سیاست‌گذاری‌های آرمانی و غیر عقلانی مدیران بوده است که آن را خرابش کرده است. آخر مگر نه اینکه این مردم سه هزار سال بود با مساله‌ کم آبی در این ملک آشنا بوده‌اند و توانسته‌اند در یک اقلیم خشک و کم‌آب زیست کنند و به یک تعادل پایدار در ارتباط با طبیعت دست پیدا کنند. مگر نظام قنات یکی از شاهکارهای مردم ایران در حوزه فناوری آب نبوده است؟ آیا مردمی را که برای صرفه‌جویی و حفاظت از آب توانسته‌اند شبکه قناتی در زیر خاک این کشور بسازند که طول آن از فاصله بین زمین و ماه بیشتر است، می‌توان متهم کرد که آب را نمی‌شناسند و فرهنگ مصرف از آب را بلد نیستند؟ 

آمارها و نمودارها نشان می‌دهد که متوسط کاهش بارش در این 30 ساله بسیار ناچیز بوده است. ممکن است که یک سال کم و یک سال زیاد بوده باشد ولی متوسط بارش کاهش ناچیزی داشته است. یعنی به‌رغم این همه تحولات اقلیمی، هنوز آسمان هم جفا بر ما نکرده است. پس مشکل کار نه آسمان بوده است نه زمین نه مردم، مشکل ما یک نظام تدبیر ناتوان و یک حکمرانی ناکارآمد و نابخردانه در حوزه آب بوده است که تنها در مدت زمان کوتاهی تمام تدبیر سه هزارساله مردم ایران و تمام فرهنگ تاریخی صرفه‌جویانه مردم ایران را بر باد داده است. حالا ما با چه توجیهی انگشت اتهام را به سوی مردم ایران نشانه می‌‌رویم؟ 

همان کسانی که متهم اصلی در این بحران هستند، امروز مدعی شده‌اند و طوری برخورد می‌کنند که گویی جامعه متهم است. جامعه ما قربانی مدیریت غلط در نظام تدبیر شده است، حقوق مردمان ما در حوزه آب قربانی بده‌بستان‌های سیاسی و بلندپروازی‌های سیاستمداران توده‌گرا (پوپولیست) شد. بنابراین من با عنوان این نشست مشکل دارم. آری، بحث فرهنگ مهم است و باید آن‌ را جدی بگیریم ولی داستان این است که ما الان یک بیماری داریم که خونریزی دارد و تا یک ساعت دیگر تشنج می‌کند و به‌زودی به اغما می‌رود. حالا آمده‌ایم به این بیمار می‌گوییم تو سبک زندگی‌ات خوب نبوده است، باید سبک زندگی و الگوی تغذیه و رژیم غذایی‌ات را تغییر بدهی. پزشکی که در شرایط بحرانی و خونریزی بیاید و با بیمارش درباره تغییر الگوی تغذیه او حرف بزند، پزشک متوهمی است. او الان باید جلوی خونریزی را بگیرد و نگذارد که بیمار به کما برود. 

در واقع در مورد آب ما چنین وضعی داریم. ما در معرض این هستیم که در کمتر از پنج سال آینده بحران‌های آب چنان جدی شود که بروز جنگ آب در کشور را به واقعیت نزدیک کند. در چنین شرایطی سخن از اصلاح فرهنگ اشتباه است. مگر مصرف آب شرب شهری ما چقدر است؟ اگر راست باشد که ۹۲ درصد آب مصرفی کشور در بخش کشاورزی مصرف می‌شود و ۲ درصد در بخش صنعت و ۶ درصد در بخش شرب، حالا اگر مردم ۵۰ درصد مصرفشان را هم کم کنند، یعنی آن ۶ درصد مصرف شرب می‌شود ۳ درصد. یعنی در کل آب مصرفی کشور، فقط ۳ درصد صرفه‌جویی می‌شود در حالی که ما امروز نیازمند یک صرفه جویی ۲۰ تا ۳۰ درصدی هستیم که بتوانیم روند تخریب کنونی منابع آب و محیط زیست را متوقف کنیم.

