کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت

‏صحبت های تکان دهنده عیسی کلانتری در خصوص منابع آبی کشور / کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت
دکتر عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه در برنامه ای که به مناسبت روز جهانی تالاب ها در کنار تالاب بین المللی گاوخونی برگزار شد در جمع اعضای سازمانهای غیردولتی زیست محیطی، دوستداران محیط زیست، اهالی شهر ورزنه و شهرهای اطراف تالاب گاوخونی و برخی مدیران استانی و محلی به نکاتی در خصوص وضعیت فاجعه آمیز منابع آبی کشور اشاره کرد که در ادامه به صورت تیتر وار به آن اشاره می شود.
- از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود 35 سال پیش برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم. در این 35 سال فقط 120 میلیارد مکعب آبهای شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود 75% آبهای شیرین زیر زمینی بود را مصرف کردیم که حدود 75 میلیارد متر مکعب آن در 8 سال گذشته بوده است. یعنی منابع را تاراج کردیم.
- جمعیت را افزایش دادیم غافل از اینکه این جمعیت باید در یک کشور آباد زندگی کند. بدون توجه به نیازهای جمعیت، منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم.
- امروز هیچ تالاب درون سرزمینی، آب ندارد، از بختگان تا هورالعظیم، گاوخونی و ارومیه.
- آب های زیر زمینی ما در حال شور شدن است.
- ادامه این روند یعنی تخلیه ایران از جنوب البرز تا دریاهای آزاد و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی کشور.
- ما امانتدار بسیار بدی برای این تمدن 7000 ساله بودیم.
- زاینده رود 900 میلیون متر مکعب از سرچشمه های کارون وارد آن می شود، یعنی نصف آب زاینده رود از سرچشمه های کارون می آید.
- در استاندارد جهانی هر کشوری که 20% از آب های تجدید پذیرش را هر سال استفاده کند هیچ خطری از نظر منابع آب متوجه اش نیست. اگر 20 تا 40% استفاده شود به شرطی که برنامه ریزی باشد در خطر هستند اما به شرط مدیریت می توانند در دراز مدت منابع آب را تامین کنند. اما اگر بالای 40% استفاده کنند وارد بحران شده اند. دو کشور در دنیا بالای 40% استفاده می کنند، اولی مصر است با 46% و ایران با 85% ! این یعنی بزودی همه جای ایران مثل گاوخونی خشک خواهد شد. حتی امروز هم دیر شد.
- اگر سیاست هایمان را عوض نکنیم این کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت.
- کارشناسان و دانشگاهیان مستقل معتقدند آب های تجدید پذیر حدود 95 میلیارد متر مکعب است اما وزارت نیرو معتقد است 120 میلیارد متر مکعب آب تجدید پذیر داریم. اگر حرف دانشگاهیان و کارشناسان مستقل را ملاک قرار دهیم یعنی سالانه 96% از منابع آب تجدید پذیرمان را استفاده می کنیم.
- کاری که ما با آب های زیر زمینی می کنیم یعنی دزدی از نسل بعد. یعنی نسل کشی. نه تنها آب شیرین را تمام می کنیم، همه کشور را بیابان می کنیم.
- در حوضه گاوخونی به اندازه کافی آب از سرچشمه های کارون منتقل می شود و دیگر پتانسیلی برای انتقال آب نیست. آب مصرفی باید کاهش پیدا کند.
- گاوخونی که در زمان قدیم بدون انتقال آب از کارون زنده بود امروز خشک شده. هر چه آب هست در بالادست اصفهان بر می دارند. هر چه صنعت آب بر هست در اصفهان ایجاد کرده اند. نمیشه همه صنایع آب بر را در اصفهان متمرکز کرد. فضای سبز اصفهان اصفهان از رشت و ساری بیشتر است. نمی شود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت کاشت.
- دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها را نداریم. همین الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چهارمحال و بختیاری حداقل باید 25%صرفه جویی انجام شود. نمی شود هر چه آب هست در بالا دست استفاده کنند. 450 میلیون متر مکعب آب این منطقه را بالا دست دزدیده و باید برگرداند، هیچ راه دیگری وجود ندارد.
- برای کل کشور احساس خطر می کنم. پتانسیل برداشت بیش از حد از آب های زیرزمینی را نداریم. سال گذشته برای 44 میلیون نفر غذا وارد کردیم، فقط برای 33 میلیون نفر در داخل کشور غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم و اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران سریعتر اتفاق خواهد افتاد.‏