بنابراین سیاست‌های یک حکمرانی غلط ما را به اینجا رسانده است و الان همین حکمرانی غلط است که متهم اصلی است و باید اصلاحات را از خودش شروع بکند. 
اگر به چهار سطحی که ویلیامسون برای تحلیل‌ نهادی پدیده‌های اجتماعی و اقتصادی پیشنهاد کرده است نگاه کنیم، کمک می‌‌کند که ما متوجه شویم اکنون در بحران آب باید سراغ چه مسائلی برویم. سطح نخست، سطح بنیادی و پایداری است که نهادهای غیررسمی، فرهنگ‌ها، سنت‌ها و هنجارها در آن قرار می‌گیرند. تحول پدیده‌هایی که مربوط به این سطح هستند گاهی بین صد تا هزارسال طول می‌کشد. بنابراین سیاست‌گذاری برای سطح خیلی نتیجه بخش و پاسخگو نیست. سطح دوم سطح محیط نهادی است. قواعد رسمی بازی اجتماعی شامل قواعد حقوق مالکیت، دیوان‌سالاری مرتبط با حقوق مردم و دستگاه قضایی در این سطح قرار دارند. اصلاح این سطح بین 10 تا 100 سال طول می‌کشد. 
سطح سوم سطح حکمرانی یا همان تدبیر شایسته امور است. رویه‌های اجرایی، شیوه‌های اقدام، شیوه‌های عملی بازی اجتماعی، روش‌های اجرایی، قراردادها و رویه‌های بالفعل حکمرانی در سطح سوم قرار دارند. سطح چهارم تخصیص منابع است، یعنی سیاست‌گذاری برای تخصیص منابع و قیمت‌گذاری و نحوه اشتغال منابع طبیعی و اقتصادی و اجتماعی در سطح چهارم قرار می‌گیرد. مثلا اینکه به چه فعالیت‌هایی وام بدهیم، از چه فعالیت‌هایی مالیات بگیریم، به چه مواردی یارانه بدهیم و نظایر‌ اینها. تمام مشکل ما در تخریب منابع طبیعی خودمان و در نابودی ذخایر آبی خودمان به این دو سطح آخر برمی‌گردد که ناشی از سیاست‌ها و برنامه‌ها و رویه‌هایی است که در این مدت اتخاذ شده‌اند. 
بنابراین حتی اگر فرهنگ مصرفی مردم هم تخریب شده است یا از اول بد بوده، الان ما نمی‌توانیم یک‌مرتبه برگردیم به سطح اول تحلیل و بگوییم اول ما باید فرهنگ مصرف را اصلاح کنیم. چنین تحولاتی اگر نگوییم صد سال، دستکم چند نسل زمان می‌‌خواهد تا رخ دهد.
فرهنگ پدیده‌ای است که به صورت بین نسلی تحول پیدا می‌کند و حالا ما نمی‌توانیم صبر کنیم تا چنین تحولاتی رخ دهد، ما از همین امروز باید در سیاست‌ها و برنامه‌های روش‌های حکمرانی خودمان در حوزه آب بازنگری کنیم. تخریب‌های وارد شده به منابع و ذخایر آب در کشور ما ناشی از اقدامات و برنامه‌ها و سیاست‌هایی بوده که در دو سطح نهادی سوم و چهارم رخ داده و ما باید اصلاحات خودمان را هم از همین دو سطح شروع کنیم پس اول باید سطوح‌ نهادی که تخریب از آن جا شروع شده است، اصلاح بشود و بعد به جامعه بگوییم لطفا سطوح زیرین‌تر یعنی فرهنگ و هنجارها را هم اصلاح کنید. بنابراین  فرصتی نداریم، سال ها یک حکمرانی غلط در حوزه آب اعمال شده است و تخریب کرده است و حالا باید اول و به سرعت آن روند متوقف بشود.

آنگاه وقتی که مردم ببینند که حکمرانان دارند سیاست‌های غلط را متوقف می‌کنند، در این صورت آنها هم همکاری می‌کنند. در حالی‌که امروز کسانی‌که خودشان در ایجاد چنین شرایطی متهم اولند، مدعی شده‌اند؛ یعنی دقیقا همان‌ها که دچار جنون سد‌سازی شده بودند، همان‌ها که برای بده بستان‌های سیاسی مدیریت آب را از یک مدیریت متمرکز منطقه‌ای که مبتنی بر حوزه آبریز بود به یک مدیریت استانی خودمختار تبدیل کردند، حالا مدعی شده‌اند و به مردم می‌گویند که خودتان را اصلاح کنید.
منظورم از حکمرانی، شیوه‌ها و سازوکارهایی است که در سطح سوم نهادی انجام می‌دهیم و به غلط و درست بودن قانون و نهادها هم کاری نداریم. تازه الان هم حکمرانی، شیوه غلط دیگری را دارد دنبال می‌کند و آن لاپوشانی مساله بحران آب است. یعنی هنوز نظام تدبیر و حاکمان و سیاستگذاران نپذیرفته‌اند که ما در آستانه بحرانیم و ما در آستانه سقوطیم و نپذیرفته‌اند که بحران آب از بحث انرژی اتمی، از جنگ سوریه و یمن هم برای ما خیلی جدی‌تر است. 
یعنی این نظام حکمرانی اگر نقطه ضربه‌خوری داشته باشد، چشم اسفندیاری داشته باشد در مساله آب است. امروز صحنه نبرد، در مساله آب در حال شکل‌گیری است. من یک زمانی فکر می‌کردم که یک روزی در کشور وارد جنگ مذهبی خواهیم شد و روزی همان مسائلی که در بین شعبه‌های اسلامی در کشورهای دیگر ایجاد شده است در کشور ما هم ایجاد می‌شود. اما امروز معتقدم پیش از آن جنگ، جنگ آب آغاز می‌شود. تعارض‌های محلی، استانی و منطقه‌ای در حوزه آب از هم‌اکنون شروع شده است.

متاسفانه گفت‌وگو هم در این حوزه مختل است؛ یعنی مقامات هم از شکل‌گیری یک گفت‌و‌گوی ملی جدی در مورد بحران آب و مسائل آب پرهیز می‌کنند و این باعث شده است که جامعه مدنی هم نتواند گفت‌وگویی راه بیندازد. من مدت زیادی است که می‌کوشم که بین استان‌های اصفهان و چهارمحال و خوزستان یک جلسه گفت‌وگو بین کارشناسان سه استان برای صحبت درباره مسائل مشترک آب بگذارم. اما کارشناسان استانی حاضر به مشارکت نمی‌شوند. من نگران این هستم که سکوت مقامات موثر کشور در مساله آب موجب لاپوشانی بحران آب و به تعویق افتادن تصمیماتی شود که از هم‌اکنون باید گرفته شوند.