صحبت های تکان دهنده عیسی کلانتری در خصوص منابع آبی کشور / کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت
دکتر عیسی کلانتری، وزیر پیشین کشاورزی و دبیر ستاد احیای دریاچه ارومیه در برنامه ای که به مناسبت روز جهانی تالاب ها در کنار تالاب بین المللی گاوخونی برگزار شد در جمع اعضای سازمانهای غیردولتی زیست محیطی، دوستداران محیط زیست، اهالی شهر ورزنه و شهرهای اطراف تالاب گاوخونی و برخی مدیران استانی و محلی به نکاتی در خصوص وضعیت فاجعه آمیز منابع آبی کشور اشاره کرد که در ادامه به صورت تیتر وار به آن اشاره می شود.
- از زمان ساسانیان و هخامنشیان تا حدود 35 سال پیش برداشت اضافه از منابع آبی کشور نداشتیم. در این 35 سال فقط 120 میلیارد مکعب آبهای شیرین فسیلی صدها هزار ساله که حدود 75% آبهای شیرین زیر زمینی بود را مصرف کردیم که حدود 75 میلیارد متر مکعب آن در 8 سال گذشته بوده است. یعنی منابع را تاراج کردیم.
- جمعیت را افزایش دادیم غافل از اینکه این جمعیت باید در یک کشور آباد زندگی کند. بدون توجه به نیازهای جمعیت، منابع کشور را برای رفع نیازها به تاراج گذاشتیم.
- امروز هیچ تالاب درون سرزمینی، آب ندارد، از بختگان تا هورالعظیم، گاوخونی و ارومیه.
- آب های زیر زمینی ما در حال شور شدن است.
- ادامه این روند یعنی تخلیه ایران از جنوب البرز تا دریاهای آزاد و از شرق زاگرس تا مرزهای شرقی کشور.
- ما امانتدار بسیار بدی برای این تمدن 7000 ساله بودیم.
- زاینده رود 900 میلیون متر مکعب از سرچشمه های کارون وارد آن می شود، یعنی نصف آب زاینده رود از سرچشمه های کارون می آید.
- در استاندارد جهانی هر کشوری که 20% از آب های تجدید پذیرش را هر سال استفاده کند هیچ خطری از نظر منابع آب متوجه اش نیست. اگر 20 تا 40% استفاده شود به شرطی که برنامه ریزی باشد در خطر هستند اما به شرط مدیریت می توانند در دراز مدت منابع آب را تامین کنند. اما اگر بالای 40% استفاده کنند وارد بحران شده اند. دو کشور در دنیا بالای 40% استفاده می کنند، اولی مصر است با 46% و ایران با 85% ! این یعنی بزودی همه جای ایران مثل گاوخونی خشک خواهد شد. حتی امروز هم دیر شد.
- اگر سیاست هایمان را عوض نکنیم این کشور را همراه نسل خودمان خواهیم کشت.
- کارشناسان و دانشگاهیان مستقل معتقدند آب های تجدید پذیر حدود 95 میلیارد متر مکعب است اما وزارت نیرو معتقد است 120 میلیارد متر مکعب آب تجدید پذیر داریم. اگر حرف دانشگاهیان و کارشناسان مستقل را ملاک قرار دهیم یعنی سالانه 96% از منابع آب تجدید پذیرمان را استفاده می کنیم.
- کاری که ما با آب های زیر زمینی می کنیم یعنی دزدی از نسل بعد. یعنی نسل کشی. نه تنها آب شیرین را تمام می کنیم، همه کشور را بیابان می کنیم.
- در حوضه گاوخونی به اندازه کافی آب از سرچشمه های کارون منتقل می شود و دیگر پتانسیلی برای انتقال آب نیست. آب مصرفی باید کاهش پیدا کند.
- گاوخونی که در زمان قدیم بدون انتقال آب از کارون زنده بود امروز خشک شده. هر چه آب هست در بالادست اصفهان بر می دارند. هر چه صنعت آب بر هست در اصفهان ایجاد کرده اند. نمیشه همه صنایع آب بر را در اصفهان متمرکز کرد. فضای سبز اصفهان اصفهان از رشت و ساری بیشتر است. نمی شود تا قله کوه صفه در اصفهان درخت کاشت.
- دیگر پتانسیل انتقال آب از دیگر حوضه ها را نداریم. همین الان در غرب حوضه شامل غرب اصفهان و چهارمحال و بختیاری حداقل باید 25%صرفه جویی انجام شود. نمی شود هر چه آب هست در بالا دست استفاده کنند. 450 میلیون متر مکعب آب این منطقه را بالا دست دزدیده و باید برگرداند، هیچ راه دیگری وجود ندارد.
- برای کل کشور احساس خطر می کنم. پتانسیل برداشت بیش از حد از آب های زیرزمینی را نداریم. سال گذشته برای 44 میلیون نفر غذا وارد کردیم، فقط برای 33 میلیون نفر در داخل کشور غذا تولید کردیم و بیش از این توانایی نداریم و اگر فشار بیش از حد وارد شود مرگ سرزمین ایران سریعتر اتفاق خواهد افتاد.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٧:٤۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱۱/۱۱

تصاویر بازدید دکترحیدرپور نماینده مجلس ازقطب دام وطیور مورخ93/6/10

در پی نامه نگاریهای متعدد و مراجعات مکرر نمایندگان کشاورزان جنوب شهرضا بویژه کشاورزان صحرای عمروآباد و شورای شهر منظریه به جناب دکتر حیدرپور نماینده محترم شهرضا در مجلس مبنی بر حفر چاه غیر مجاز از سوی گاوداریهای قطب دام و طیور در تاریخ93/6/10 ایشان به اتفاق رییس محترم اداره منابع آب و نمایندگان کشاورزان و اعضای شورای شهر و شهردار محترم منظریه اقدام به بازدید از محل قطب نمود که تصاویر بازدید در این بخش منتشر می شود

 تصویر شماره (1)

  تصویر شماره (2)

  تصویر شماره(3)

  تصویر شماره(4)

  تصویر شماره(5)

  تصویر شماره(6)

  تصویر شماره(7)

  تصویر شماره(8)

  تصویر شماره(9)

  تصویر شماره(10)

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٢:۱٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٦/٢٠

لایسئل عما یفعل

 در زندگی هر فردی موقعیتهایی پدید می آید که قدر و اندازه هرکس مشخص می گردد. چه بسا افرادی با پیدا کردن مقامی یا پولی یا کسب مدرکی یکباره همه چیز را فراموش می کنند و مست گردیده و ترک تازی ها می نمایند. زنده یاد پریش شهرضایی چه زیبا گفت:« عمرا این صندلیا حسنی مناتی نداره اگه ریس یه جا شدی بر دادا میز میز نکن» ولی کم هستند انسانهایی که این سخنان حکیمانه را به گوش جان و هوش بشنوند و عمل نمایند. در دوره فرمانداری جناب رضا شهرضا بسیار کوشیدیم با ایشان سخن بگوییم و خطرات قطب دام و طیور را برای ایشان شرح دهیم اما به درب بسته بر می خوردیم تا جایی که با قلدری تمام و از موضع لایسئل عما یفعل با ارباب رجوعان برخورد می کرد و ثمره آنچه را که انجام داد دید و چشید. ولی چه سود که:

باران دو صد ساله فرو ننشاند             این گرد بلا را که تو انگیخته ای

 در این قسمت تصویر شکایت یک شهروند و دستور استاندار اصفهان را مشاهده می کنید و در ذیل شکوائیه گزارش برخورد مردم زیارتگاه با ایشان در مورخه 89/5/10 را می خوانید.

 

 

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٧

تکاپوی مسئولین جهت تامین آب قطب غیر قانونی دام و طیور

در این قسمت با انتشار و شرح مستندات و مدارک ذیل گوشه‌ای دیگر از تخلفات و قانون گریزهای مسئولین وقت فرمانداری شهرضا و مدیریت جهاد کشاورزی استان و شهرستان را در معرض دید و قضاوت خوانندگان و اهل درد می‌نهیم.
الف- نقشه زیر نقشه فاز اول قطب دام و طیور است چنانکه ملاحظه می‌نمایید قرار بر این بوده و هست که ۱۵۳ واحد دام و طیور شامل ۳۲ واحد مرغداری با ظرفیت ۶۴٠ هزارقطعه مرغ، ۴۶ واحد گاوداری ۵۰ راسی، ۶۵ واحد گاوداری ۱۰۰ راسی، ۹واحد گاوداری ۲۰۰ راسی، یک واحد گاوداری دو هزار راسی جمعاً ١٢/۶٠٠ راس گاو مولد در منطقه جنوب شهرضا احداث گردد. با دقت در این نقشه و دیگر اسناد و مدارک طرح و بررسی و تطبیق آن‌ها با قوانین در می‌یابیم که چه تخلفات گسترده‌ای اتفاق افتاده است. به عنوان مثال: گاوداری دو هزار راسی شرکت آریا لبن در فاصله ۵۰ متری مادر چاه قنات عمروآباد(به سری دوم تصاویر همین وبلاگ نگاه کنید) اقدام به حفر سیلو و دیگر تاسیسات نموده است صرفه نظر از اینکه چه کسی پاسخ گویی تخریب مادر چاه قنات عمروآباد است؟ خوب است مدیران حامی طرح به پرسشهای زیر پاسخ دهند:
۱. مطابق مواد ۱۳۶ تا ۱۳۹ قانون مدنی حداقل حریم قنات ۵۰۰ متر است حال چگونه گاوداری دو هزار راسی (که در نقشه با علامت E1 و فلش قرمز مشخص گردیده) اجازه تاسیس آنهم در جوار قنات را می‌گیرد؟ حتماً همانگونه که دراسناد مربوط به تامین آب دیدیم ( ودر همین قسمت هم دوباره می بینیم) متولیان امر  برای رفع این نوع معضلات هم چاره اندیشی ویژه ای کرده اند
۲. مسولین جهاد و کشاورزی استان و شهرستان بر اساس کدام قانون و استعلام محیط زیستی و یا در اختیار داشتن کوچک‌ترین مجوز تامین آب اقدام به طراحی چنین قطبی نموده‌اند؟ مگر مطابق نظام دامپروری کشور هر راس گاو شیرده حداقل به ۱۲۵ لیتر آب نیاز ندارد؟ یا بر اساس ضوابط فنی مندرج در صفحه ۲۲ همین کتاب نظام دام پروری محل تاسیسات نباید در جهت وزش باد غالب باشد آیا از وزش باد غالب شهرضا از جنوب غربی به سمت شمال شرقی بی‌اطلاع بودند؟