بنابراین به نظر می‌رسد که اولین ضرورت ما و اولین نیاز ما این است که نظام حکمرانی متوجه بحران باشد چون کسی که می‌داند بحران در پیش است و بهمن دارد فرو می‌ریزد، فریاد می‌زند. در جلسه‌ای از من پرسیده شد که مهم‌ترین بحرانی که با آن روبه‌رو هستیم چیست؟ گفتم مهم‌ترین بحران ما این است که مقامات ما نمی‌دانند که ما در بحرانیم. 

طوری دارند مدیریت و حکمرانی می‌کنند که انگار همه چیز در امن و امان است. در واقع‌گویی مقامات ما خیلی با مردم رودربایستی دارند و شیوه حکمرانی با رودربایستی شیوه خیلی پرهزینه‌ای است.
حاکمان ما در حوزه‌های سیاسی معمولا بسیار قاطع عمل می‌کنند اما این سیستم در حوزه‌های اجتماعی و اقتصادی بسیار با ملاحظه و گاهی ترسان عمل می‌کند. خیلی مراعات می‌کند. خیلی در حوزه‌های اجتماعی با مردم رودربایستی می‌کند و دست به عصا راه می‌رود. الان چند ماه است که می‌خواهند یارانه ده میلیون پولدار را حذف بکنند، جرأت نمی‌کنند. وزارت اقتصاد احاله می‌دهد به دبیرخانه هدفمندسازی، دبیرخانه احاله می‌دهد به وزارت تعاون، وزارت تعاون هم می‌گوید نمی‌توانم و این وظیفه را به کس دیگری بدهید. جرأت نمی‌کنند که یارانه را از این 10 میلیون نفر بگیرند. 
حاکمان در حکمرانی اگر رودربایستی داشته باشند آنچنان تعلل می‌کنند که بحران عمیق می‌شود یک جاهایی باید واقعیات گفته بشود، مردم آگاه بشوند و از آنها معذرت‌خواهی بشود و برای همکاری و بهبود وضعیت از مردم کمک خواسته شود. یک پوپولیسم افراطی در سیاستمداران حاکم است که همه می‌خواهند مردم تشویقشان بکنند و برایشان هورا بکشند.
 
در حالی که باید بگذاریم که گفت‌وگو با دید نقد شکل بگیرد تا مانع شود که بحران‌ها تعمیق شود. حکمرانی با رودربایستی، بازی با منافع ملی است. با امنیت ملی و منافع ملی و سرنوشت نسل‌ها که نمی‌شود بازی کرد. همان خطاهایی که در حوزه‌های دیگر مرتکب شدیم و راه را بر نقد بستیم و آنچنان پیش رفتیم تا به نقطه بحران رسیدیم همان مسیر را در مساله بحران آب هم داریم می‌رویم. دقت کنید هنوز هم صحبت از جمعیت 150 میلیونی می‌شنویم در حالی که در سیاست‌های سند چشم‌انداز بیست ساله تصریح شده است که سیاست کاهش جمعیت در حوزه‌هایی که با کمبود آب روبه‌رو هستند باید دنبال شود. خب ما مگر در کدام حوزه با کمبود آب روبه‌رو نیستیم؟ امسال مازندران هم اعلام کرده است که با کمبود آب روبه‌روست. 

از آن طرف سیاست‌های کلی می‌گوید تقلیل جمعیت در مناطق کم‌آب و از آن طرف سیاست‌های تشویق رشد جمعیت را داریم پیگیری می‌کنیم. خب این تضاد در هدفگذاری باید به بحث گذاشته شود و نقد شود و گرنه منابع خود را در مسیرهای متضاد صرف می‌کنیم تا این که به بحران برسیم و خیلی امتیازها بدهیم.داستان پیدا کردن مقصر نیست، داستان هشدار است. هیچ راهی نیست جز اینکه ما بیاییم با مردم صادقانه گفت‌وگو کنیم و بحران‌های در پیش رو را برای آنها برشماریم و از آنها برای حل این بحران‌ها کمک و مشارکت بخواهیم. هرگونه طرح درمانی نیاز به آسیب‌شناسی دارد. درمان با آسیب‌شناسی شروع می‌شود. در حوزه آب بگذارید تا آسیب‌شناسی کنیم، نمی‌خواهیم کسی را محاکمه کنیم. از دل آسیب‌شناسی آرام آرام طرح‌های درمانی نیز بیرون می‌آید.

مثلا هنوز که هنوز است همه در ایران فکر می‌کنند که آبیاری بارانی بسیار خوب است و باید به دنبالش برویم. 
یکی از سیاست‌هایی که خسارت‌های جبران‌ناپذیری به ذخایر آب ما زده است آبیاری بارانی بوده است که دستکم باید در مناطقی از کشور متوقف بشود. آبیاری بارانی به دلیل اینکه تغذیه منابع آبخوان را متوقف می‌کند و سه نوع تبخیر را هم با خود دارد بسیار خسارت‌بار بوده است. آبیاری بارانی سه تبخیر دارد؛ تبخیر در فضا، تبخیر روی برگ، تبخیر روی خاک. و تبخیر این نوع آبیاری سه برابر آبیاری غرقابی است. در آبیاری غرقابی شما آبخوان را تغذیه می‌کنید. این آبخوان در چاه بعدی می‌رود و مزرعه به مزرعه این روند ادامه دارد و آبخوان‌ها پلکانی تغذیه می‌شوند. در آبیاری بارانی تغذیه آبخوان‌ها را نداریم و فقط آن‌ها را تخلیه می‌کنیم. در آبیاری بارانی کشاورز سطح زیر کشت را بالا می‌برد.