 

فرماندار وقت شهرضا و حامی طرح در مصاحبه با روزنامه جمهوری اسلامی مورخ٨٩/۵/۴ شماره٨٩۵۴ صفحه ١۴ به شرح مشکلات کم آبی، خشکسالی و کمبود آب شرب شهرضا می پردازد خوب است در اینجا بدین پرسش پاسخ دهند؛ چگونه با این معضلات، مدیران شهرستان (که در این امور باید با عالی ترین نماینده دولت در منطقه هماهنگ باشند) ٢٠ لیتر آب شرب شهروندان را جهت قطب دام و طیور تخصیص می دهند؟

پس از انتشار نامه های شرکت آب منطقه ای اصفهان مبنی بر عدم تامین آب قطب فرماندار وقت که حامی اصلی این طرح نسنجیده است می کوشد خطای فاحش خود را با خطایی دیگر جبران نماید و از اداره آب درخواست موافقت با حفر چاه در منطقه خروس گلو را می نماید.


 

 

دم خروس و قسم حضرت عباس آب شرب شهروندان را به چه مجوزی به قطب اختصاص می دهید؟ چه کاسه ای زیر نیم کاسه است.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱:۳٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٧

«قنات» راهکار نجات

 

روزنامه شرق / حسین آخانی:  من چون در روستا متولد و بزرگ شده‌ام، از بچگی با کشاورزی و آب رابطه داشتم. حتی تا زمان رفتن به مدرسه، آب آشامیدنی ما از آب‌جوی قناتی تامین می‌شد که از وسط حیاط‌مان می‌گذشت. 34سال پیش من 15ساله بودم و دوسال بود انقلاب شده بود. در همان سن علاقه شدیدی به نوشتن داشتم.

 دوران انقلاب بسیاری از جوانان و نوجوانان را با کتاب‌خواندن، شعرسرودن و حتی روزنامه‌نگاری آشنا کرد. من تازه به دبیرستان رفته بودم. تنها نشریه‌ای که در اراک منتشر می‌شد، هفته‌نامه سروش استان مرکزی بود. من به آنجا راه پیدا کردم و اولین مقاله خود را در 15سالگی نوشتم: «قنات‌ها در معرض خطرند.» متاسفانه متن آن را پیدا نمی‌کنم.

 خیلی دلم می‌خواست امروز که کشور گریبان‌گیر بحران آب شده  است، آن را مجددا منتشر می‌کردم. شاید خواندن دغدغه‌های یک بچه روستایی که 34سال پیش خطر تخریب مهم‌ترین سازه پایدار آبرسانی در ایران را احساس کرده بود، حتی برای خودم هم خواندنی باشد. امروز بزرگ شده‌ام، ولی بازهم همان دغدغه‌ها را دارم، به‌خصوص که به واسطه شغلم آب و گیاه بخش جدانشدنی زندگی من است.

این‌روزها بزرگ‌ترین مقام‌مسوول آب کشور، زبان به بیان گوشه‌ای از حقایق صنعت آب گشوده است. اینکه سدهایی که ساخته شده باعجله بوده است، اینکه کشور در شرایط سختی است، اینکه توسعه کشاورزی به این شکل، ناپایدار و غلط بوده است، اینکه ما دریاچه‌ها و تالاب‌هایمان را یکی‌یکی خشک کرده‌ایم.

در یک کلام: اعتراف به بی‌تدبیری در صنعت آب! موضوعی که سال‌هاست فعالان محیط‌زیست و دانشگاهی‌ها، تحت‌عنوان «مافیای سدسازی» به آن اشاره کرده بودند.

یادم می‌آید وقتی ما در مقابل مسوولان و مهندسان وزارت نیرو همین حرف‌ها را می‌زدیم (از جمله یکی از معاونان آقای وزیر) ما را متهم به احساسی‌بودن می‌کردند.

همیشه می‌گفتند که ما برای رساندن آب به مردم چاره‌ای جز سد‌سازی نداریم و چون دانش و اطلاعات ما محیط‌زیستی‌ها ناچیز است آنها را بی‌خود مورد نقد قرار می‌دهیم. حال شاهدیم که سدها یکی‌یکی خالی می‌شوند، دریاچه‌ها یکی‌یکی خشک می‌شوند، خانه‌هایی که یکی‌یکی در شهرها ساخته می‌شوند معلوم نیست با کدام آب پذیرای ساکنان جدید خواهند بود.

 وقتی به جناب شهردار اعتراض کردیم در این شرایط بی‌آبی ساخت دریاچه بزرگ در تهران اشتباه است، نه‌تنها به ما پاسخی ندادند، بلکه دستور داد در کوتاه‌ترین زمان ممکن ساخته شود و هزاران مثال بی‌شمار که در جای‌جای ایران رخ‌داده است. تاریخ ما نشان داده است که به‌ندرت کسانی که مسبب این‌همه بی‌تدبیری شده‌اند مورد مواخذه قرار گیرند.

خیلی از آنها کم‌کم رنگ عوض می‌کنند و تقصیرها را به گردن مثلا فلان نماینده مجلس، فلان مسوول بانفوذ و سران قبلی دولت یا جناح سیاسی می‌اندازند تا باز هم با پیشنهادات غیرمعقولانه از عواید پروژه‌های سخت‌افزاری آب بهره‌مند شوند. اما چاره چیست؟ به عقیده من در این کشور خشک تنها یک راه وجود دارد. همان راهی که چندین‌هزارسال مردمان ایران‌زمین آن‌ را یافته‌اند و تا نیم‌قرن اخیر باعث پایداری قدیمی‌ترین تمدن جهان در پیچ‌های پرفرازونشیب سیاسی و اقلیمی شده‌اند. قنات یکی از هوشمندترین اختراعات بشر برای زندگی پایدار در کشوری است که از نظر اقلیمی به‌شدت ناپایدار است.

 قنات بدون کوچک‌ترین صرف انرژی، مازاد آب زیرزمینی را به سطح زمین منتقل می‌کند. قنات آب را در معرض تبخیر قرار نمی‌دهد. درباره  قنات، صدها جلد کتاب و مقاله نوشته شده است. فکر نمی‌کنم درک قنات برای مهندسان ما کار دشواری باشد.

شاید دشوارترین بخش قنات آن است که برای مرمت، توسعه و احداث آن نمی‌توان سالی شش‌میلیارددلار از بودجه مردم را در مجلس و دولت تصویب کرد و به همین دلیل جاذبه‌ای برای غول‌های صنعت آب ندارد. شاید بتوان تدبیری اندیشید تا این جاذبه ایجاد شود، مثلا به هر مهندس قنات ماهی صدمیلیون‌تومان ریسک سقوط در چاه داد، یا دیواره چاه‌ها را با سنگ مرمر ایتالیایی تزیین کرد و صدها روش دیگر که بالاخره دست از این پروژه‌های ویرانگر سد‌سازی و انتقال آب بردارند.

هرچند نگارنده متهم می‌شود که نوشته‌اش بوی علم نمی‌دهد، اما این فقط آیند‌گانند که قضاوت می‌کنند، آیا علم چندهزارساله مردمانی که در خشک‌ترین نقاط ایران امتحانش را پس داده؛ درست است یا علم وارداتی 50ساله‌ای که اتفاقا پدیدآورندگان آن دیگر به آن اعتقادی ندارند؟

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۱٠:۱٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳

وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ

آنان که با خداوند مکر می نمایند نمی دانند که خداوند خود بهترین چاره جوست. فرماندار وقت شهرضا- شرکت پیشگامان دام و طیور-تعدادی از مسئولین سازمان جهاد کشاورزی استان و مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان سر مستانه در پی اهداف شوم خود در منطقه بودند.مکرها نمودند و نقشه ها کشیدند. ولی غافل از مکر پروردگار بودند. امروزه در گوشه و کنار سرزمین ستم دیده ایران به کرات  این گونه منفعت طلبی ها دیده می شود اشتهای سیری ناپذیر دنیادوستان تا حدی ظهور و بروز پیدا کرده که زندگی هزاران نفر دیگر تباه شود اما جیب آقایان بیشتر پر شود. آری در ملک ما صاعقه فقرا ستم اغنیاست. آنهم نوکیسه گان تازه بدوران رسیده که تنها اصل و ارزش حیاتشان اصالت فایده و سود از هر طریق است. آیا جناب رضا شهرضا و مدیران جهاد کشاورزی استان و شهرستان نمی دانستند که منطقه شهرضا منطقه خشک و بی آبی است؟ آیا از آیین نامه های ایجاد مجتمع دامپروری آگاه نبودند!؟ چرا خوب هم آگاه بودند اما کسی از روستائیان را داخل آدم نمی شمردند و به حساب نمی آوردند و زمانی که فریادها را شنیدند و مدارک تخلفاتشان بر سر هر کوی و برزنی به نمایش درآمد و جلوه ای از مکر خدا را دیدند به تکاپو افتادند که بر تخلفات خود صحه گذاشته و گریزگاهی قانونی بجویند. از این رو جلسه شورای هماهنگی مدیریت بحران مورخ89/2/7 را برگزار نمودند تا روغن ریخته شده را جمع کنند و طرح مندرس و پاره شده را رفو کنند. در این جلسه که با تجمع کشاورزان معترض در بیرون فرمانداری شهرضا همراه بود و ایادی فرماندار وقت شهرضا به لطایف الحیل مانع حضور یکی از نمایندگان مجرب کشاورزان در جلسه گردیدند صورتمجلس های ذیل تهیه گردید و باز جناب رضا شهرضا فرماندار وقت بند سوم صورت جلسه را که مبتنی بر جابجایی طرح بود را حذف نمود اما در صورت جلسه جهاد کشاورزی استان شماره 13969/510 مورخه89/2/13 مدیرامور دام سازمان جهاد کشاورزی جابجایی طرح قید گردیده است.