ما باید مجوز کشاورزی بارانی می‌دادیم ولی به شرط اینکه سطح زیرکشت را بالا نبرند. این یکی از سیاست‌های غلطی بود که همچنان هم دارد تشویق می‌شود. من به طور کلی نفی نمی‌کنم بلکه می‌گویم آبیاری بارانی باید تحت شرایط خاص و در مناطق خاص ترویج شود. یا به عنوان نمونه دیگر ما هنوز داریم گندم را خرید تضمینی می‌کنیم درحالی‌که ما باید از سال‌ها پیش کشت گندم را در مناطق مرکزی کشور و در شرق زاگرس ممنوع می‌کردیم. گندم را ما با چند برابر هزینه جهانی آن تولید می‌کنیم. 
چون  هزینه یارانه عظیم برق و  ارزش آبی که صرف آن می‌شود را در ایران محاسبه نمی‌کنیم. بنابراین اگر برای کشاورز ما می‌صرفد که گندم بکارد چون برق ارزان استفاده می‌کند و پول آب هم نمی‌دهد. خوب این سیاست غلط را چه کسی در کشور دارد دنبال می‌کند؟ بنابراین ما باید چیدمان سیاست‌ها و اولویت‌های ملی‌مان را به طور جدی اصلاح کنیم. هم در حوزه آب و کشاورزی و هم در حوزه‌های دیگر. اما در حوزه آب دارد دیر می‌شود و باید سریعا اقدام کنیم. 

بهترین نقطه شروع هم درانداختن گفت‌وگوی فراگیر ملی در مورد مساله است. وقتی مردم خودشان در گفت‌و‌گو مشارکت کنند و به عمق بحران پی ببرند خودشان هم در حل مساله مشارکت می‌کنند و حاکمان راحت‌تر می‌توانند تصمیمات جدی بگیرند. در مورد آب هیچ راهی نیست مگر این که حکومت یک گفت‌و‌گوی جدی با مردم را آغاز کند و اجازه دهد یک گفت‌وگوی ملی شکل بگیرد تا ابعاد بحران برای خود مردم روشن شود و بعد کم‌کم به سمت راه‌حل‌های اصلاحی برویم. 


   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٦/۱۸

وقتی قنات ها را نابود می کنیم

یادداشت زیر را هفته گذشته آقای محمد فاضلی از اهل فرهنگ و علاقه مندان به حفظ محیط زیست نگاشته است. یادداشتی که جاصل و برداشت او از سفرش به همایشی در شهر مهریز یزد است.

به گزارش سایت احساسات فرهنگی او در این یاداشت که دغدغه یک اهل فرهنگ نسبت به محیط زیست است از فجایعی که در این سال ها بر سر قنات های ایران آمده است می نویسد. یاداشت را بخوانید:

روز 12 خرداد برای شرکت در یکی از نشست‌های «باید درباره آب گفت‌وگو کنیم» در شهر مهریز یزد و در جمع کسانی بودم که همگی به نوعی با قنات سروکار داشتند. مقنّی، کشاورز، مدیر اجرایی و مقام سیاسی مرتبط با مدیریت آب و قنات گرد هم آمده بودند تا درباره نقش قنات در مدیریت پایدار آب گفت‌وگو کرده و تشریح کنند که چه بلایایی بر سر قنات‌های ایران آمد که به وضع فعلی درآمده‌اند. بحث‌های بسیاری درباره علل تخریب قنات‌ها مطرح شد، اما از میان همه علل، یک علت بیش از همه تکرار می‌شد. اکثریت افراد وقتی لب به سخن می‌گشودند یکی از علل تخریب قنات‌ها را «رعایت نشدن حریم قنات» برمی‌شمردند.

من قصد ندارم درباره مدیریت آب بنویسم، اما مجبورم شرحی درباره ارزش قنات ذکر کنم تا بتوانم سخن اصلی را بگویم. قنات سازه ارزشمندی است که در زمره پایدارترین تکنولوژی‌های بهره‌برداری از منابع آبی است. قنات آب را بدون صرف انرژی فسیلی و فقط با بهره‌گیری از جاذبه زمین به سطح می‌رساند، تخریب‌کننده سفره‌های آب زیرزمینی نیست، میزان تبخیر آب در آن بسیار کم است و چندین مزیت دیگر نیز دارد. قنات به من هزاران سال ابزار استخراج آب و مسبب آبادانی ایران بوده است. قنات میراثی تاریخی است که ارزشی امروزین دارد. قنات‌ها هم‌اکنون نیز قریب به 4.5 میلیارد متر مکعب آب در سال در اختیار ما قرار می‌دهند.

قنات بیش از هر چیز به‌واسطه رعایت نشدن «حریم قنات» تخریب شده است. «قنات حریم دارد» یعنی در فاصله مشخصی از آن نباید چاهی حفر شود، و در حریم آن نباید ساخت و سازی صورت گیرد، و کارهای دیگری نیز نباید در حریم قنات انجام شود. جامعه ایرانی حریم قنات را رعایت نکرده است. چاه‌های آب در حریم قنات حفر شدند، ساخت‌وسازهای گسترده انجام شده و شاید تلخ‌تر این‌که جریان‌های فاضلاب به تونل‌های قنات‌ها هدایت شده‌اند. قنات نه حریم داشته و نه حرمت.

بی‌حریمی و بی‌حرمتی قنات مسبب محروم شدن ما از میراث گرانبهای تاریخی شده است. اما همان روز که این عبارت «حریم قنات» را بارها و بارها شنیدم، با خود فکر کردم آیا «بی‌حریمی» وصف مصیبت‌باری برای جامعه ما نیست؟ چه حریم‌هایی دریده شده‌اند که امروز به این وضع گرفتار آمده‌ایم؟ سه پرسش مهم و مجزا در این خصوص قابل طرح است:

  1. کدام حریم‌ها دریده شدند؟
  2. چه شد که دریدن حریم‌ها، امکان‌پذیر شد؟

و 3. دریدن حریم‌ها چه به سر ما آورده است؟

پاسخ گفتن به پرسش دوم وقت و مجالی فراخ می‌خواهد و مناقشه‌برانگیز است. اما پرسش اول و سوم هم به همان میزان مهم‌اند.

جامعه ایرانی را به‌واقع می‌توان «جامعه بی‌حریم» خواند که لاجرم بی‌حرمت نیز خواهد شد. من شماری از حریم‌هایی را که حرمتی نداشته‌اند ذکر می‌کنم: حریم جنگل، حریم راه، حریم خط لوله، حریم دانشگاه، حریم رودخانه، حریم منطقه حفاظت‌شده، حریم حیات وحش، حریم آثار و بناهای تاریخی، حریم قلم، حریم بیان و سخنرانی، حریم علم، حریم دریا، حریم مالکیت، حریم خیابان، پیاده‌رو، حریم خصوصی، حریم ارتباطات، و … . هر کس در شغل و حرفه‌اش می‌تواند بسیاری از حریم‌ها را برشمارد که امروز حرمتی ندارند.

جامعه بی‌حریم وصف نظام اجتماعی-سیاسی‌ای است که هیچ خط قرمز غیرقابل تخطی ندارد. جوامع نمی‌توانند بدون داشتن مرزها و محدوده‌های غیرقابل تخطی که همگان یا اکثریتی غالب بر منصفانه و عادلانه بودن رعایت حرمت آن‌ها اجماع دارند، درست و پایدار زندگی کنند. اما امروز در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که هر حریمی می‌تواند دریده شود، و هر گروهی به دریدن حریم و حرمت جایی مشغول‌اند. عده‌ای حریم دریا، جنگل، رودخانه و منطقه حفاظت‌شده را می‌درند و زمین‌خواری و سودجویی می‌کنند. دیگرانی حریم علم، قلم، بیان و اندیشه را می‌شکنند و کتاب‌دزدی و مدرک‌سازی می‌کنند یا سخنرانی را در پای تریبون یا منبری بی‌حرمت می‌کنند. عده‌ای از زندگی خصوصی مردم فیلم می‌گیرند و در فضای مجازی منتشر می‌کنند. رانندگان حریم خط‌های سفید خیابان را رعایت نمی‌کنند، و موتوری‌ها حریم پیاده‌های پیاده‌رو.

وقتی حریم قنات‌ها شکسته شد، و موتورهای آب لذت وافر نفع‌طلبی کوتاه‌مدت را به ما چشاندند، خشکی امروز و فرونشست آب‌های زیرزمینی را ندیده بودیم. امروز زمین فرو می‌رود و خاک خشک می‌شود. گیاهان می‌خشکند و ریزگردها دمار از روزگارمان درمی‌آورند. آن‌گاه که حرمت مالکیت دریده شود چشمه‌های تلاش و خلاقیت بخشکند و بیابان رانت‌خواهی و فرصت‌طلبی هموار و گسترده گردد، و سراب عدالت جماعتی را به مهلکه برد. آن‌گاه که حریم قلم و اندیشه دریده شود، مظاهر شجاعت، صراحت و عقلانیت کور گردند و ریگزار زبونی و تملّق، تلّی از مهملات را روی هم انباشته می‌سازد. کتاب‌دزدان و مدرک‌سازان، ساربانان همین ریگزارند که توشه همان مهملات را بار شتران خویش می‌کنند و سودای سودی در بازار مکاره جامعه بی‌حریم دارند.

آدمیان جامعه بی‌حریم، آرام و قرار ندارند و اضطراب‌شان دائم است. بیمناکی‌شان مدام است، و بی‌وقفه در اندیشه‌اند. بیم و اندیشه آن‌که کدام حریم‌شان دریده می‌شود، کدام حریم را بدرند تا یک گام جلوتر باشند، و آن‌که جلوتر است گوشت و پوست کدام حریم را به دندان کشیده. اعتماد محصول رعایت حریم‌هاست و جامعه بی‌حریم لاجرم بی‌اعتماد است. آدمیان جامعه بی‌حریم به شکلی تناقض‌آمیز از دریدن حریم‌ها لذت می‌برند، منتفع می‌شوند و زیر فشاری خردکننده افسرده و بیمار می‌گردند و ناراضی رو به زوال می‌روند.

هر جامعه‌ای تاوان بی‌حرمتی به یکایک حریم‌هایی را که دریده است پس خواهد داد. ما نیز حریم‌های بسیاری را دریده‌ایم و صلاح آن است پیش از آن‌که تاوان‌ها سنگین‌تر شوند، خود را چنان در حریم‌ها محدود کنیم که زندگی ممکن شود. جامعه بی‌حریم جز به تباهی نمی‌رود. قنات فقط مدلی برای حکمرانی آب نیست، قنات آینه‌ای پیش روی همه زندگانی ماست.