 صورت جلسه اختصاصی قطب دام و طیور شهرضا بند سوم که جابجایی طرح است از مصوبات حذف گردیده است

 

  پیشنهادات  کمیته کارشناسی تامین آب قطب غیر قانونی دام و طیور شهرضا

 

صورت جلسه دوم و مصوبات شورای هماهنگی مدیریت بحران 89/2/7

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ۸:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳

به کجا برم شکایت به که گویم این حکایت

 مدتها بود که می خواستم دلایل ایجاد تارنمای کاریزهای جنوب شهرضا را بنویسم از ابتدا هم به این سخت جانی گمانی نبود که  فردی بدون تخصص در موضوعی بتواند پیرامون یک موضوع که ابعاد تخصصی زیادی دارد مطالبی تهیه نماید. ولی اکنون بر این باورم که می توان با بهرگیری از تخصص دیگران و پایداری بر حق و حقیقت مانع تباهی و ویرانی و ظلم گردید. از این رو مهمترین علت و هدف ایجاد این تار نما،بیان ستمی عظیم است که بر انسان، میراث او و طبیعت می رود و از وجهی دیگر شرح ارزش عدالت است. عدلی که انسان مدرن امروز در جای جای جهان و بیش از همه در کشورهای جهان سوم به نحوه مخاطره انگیزی آن را به بازیچه گرفته است.در تبیین مفهوم عدالت و ظلم شهید مطهری (ره) این چنین می گوید:

«ما افراد بشر، فردی از نوع خود را که نسبت به دیگران قصد سوئی ندارد، به حقوق آنها تجاوز نمی کند، هیچ گونه تبعیضی میان افراد قائل نمی گردد، در آنچه مربوط به حوزه حکومت و اداره او است، با نهایت بی طرفی، به همه به یک چشم نگاه می کند، در مناقشات و اختلافات افراد دیگر، طرفدار مظلوم و دشمن ظالم است؛ چنین کسی را دارای نوعی از کمال (یعنی عدالت) می دانیم و روش او را قابل «تحسین» می شماریم و خود او را «عادل» می دانیم.

در مقابل، فردی را که نسبت به حقوق دیگران تجاوز می کند، در حوزه قدرت و اراده خود میان افراد تبعیض قائل می شود، طرفدار ستمگران و ستمکشان «بی تفاوت» است، چنین کسی را دارای نوعی نقص به نام «ظلم» و ستمگری می دانیم و خود او را «ظالم» می خوانیم و روش او را لایق «تقبیح» می شماریم.»
حال پس از ذکر سبب اصلی به ذکر دلایل دیگر می پردازم:

الف- حوضه  آبی قنوات جنوب شهرضا در چند دهه ی اخیر به کرات مورد تعرض افراد سودجو و با پوشش های گوناگون قرار گرفته است. بزرگترین هجمه ای که به این حوضه شد. طرح و ایجاد قطب غیر قانونی دام و طیور در دولت دهم و نهم بود. دولتی که افشای اسناد تخلفات میلیونی مدیران آن از طریق قوای مقننه و قضائیه و اجرائیه بدل به کاری مستمر گردیده است و الحمداله که در این سرزمین بحث پیشگیری و توجه به عواقب کار اصلا مطرح نیست از این رو با ایجاد و تاسیس این وبلاگ کوشش گردید که تا سرحد امکان  با این گونه طرحهای نسنجیده مقابله گردد. و عواقب مخرب آن و موارد مشابه بیان شود.

ب- در طی شش دهه ی گذشته اقدامات زیادی برای حفظ قنوات جنوب شهرضا انجام گردیده است لازم بود تا تلاشهای گذشته که حتما در آتیه نزدیک هم چراغ راه است در جایی محافظت شود وجایی بهتراز فضای مجازی برای حفظ و معرفی فعالیتهای سابق نبود.

پ-بی توجهی به سنن و قواعد طبیعی  و الهی ریشه بسیاری از ناملایمات و تنشهای اجتماعی است. اکنون بعد از طرح قطب دام و طیور سخن از ایجاد و احداث منطقه ویژه اقتصادی است. آیا مسولان ذی ربط از همین حالا فکر تامین آب و رفع عوارض محیط زیست را نموده اند؟ مطالب این وبلاگ هشداری است به مسولان تا تصمیمی صحیح بگیرند و بدانند مرد آخر بین مبارک بنده ای است.

ت- نسل جوان و نوجوان در ایران به دلیل عدم برخورداری از آموزش و پرورش مناسب با گذشته خود دچار انقطاع و بیگانگی گردیده است. آشنایی با میراث گرانقدر گذشتگان امری مهم و واجب است و قسمتی از جهت گیری مطالب کاریزهای جنوب شهرضا در این راستاست.