منبع: اعتماد

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/۳/۳۱

تصاویر بازدید دکترحیدرپور نماینده مجلس ازقطب دام وطیور مورخ93/6/10

در پی نامه نگاریهای متعدد و مراجعات مکرر نمایندگان کشاورزان جنوب شهرضا بویژه کشاورزان صحرای عمروآباد و شورای شهر منظریه به جناب دکتر حیدرپور نماینده محترم شهرضا در مجلس مبنی بر حفر چاه غیر مجاز از سوی گاوداریهای قطب دام و طیور در تاریخ93/6/10 ایشان به اتفاق رییس محترم اداره منابع آب و نمایندگان کشاورزان و اعضای شورای شهر و شهردار محترم منظریه اقدام به بازدید از محل قطب نمود که تصاویر بازدید در این بخش منتشر می شود

 تصویر شماره (1)

  تصویر شماره (2)

  تصویر شماره(3)

  تصویر شماره(4)

  تصویر شماره(5)

  تصویر شماره(6)

  تصویر شماره(7)

  تصویر شماره(8)

  تصویر شماره(9)

  تصویر شماره(10)

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٠

«قنات» راهکار نجات

 

روزنامه شرق / حسین آخانی:  من چون در روستا متولد و بزرگ شده‌ام، از بچگی با کشاورزی و آب رابطه داشتم. حتی تا زمان رفتن به مدرسه، آب آشامیدنی ما از آب‌جوی قناتی تامین می‌شد که از وسط حیاط‌مان می‌گذشت. 34سال پیش من 15ساله بودم و دوسال بود انقلاب شده بود. در همان سن علاقه شدیدی به نوشتن داشتم.

 دوران انقلاب بسیاری از جوانان و نوجوانان را با کتاب‌خواندن، شعرسرودن و حتی روزنامه‌نگاری آشنا کرد. من تازه به دبیرستان رفته بودم. تنها نشریه‌ای که در اراک منتشر می‌شد، هفته‌نامه سروش استان مرکزی بود. من به آنجا راه پیدا کردم و اولین مقاله خود را در 15سالگی نوشتم: «قنات‌ها در معرض خطرند.» متاسفانه متن آن را پیدا نمی‌کنم.

 خیلی دلم می‌خواست امروز که کشور گریبان‌گیر بحران آب شده  است، آن را مجددا منتشر می‌کردم. شاید خواندن دغدغه‌های یک بچه روستایی که 34سال پیش خطر تخریب مهم‌ترین سازه پایدار آبرسانی در ایران را احساس کرده بود، حتی برای خودم هم خواندنی باشد. امروز بزرگ شده‌ام، ولی بازهم همان دغدغه‌ها را دارم، به‌خصوص که به واسطه شغلم آب و گیاه بخش جدانشدنی زندگی من است.

این‌روزها بزرگ‌ترین مقام‌مسوول آب کشور، زبان به بیان گوشه‌ای از حقایق صنعت آب گشوده است. اینکه سدهایی که ساخته شده باعجله بوده است، اینکه کشور در شرایط سختی است، اینکه توسعه کشاورزی به این شکل، ناپایدار و غلط بوده است، اینکه ما دریاچه‌ها و تالاب‌هایمان را یکی‌یکی خشک کرده‌ایم.

در یک کلام: اعتراف به بی‌تدبیری در صنعت آب! موضوعی که سال‌هاست فعالان محیط‌زیست و دانشگاهی‌ها، تحت‌عنوان «مافیای سدسازی» به آن اشاره کرده بودند.

یادم می‌آید وقتی ما در مقابل مسوولان و مهندسان وزارت نیرو همین حرف‌ها را می‌زدیم (از جمله یکی از معاونان آقای وزیر) ما را متهم به احساسی‌بودن می‌کردند.

همیشه می‌گفتند که ما برای رساندن آب به مردم چاره‌ای جز سد‌سازی نداریم و چون دانش و اطلاعات ما محیط‌زیستی‌ها ناچیز است آنها را بی‌خود مورد نقد قرار می‌دهیم. حال شاهدیم که سدها یکی‌یکی خالی می‌شوند، دریاچه‌ها یکی‌یکی خشک می‌شوند، خانه‌هایی که یکی‌یکی در شهرها ساخته می‌شوند معلوم نیست با کدام آب پذیرای ساکنان جدید خواهند بود.

 وقتی به جناب شهردار اعتراض کردیم در این شرایط بی‌آبی ساخت دریاچه بزرگ در تهران اشتباه است، نه‌تنها به ما پاسخی ندادند، بلکه دستور داد در کوتاه‌ترین زمان ممکن ساخته شود و هزاران مثال بی‌شمار که در جای‌جای ایران رخ‌داده است. تاریخ ما نشان داده است که به‌ندرت کسانی که مسبب این‌همه بی‌تدبیری شده‌اند مورد مواخذه قرار گیرند.

خیلی از آنها کم‌کم رنگ عوض می‌کنند و تقصیرها را به گردن مثلا فلان نماینده مجلس، فلان مسوول بانفوذ و سران قبلی دولت یا جناح سیاسی می‌اندازند تا باز هم با پیشنهادات غیرمعقولانه از عواید پروژه‌های سخت‌افزاری آب بهره‌مند شوند. اما چاره چیست؟ به عقیده من در این کشور خشک تنها یک راه وجود دارد. همان راهی که چندین‌هزارسال مردمان ایران‌زمین آن‌ را یافته‌اند و تا نیم‌قرن اخیر باعث پایداری قدیمی‌ترین تمدن جهان در پیچ‌های پرفرازونشیب سیاسی و اقلیمی شده‌اند. قنات یکی از هوشمندترین اختراعات بشر برای زندگی پایدار در کشوری است که از نظر اقلیمی به‌شدت ناپایدار است.

 قنات بدون کوچک‌ترین صرف انرژی، مازاد آب زیرزمینی را به سطح زمین منتقل می‌کند. قنات آب را در معرض تبخیر قرار نمی‌دهد. درباره  قنات، صدها جلد کتاب و مقاله نوشته شده است. فکر نمی‌کنم درک قنات برای مهندسان ما کار دشواری باشد.

شاید دشوارترین بخش قنات آن است که برای مرمت، توسعه و احداث آن نمی‌توان سالی شش‌میلیارددلار از بودجه مردم را در مجلس و دولت تصویب کرد و به همین دلیل جاذبه‌ای برای غول‌های صنعت آب ندارد. شاید بتوان تدبیری اندیشید تا این جاذبه ایجاد شود، مثلا به هر مهندس قنات ماهی صدمیلیون‌تومان ریسک سقوط در چاه داد، یا دیواره چاه‌ها را با سنگ مرمر ایتالیایی تزیین کرد و صدها روش دیگر که بالاخره دست از این پروژه‌های ویرانگر سد‌سازی و انتقال آب بردارند.

هرچند نگارنده متهم می‌شود که نوشته‌اش بوی علم نمی‌دهد، اما این فقط آیند‌گانند که قضاوت می‌کنند، آیا علم چندهزارساله مردمانی که در خشک‌ترین نقاط ایران امتحانش را پس داده؛ درست است یا علم وارداتی 50ساله‌ای که اتفاقا پدیدآورندگان آن دیگر به آن اعتقادی ندارند؟

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳

هنوز نمی‌دانیم برای احیای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

 

 بزرگنمایی
سبزپرس – گروه محیط طبیعی: رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت:هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که برای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

به گزارش سبزپرس، «عیسی کلانتری» در مراسم روزجهانی تالاب‌های در تبریز گفت: اگر سیاست‌هایی که تا چندماه قبل بود در 20 سال آینده ادامه پیدا کند، در این سرزمین نه ایران خواهد بود و نه ایرانی. این یک پیش بینی نیست، یک واقعیت است.

او ادامه داد: در سال 1370 مرحوم فرساد رئیس کشاورزی استان  به من گفت که چاه‌ها دارند شور می‌شوند. بررسی اولیه نشان می‌داد که این پیشروی آب شور دریاچه است. اسفند 74 دو متخصص آب و خاک کشور پیش من آمدند و گفتند با بررسی‌هایی که انجام دادیم، اگر این سدها به بهره‌برداری برسند، دریاچه ارومیه بین 15 تا 20 سال خشک خواهد شد.

کلانتری تاکید کرد: تقصیر را به گردن خشکسالی نیاندازیم. ما خودمان ویران کرده‌ایم و خودمان باید احیا کنیم. نسل حاضر دریاچه را خشکانده. 10 درصد خشکسالی مقصر است. زیاده خواهی‌های نسل موجود و در نظر نگرفتن ضوابط توسعه پایدار مقصر است.

او گفت: در ضوابط توسعه پایدار آمده که نسل حاضر نباید حقوق نسل‌های بعد را به خطر بیاندازد. ما دریاچه را خشکانده‌ایم. شجاعت داشته باشیم و بپذیریم که سوء استفاده کردیم و حقابه را به بهانه زیاده‌خواهی خودمان از بین برده‌ایم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه با انتقاد از سیاست‌های بخش کشاورزی و برخی فشارها به این بخش گفت:‌ ما نمی‌دانیم پتانسیل طبیعی کشور چقدر است ولی سیاست‌گذاری می‌کنیم و به دستگاه اجرایی تحمیل می‌کنیم که باید در محصولات خودکفا شویم.

او گفت: همین تفکر، تا چند سال قبل توسعه پایدار را کلمه غربی می‌پنداشت. همه اینها نتیجه در نظر نگرفتن توسعه پایدار است. در خوزستان سد ساختیم در حالی که نباید می ساختیم.

کلانتری با انتقاد از روند سدسازی گفت:‌ بعد از سد شهید عباسپور نباید سد دیگری در خوزستان می‌ساختیم. گتوند را با چهار هزار میلیارد ساختیم، حالا باید هزار و 200 میلیارد تومان بدهیم تا آن را تخریب کنیم. الان دو میلیارد مترمکعب آب شورشده. شوری آب کف دریاچه سد گتوند، 5 برابر خلیج فارس است.

او تاکید کرد: اینها نتیجه سیاست‌های غلط است. مجریان غلط فکر می‌کنند مردم هم به فکر منافع کوتاه مدت هستند و حق دارند. فکر کردن به منافع بلند مدت وظیفه حاکمیت است.

کلانتری ادامه داد: من از سازمان محیط زیست گله دارم. این سازمان هیچوقت حقوق مالکیتی خودش را نفهمیده و اعمال نکرده. نباید برخلاف آن چیزی که باور داریم، عمل کنیم. اگر فشار آوردند استعفا بدهیم و می روم. اما پا روی اعتقادمان نگذاریم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت: هیچ کدام از رودخانه های کشور به مقصد خودش نمی رسد. هیچ کدام از رودخانه های داخلی به تالاب‌ها نمی رسد. فردا  سفید رود هم به دریای مازندران نمی رسد.