ث-دگرگونی های اخلاقی و یا بهتر بگویم سست شدن مبانی اخلاقی و رواج انواع مفاسد چون: زورگویی-پایمال نمودن حقوق یکدیگر- تخریب طبیعت و.... وجه رایج روزگار ماست در تصاویر زیر وجهی دیگر از ستم به یکدیگر را مشاهده می کنیم.یکی از اهداف این وبلاگ بیان این مطلب است که اگر همه از هم بدزدند چه می شود؟

 

 

 

 

 

 

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٦:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/٢/٢

هنوز نمی‌دانیم برای احیای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

 

 بزرگنمایی
سبزپرس – گروه محیط طبیعی: رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت:هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که برای دریاچه ارومیه چه باید بکنیم.

به گزارش سبزپرس، «عیسی کلانتری» در مراسم روزجهانی تالاب‌های در تبریز گفت: اگر سیاست‌هایی که تا چندماه قبل بود در 20 سال آینده ادامه پیدا کند، در این سرزمین نه ایران خواهد بود و نه ایرانی. این یک پیش بینی نیست، یک واقعیت است.

او ادامه داد: در سال 1370 مرحوم فرساد رئیس کشاورزی استان  به من گفت که چاه‌ها دارند شور می‌شوند. بررسی اولیه نشان می‌داد که این پیشروی آب شور دریاچه است. اسفند 74 دو متخصص آب و خاک کشور پیش من آمدند و گفتند با بررسی‌هایی که انجام دادیم، اگر این سدها به بهره‌برداری برسند، دریاچه ارومیه بین 15 تا 20 سال خشک خواهد شد.

کلانتری تاکید کرد: تقصیر را به گردن خشکسالی نیاندازیم. ما خودمان ویران کرده‌ایم و خودمان باید احیا کنیم. نسل حاضر دریاچه را خشکانده. 10 درصد خشکسالی مقصر است. زیاده خواهی‌های نسل موجود و در نظر نگرفتن ضوابط توسعه پایدار مقصر است.

او گفت: در ضوابط توسعه پایدار آمده که نسل حاضر نباید حقوق نسل‌های بعد را به خطر بیاندازد. ما دریاچه را خشکانده‌ایم. شجاعت داشته باشیم و بپذیریم که سوء استفاده کردیم و حقابه را به بهانه زیاده‌خواهی خودمان از بین برده‌ایم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه با انتقاد از سیاست‌های بخش کشاورزی و برخی فشارها به این بخش گفت:‌ ما نمی‌دانیم پتانسیل طبیعی کشور چقدر است ولی سیاست‌گذاری می‌کنیم و به دستگاه اجرایی تحمیل می‌کنیم که باید در محصولات خودکفا شویم.

او گفت: همین تفکر، تا چند سال قبل توسعه پایدار را کلمه غربی می‌پنداشت. همه اینها نتیجه در نظر نگرفتن توسعه پایدار است. در خوزستان سد ساختیم در حالی که نباید می ساختیم.

کلانتری با انتقاد از روند سدسازی گفت:‌ بعد از سد شهید عباسپور نباید سد دیگری در خوزستان می‌ساختیم. گتوند را با چهار هزار میلیارد ساختیم، حالا باید هزار و 200 میلیارد تومان بدهیم تا آن را تخریب کنیم. الان دو میلیارد مترمکعب آب شورشده. شوری آب کف دریاچه سد گتوند، 5 برابر خلیج فارس است.

او تاکید کرد: اینها نتیجه سیاست‌های غلط است. مجریان غلط فکر می‌کنند مردم هم به فکر منافع کوتاه مدت هستند و حق دارند. فکر کردن به منافع بلند مدت وظیفه حاکمیت است.

کلانتری ادامه داد: من از سازمان محیط زیست گله دارم. این سازمان هیچوقت حقوق مالکیتی خودش را نفهمیده و اعمال نکرده. نباید برخلاف آن چیزی که باور داریم، عمل کنیم. اگر فشار آوردند استعفا بدهیم و می روم. اما پا روی اعتقادمان نگذاریم.

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه گفت: هیچ کدام از رودخانه های کشور به مقصد خودش نمی رسد. هیچ کدام از رودخانه های داخلی به تالاب‌ها نمی رسد. فردا  سفید رود هم به دریای مازندران نمی رسد.

او گفت: ما در مرکز تحقیقات استراتژیک بررسی می‌کردیم که واقعا پتانسیل تولیدات کشاورزی کشور با عملکرد 2.2 برابر امروز (به نسبت آب) برای چقدر جمعیت کافی است؟ الان بخش کشاورزی 80 میلیارد متر مکعب آب مصرف می کند و در چند سال آینده نمی‌تواند بیش از 40 میلیارد مصرف کند. ما با 80 میلیارد مترمکعب حساب کردیم و این پتانسیل با 120 میلیارد دلار سرمایه گذاری سالیانه به بیش از 70 میلیون نفر نخواهد رسید.

او تاکید کرد: بیهوده دوباره صحبت از خودکفایی در محصولات کشاورزی نداشته باشیم. چراکه سیاست‌های خودکفایی ما را آب و طبیعت باید تعیین کند.


دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اجتماعی و اقتصادی

کلانتری افزود: در سه سال گذشته میزان منابع آب سطحی ما 44 تا 48 درصد کمتر از متوسط 40 سال گذشته بود در حالی که نوسان بارندگی ما سه درصد بیشتر نبوده است. این نشان می‌دهد که خشکسالی به هیچ وجه مقصر نیست و مدیریت اشتباه است. فقط دریاچه ارومیه نیست بلکه صدها دریاچه ارومیه زیرزمین داریم خشک می‌کنیم که کسی نمی‌بیند.

او تاکید کرد: حاکمیت باید بداند اگر سودی که با خشک کردن یک محیط طبیعی به دست می‌آید عدد پنج باشد، هزینه‌های خشک شدن آن دریاچه 100 است. یک کارشناس خارجی از من پرسید چرا رئیس جمهور شما علاقه دارد دریاچه ارومیه احیا شود من گفتم دریاچه ارومیه یعنی امنیت ملی، اقتصادی، اجتماعی است. بدانید که اگر دریاچه ارومیه از هم بپاشد، ایران از هم می‌پاشد.

کلانتری که با چشمان اشکبار سخن می‌گفت، خاطر نشان کرد: متاسفانه افراد [...] مسئله دریاچه را امنیتی کردند. کسانی را که آخر هفته آب می‌بردند و در بستر خشک دریاچه می‌ریختند را زندانی کردند. در روزهای پیش از انتخابات یازدهم ریاست جمهوری، یک دختر بچه آمد به دکتر روحانی گفت «دریاچه را باید دوباره احیا کنید اگر این کار را نکنید ما با اشک چشممان دریاچه را برمی‌گردانیم». دکتر روحانی گفت که «من قول می‌دهم دریاچه را احیا می‌کنیم» به آقای دکتر روحانی گفتم قولی که به مردم دادید، خیلی هزینه دارد ولی ایشان گفتند ارزش آذربایجان برای من صدها برابر این عددها است.

هنوز نمی‌دانیم چه باید کرد

رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه در بخش دیگری از سخنانش گفت: هنوز از نظر علمی به جمع‌بندی نرسیده‌ایم که چه باید بکنیم. هرکس عددی می‌گوید که این عددها ممکن است برای یک شرکت رئیس دبیرخانه کارگروه احیای تالاب ارومیه پیمانکار نان شود ولی برای دریاچه آب نمی‌شود. متاسفانه علممان بسیار ضعیف است. تقریبا با همه کسانی که صاحب‌نظر هستند جلسه داشته‌ایم. ما بن‌بست‌هایی را برای احیای دریاچه داشته باشیم.

او ادامه داد: الان تاحدودی نمی دانیم چه کنیم. هر کسی برای خودش طرحی داشت و هر وزارت‌خانه‌ای برای خود عملیاتی داشت. اینها هماهنگ نبودند و موازی‌کاری‌هایی وجود داشت. چون یک جایی متمرکز نیست و نتایج باید یک جا جمع‌بندی شود.


احیای دریاچه 15 سال زمان احتیاج دارد

کلانتری تاکید کرد: رئیس جمهوری به من قول دادند که اگر به برنامه‌ای اجرایی رسیدیم، از زیر سنگ هم که شده، پولش را جور خواهیم کرد. این دریاچه قابلیت احیا دارد ولی زمان‌بر است. فکر نکنید که سال آینده دریاچه به سال 78 برمی‌گردد. همه باید کمک کنند.

او افزود: اگر بخواهیم آب منتقل کنیم 8 تا 10 سال طول می‌کشد تا عملیات نهایی شود. متخصصان می‌گویند بدون تغذیه آب‌خوان‌ها نباید آبی وارد دریاچه شود. تغذیه آب‌خوان‌ها هم هست سال زمان احتیاج دارد. اگر بخواهیم مثلا از خزر آّب منتقل کنیم باید به اندازه 15 درصد توان نیروگاهی کشور برای پمپ کردن آب انرژی تولید کنیم. پس اگر احیای دریاچه به سرعت انجام شود، حداقل  15 سال زمان احتیاج داریم.

کلانتری گفت:‌ به خودم این قول را داده‌ام که کاری را که اطمینان ندارم که با علم متناقض نیست، انجام ندهم.

او همچنین خطاب به مردم آذربایجان و فعالان محیط زیست گفت: ما هیچ مسئله امنیتی درباره احیای دریاچه ارومیه نداریم. هدف همه آنهایی که برای دریاچه ارومیه تلاش می‌کنند هدف ملی میهنی است. آذری نباشد، اسلام هم نخواهد بود، حکومت اسلامی هم نخواهد بود.

کلانتری ادامه داد: ما هیچ خبر محرمانه‌ای نداریم و هیچ کاری بدون اطلاع رسانی به مردم هم انجام نخواهیم داد. هر تصمیمی بدون تغییر به اطلاع عموم خواهد رسید. بدون حضور مردم هیچ موفقیتی نخواهیم داشت. مردم بخواهند مسئولین نخواهند هم موفقیتی نخواهیم داشت.

   + مسعود عسگری عمروآبادی - ٧:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱۱/۱٦
← صفحه بعد
تبادل لینک - سیستم تبادل لینک اتوماتیک