او گفت: ما در مرکز تحقیقات استراتژیک بررسی می‌کردیم که واقعا پتانسیل تولیدات کشاورزی کشور با عملکرد 2.2 برابر امروز (به نسبت آب) برای چقدر جمعیت کافی است؟ الان بخش کشاورزی 80 میلیارد متر مکعب آب مصرف می کند و در چند سال آینده نمی‌تواند بیش از 40 میلیارد مصرف کند. ما با 80 میلیارد مترمکعب حساب کردیم و این پتانسیل با 120 میلیارد دلار سرمایه گذاری سالیانه به بیش از 70 میلیون نفر نخواهد رسید.

او تاکید کرد: بیهوده دوباره صحبت از خودکفایی در محصولات کشاورزی نداشته باشیم. چراکه سیاست‌های خودکفایی ما را آب و طبیعت باید تعیین کند.


دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اجتماعی و اقتصادی

کلانتری افزود: در سه سال گذشته میزان منابع آب سطحی ما 44 تا 48 درصد کمتر از متوسط 40 سال گذشته بود در حالی که نوسان بارندگی ما سه درصد بیشتر نبوده است. این نشان می‌دهد که خشکسالی به هیچ وجه مقصر نیست و مدیریت اشتباه است. فقط دریاچه ارومیه نیست بلکه صدها دریاچه ارومیه زیرزمین داریم خشک می‌کنیم که کسی نمی‌بیند.

او تاکید کرد: حاکمیت باید بداند اگر سودی که با خشک کردن یک محیط طبیعی به دست می‌آید عدد پنج باشد، هزینه‌های خشک شدن آن دریاچه 100 است. یک کارشناس خارجی از من پرسید چرا رئیس جمهور شما علاقه دارد دریاچه ارومیه احیا شود من گفتم دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اقتصادی، اجتماعی است. بدانید که اگر دریاچه ارومیه از هم بپاشد، ایران از هم می‌پاشد.

کلانتری که با چشمان اشکبار سخن می‌گفت، خاطر نشان کرد: متاسفانه افراد [...] مسئله دریاچه را امنیتی کردند. کسانی را که آخر هفته آب می‌بردند و در بستر خشک دریاچه می‌ریختند را زندانی کردند. در روزهای پیش از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، یک دختر بچه آمد به دکتر روحانی گفت «دریاچه را باید دوباره احیا کنید اگر این کار را نکنید ما با اشک چشممان دریاچه را برمی‌گردانیم». دکتر روحانی گفت که «من قول می‌دهم دریاچه را احیا می‌کنیم» به آقای دکتر روحانی گفتم قولی که به مردم دادید، خیلی هزینه دارد ولی ایشان گفتند ارزش آذربایجان برای من صدها برابر این عددها است.

هنوز نمی‌دانیم چه باید کرد

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه در بخش دیگری از سخنانش گفت: هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که چه باید بکنیم. هرکس عددی می‌گوید که این عددها ممکن است برای یک شرکت رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه پیمانکار نان شود ولی برای دریاچه آب نمی‌شود. متاسفانه علممان بسیار ضعیف است. تقریبا با همه کسانی که صاحب‌نظر هستند جلسه داشته‌ایم. ما بن‌بست‌هایی را برای احیای دریاچه داشته باشیم.

او ادامه داد: الان تاحدودی نمی دانیم چه کنیم. هر کسی برای خودش طرحی داشت و هر وزارت‌خانه‌ای برای خود عملیاتی داشت. اینها هماهنگ نبودند و موازی‌کاری‌هایی وجود داشت. چون یک جایی متمرکز نیست و نتایج باید یک جا جمع‌بندی شود.


احیای دریاچه 15 سال زمان احتیاج دارد

کلانتری تاکید کرد: رئیس جمهوری به من قول دادند که اگر به برنامه‌ای اجرایی رسیدیم، از زیر سنگ هم که شده، پولش را جور خواهیم کرد. این دریاچه قابلیت احیا دارد ولی زمان‌بر است. فکر نکنید که سال آینده دریاچه به سال 78 برمی‌گردد. همه باید کمک کنند.

او افزود: اگر بخواهیم آب منتقل کنیم 8 تا 10 سال طول می‌کشد تا عملیات نهایی شود. متخصصان می‌گویند بدون تغذیه آب‌خوان‌ها نباید آبی وارد دریاچه شود. تغذیه آب‌خوان‌ها هم هست سال زمان احتیاج دارد. اگر بخواهیم مثلا از خزر آّب منتقل کنیم باید به اندازه 15 درصد توان نیروگاهی کشور برای پمپ کردن آب انرژی تولید کنیم. پس اگر احیای دریاچه به سرعت انجام شود، حداقل  15 سال زمان احتیاج داریم.

کلانتری گفت:‌ به خودم این قول را داده‌ام که کاری را که اطمینان ندارم که با علم متناقض نیست، انجام ندهم.

او همچنین خطاب به مردم آذربایجان و فعالان محیط زیست گفت: ما هیچ مسئله امنیتی درباره احیای دریاچه ارومیه نداریم. هدف همه آنهایی که برای دریاچه ارومیه تلاش می‌کنند هدف ملی میهنی است. آذری نباشد، اسلام هم نخواهد بود، حکومت اسلامی هم نخواهد بود.

کلانتری ادامه داد: ما هیچ خبر محرمانه‌ای نداریم و هیچ کاری بدون اطلاع رسانی به مردم هم انجام نخواهیم داد. هر تصمیمی بدون تغییر به اطلاع عموم خواهد رسید. بدون حضور مردم هیچ موفقیتی نخواهیم داشت. مردم بخواهند مسئولین نخواهند هم موفقیتی نخواهیم داشت.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
← صفحه بعد
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک